eitaa logo
رزنـارنـجـی🫰
1.5هزار دنبال‌کننده
12هزار عکس
7.4هزار ویدیو
63 فایل
تولد‌کانال -۱۴۰۰/۱۰/۱۳- فن‌پیج«امیر‌مقاره‌و‌پردیس‌پور‌عابدینی» مـو‌کـه‌طـاقـتـش‌نــداروم تـورو‌پــیشـوم‌نـبـینــوم🫆 جآنم؟ @ap_maghare کپی‌ممنوع🫨
مشاهده در ایتا
دانلود
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای‌جانممم😂😍 تو‌روستاے‌בلم‌تک‌ساقـہ‌این‌شالیزارے ⃟🧡𝑰'𝒎 𝒄𝒐𝒎𝒎𝒍𝒕𝒕𝒆𝒅 𝒕𝒐 𝑰𝒍𝒌𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒇𝒐𝒓𝒆𝒗𝒆𝒓 𝐉𝐨𝐢𝐧:🎻 ╔═🫶🥹════════╗ https://eitaa.com/joinchat/839712929C55692081a9 ╚════════🫶🥹═╝ 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒆𝒍 𝑴𝒆𝒈𝒂 𝒔𝒕𝒂𝒓
رزنـارنـجـی🫰
-تلخ‌مثل‌من- #پارت‌‌ششم‌فصل‌دوم🍃🤍 اون‌پیاما‌تمومی‌نداشت‌هر‌چی‌پیش‌می‌رفتم حالم‌بدتر‌میشد‌‌‌و‌دوباره
-تلخ‌مثل‌من- 🍃🤍 به‌سمتم‌هجوم‌اورد‌و‌گوشی‌رو‌ازم‌قاپ‌زد با‌شدت‌و‌تمام‌قدرتش‌به‌سمت‌دیوار‌پرتش کرد‌طوری‌که‌گوشی‌خورد‌شد‌و‌چیزی‌ازش‌ نموند نیم‌نگاهی‌بهم‌انداخت‌اما‌رفت‌سمت‌سارا با‌سیلی‌محکمی‌که‌به‌صورت‌سارا‌زد قلبم‌از‌جاش‌کنده‌شد‌ بی‌امون‌فریاد‌میزد: _به‌چه‌حقی‌دست‌بردی‌به‌میز‌من؟؟ با‌چه‌اجازه‌ای‌اون‌کشو‌رو‌باز‌کردی‌سارا؟ حالا‌کارت‌به‌جایی‌کشیده‌با‌نازنین‌دست به‌یکی‌میکنی‌آره؟؟؟ بیچارت‌میکنم‌برو‌گمشو‌بیروننن‌از‌اتاق! *سارای‌بیچاره‌بدون‌مکث‌فقط‌از‌اتاق‌رفت بیرون‌‌‌حالا‌من‌مونده‌بودم‌با‌نکیسا‌‌.. چند‌قدم‌سمتم‌برداشت‌که‌عقب‌کشیدم لب‌زد: _۸سال‌تموم‌جون‌کندم‌که‌اون‌آشغالو‌ فراموش‌کنی‌تو‌چند‌ثانیه‌تِر‌زدی‌به‌همه‌ی زحماتمم‌‌آخه‌چی‌برات‌کم‌گزاشتم‌؟ تو‌بهترین‌جا‌زندگی‌میکنی‌بهترین‌‌ درامد‌ُداری‌ کمکت‌کردم‌بری‌نقا‌شی‌یاد‌بگیری‌علاقتو دنبال‌کنی‌‌اخرشم‌نتیجش‌شد یه‌قاب‌عکس‌ته‌سالن‌که‌دیدنش‌واسم عذابه.. نازنین‌به‌عنوان‌برادرت‌ازت‌‌یه‌خواهش‌کردم که‌فراموشش‌کنی! _من۸سال‌پیش‌تو‌کمپ‌بهت‌التماس‌کردم! که‌راحتم‌بزاری‌..چرا‌به‌حرفم‌گوش‌نکردی؟ _چون.. به‌قلم‌:هستی ادامه‌دارد..
-تلخ‌مثل‌من- 🍃🤍 _چون‌برادرتم!‌بد‌تورو‌نمیخوام‌ میخوام‌کمکت‌کنم‌به‌بهترینا‌برسی _پس‌تو‌اون‌‌۷‌سالی‌که‌منُ‌با‌نامادری‌گزاشتی رفتی‌به‌فکرم‌نبودی؟ _نمیشد‌بخدا‌نمیشد الان‌اومدم‌جبران‌کنم‌من‌اون‌موقع‌پول‌ نداشتم‌‌مجبور‌بودم‌برم‌چون‌ترجیح‌دادم اینده‌مو‌بسازم‌‌ _منم‌میخواستم‌آینده‌مو‌بسازم! نکیسا‌من‌واسه‌چی‌رفتم‌‌کمپ؟ چون‌همه‌ی‌امیدم‌این‌بود‌وقتی‌میام‌بیرون کنار‌کاوه‌ام‌ولی‌تو‌نزاشتی‌به‌ارزوم‌برسم! _نازنین‌خواهش‌میکنم‌تمومش‌کن دلم‌نمیخواد‌دیگه‌راجب‌کاوه‌چیزی‌بشنوم خودت‌میدونی‌با‌خورد‌شدن‌اون‌گوشی همچی‌تموم‌شد! *بغض‌عجیبی‌بهم‌دست‌داد راس‌میگفت! حالا‌دیگه‌تنها‌راه‌‌رسیدنم‌به‌کاوه‌از‌بین‌رفته بود‌و‌کاری‌نمیتونستم‌انجام‌بدم صداش‌از‌ذهنم‌نمیره‌وقتی‌تلفنُ‌جواب‌داد چه‌ذوقی‌کرده‌بود ‌دردی‌‌سراغم‌اومده‌بود‌که‌درمونش‌‌فقط دیدن‌کاوه‌بود‌فقط‌یه‌بار‌دیگه.. بشینم‌کنارش..باهاش‌حرف‌بزنم.. نگاش‌کنم..صداشو‌بشنوم‌‌قند‌تو‌دلم‌آب‌کنم فقط‌یه‌بار‌‌سرمو‌بزارم‌رو‌شونه‌هاش بگم‌دوست‌دارم.. به‌قلم‌:هستی ادامه‌دارد..
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
گفتم‌بزارم‌بعد‌برم😂 استوری‌های‌امیر‌و‌فشار‌های‌یک‌سری‌ دوستاننن تو‌روستاے‌בلم‌تک‌ساقـہ‌این‌شالیزارے ⃟🧡𝑰'𝒎 𝒄𝒐𝒎𝒎𝒍𝒕𝒕𝒆𝒅 𝒕𝒐 𝑰𝒍𝒌𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒇𝒐𝒓𝒆𝒗𝒆𝒓 𝐉𝐨𝐢𝐧:🎻 ╔═🫶🥹════════╗ https://eitaa.com/joinchat/839712929C55692081a9 ╚════════🫶🥹═╝ 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒆𝒍 𝑴𝒆𝒈𝒂 𝒔𝒕𝒂𝒓
استوری تو‌روستاے‌בلم‌تک‌ساقـہ‌این‌شالیزارے ⃟🧡𝑰'𝒎 𝒄𝒐𝒎𝒎𝒍𝒕𝒕𝒆𝒅 𝒕𝒐 𝑰𝒍𝒌𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒇𝒐𝒓𝒆𝒗𝒆𝒓 𝐉𝐨𝐢𝐧:🎻 ╔═🫶🥹════════╗ https://eitaa.com/joinchat/839712929C55692081a9 ╚════════🫶🥹═╝ 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒆𝒍 𝑴𝒆𝒈𝒂 𝒔𝒕𝒂𝒓