هدایت شده از گستردهنهساعـتـهآرمان↪💕
مامان با دیدن نیلوفر چند لحظه متعجب نگاهش کرد و زیرلب گفت
_ ببینم اون کلاه آشپزی باب اسفنجی نیست رو سرش؟؟ مطمئنی این دختره رو میخوایش نمیخوای طلاق بگیری ازش من پشتتما؟
با لبخند سر تکون دادم و سعی کردم عاشقانه بگم_ اون تموم زندگی منه
صدامو صاف کردم ادامه دادم
_ تازه مادر بچمم هست
مامان شوکه و با دهن باز سمتم چرخید و...😋😂🍇
https://eitaa.com/joinchat/1417938044Ca62771ad1c
هدایت شده از گستردهنهساعـتـهآرمان↪💕
_ این چه عکسیه استوری کردی؟هان؟
لبخند شروری زدم تایپ کردم
+چطور مگه سهیل جان؟خوشت نیومد؟
_پاکش کن تا نیومدم!!
+ واسه زن صوریت زیادی غیرتی نمیشی؟
در یهو باز شد سهیل با صورت سرخ اومد داخل شمرده شمرده گفت
_ پس واسه زن صوریم نباید غیرتی شم؟؟🤫🚷
https://eitaa.com/joinchat/1417938044Ca62771ad1c
هدایت شده از گستردهنهساعـتـهآرمان↪💕
#پسرهعاشقخدمتکارششدهو...😎🤣👇🏻
_باید بگم تو فقط یک خدمتکاری!
_ پلشت عمهت خدمتکاره من تاج سرتممم، فقط اومدم اینجا با شرافت کار کنم پولمو بگیرم خرج شوهرم و بدم😌✌️🏻
با خشم گفت:
_جدا از این زبون درازت، شوهرم داری؟
_اخ اره فداش بشی، فقط اگه میشه یکم زودتر حقوقمو بده شارژ نداره زنگ بزنه حالمو بپرسه😭🤣
با حرص قهوهای که توش بجای شکر ، نمک ریخته بودم و برداشت و...🤭🤣☕️
https://eitaa.com/joinchat/1417938044Ca62771ad1c
هدایت شده از گستردهنهساعـتـهآرمان↪💕
نیلوفر دختری شروشیطون که برای مدتی خدمتکار عمارت سهیل میشه و از نمک ریختن تو قهوهش بگیر تا اب جوش ریختن رو پنیر صبحونش بلا سرش میاره و...😝🤣👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/1417938044Ca62771ad1c