هدایت شده از تقدیمی ★
ㅤㅤ ㅤ ㅤ ᤢLast page
چنل لونا یه حس آروم و دنج داره ؛
وایبش دقیقا شبیه عصرای بارونی ، کتابخونههای قدیمی ، خیابونای خیس لندن و گربه سیاهیـه که کنار پنجره نشسته ㅠㅠ پر از عکسای قشنگ ، جملههای آروم و روزمرگیهای کوچیکیه که حال آدمو خوب میکنن :(
هدایت شده از انباریِ شیرکاکائوها D:
هدایت شده از ּ. کارادنیز ֶָ
*احساس میکردم تو فصلِ پاییز، وارد یه کلبهی چوبی که با نور شمع ها روشن شده و بوی قهوه و گیاه میده وارد شدم). •ماهیِ قرمز، شمعهای کوچیک، کتابهای جادویی
برای Last page
هدایت شده از Medusa 𖦹
سوفیا پارکر (Sophia Parker) ⭐️
سوفیا سال ۲۰۰۳ به دنیا اومد. مادرش خلبان بود و پدرش نویسنده برای همین از بچگی هم عاشق سفر بود هم عاشق کتاب.
توی مدرسه مسئول روزنامه دیواری بود و همیشه دنبال داستانهای جالب میگشت. اولین کراشش پسری بود که توی کتابخونه داوطلبانه کار میکرد و همیشه براش کتاب کنار میذاشت اما هیچوقت بهش نگفت. عاشق قطار، دفترهای جلدسخت، بوی قهوه و غروبهای تابستونی بود و از خداحافظیهای طولانی بدش میاومد. یه عادت بامزه داشت و هر شب قبل از خواب سه مکالمه کوتاه و خوب اون روز رو توی دفترش مینوشت. تابستونها با مادرش به شهرهای مختلف پرواز میکرد و هر جا میرفت یه کارتپستال برای مادربزرگش میفرستاد.
برای: @bokorlo ~
☆نوشتن لیست نجات آخرین ماه تابستون!
☆امتحان طعم ها و غذاهای جدید
☆رفتن سراغ یه سرگرمی تازه
☆جمع کردن یه کلکسیون، سنگ، برچسب، تمبر، برگ، چیزای رندوم!
☆عکاسی از آخرین روزهای تابستونی
☆خوندن یه کتاب تو یه ژانر جدید
☆رفتن به یه مکان جدید که تاحالا نرفتید
☆ساخت پلیلیست از آهنگای متفاوت یا کاملا رندوم
☆اگه به آشپزی علاقه دارید، پختن یه غذا یا شیرینیجات جدید!
☆ اضافه کردن یه چیز جدید به اتاقتون، مثلا یه گل کوچیک و رسیدگی بهش
☆رفتن سراغ یاد گرفتن یه کار جدید، یه زبان، یه هنر، یه ورزش، خلاصه یه کار جدید! یادتون باشه هیچوقت دیر نیست-
☆ساخت ژورنالهای متفاوت یا یه ژورنال از تابستونی که گذشت~
☆ نقاشیای کوچیک بکشید و به جای برچسب توی ژورنالتون استفاده کنید!
☆ساختن دست سازه هایی که مدت زیادی میخواستید بسازید و هنوز نساختید! همین الان استارتشو بزنید-
☆دوباره از اول خوندن یکی از کتابهایی که قبلا خوندید یا دوسش داشتید
☆امتحان کردن بازی های آفلاین یا آنلاین جدید یا قدیمی-
☆نوشتن یادداشت های رندوم و جالب مثل نامه به خود آیندتون یا لیست آرزوهای غیرممکن!
☆رفتن به کتابخونه و انتخاب و خوندن یه کتاب رندوم از روی جلد یا اسم`
☆دیدن غروب یا طلوع
☆ساخت یه برد پینترست یا کلاژ با هر موضوعی، شاید تابستونی!
☆ درست کردن یه سرکلیدی با مهرهها، پلاک، یا چیزای رندوم! یه یادگاری دیگه از تابستون-
☆ساخت یه “Time Capsule” تابستونی! چندتا نوشته یا خاطره و وسیله مربوط به این تابستون بندازید داخلش و یه جایی دور از دسترس بزاریدش، بعدها پیداش کنید و خاطراتتون رو زنده کنید!
☆و در آخر، نوشتن باکت لیست پاییزه!