هدایت شده از 𝖲︎𝗂𝗅︎𝖾𝗇︎𝗍 𝖬𝗂𝗋𝖺𝗀︎𝖾
یوزر 𝐿𝘪𝘭𝘺 𖤓 به ادمایی که سین میکنن ولی جواب نمیدن حس خوبی نداری.
- 𝐿𝘪𝘭𝘪𝘵𝘩, 𝑅𝘦𝘥 𝐷𝘦𝘦𝘳 ❀ -
یوزر 𝐿𝘪𝘭𝘺 𖤓 به ادمایی که سین میکنن ولی جواب نمیدن حس خوبی نداری.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
- 𝐿𝘪𝘭𝘪𝘵𝘩, 𝑅𝘦𝘥 𝐷𝘦𝘦𝘳 ❀ -
اینم از سپرین خانم✨
اسم :: سپرین « Sapphire »
فامیلی :: لاولاست « Lovelust »
سن :: ۲۹۳ « بیست و سه سالگی »
تاریخ تولد :: ۳۰ سپتامبر ۱۹۳۰ «انسان»
جنسیت :: زن
گرایش :: آسکشوال / دمیسکشوال
تایپ :: Entp
نژاد :: فرشته سقوطکرده / شیطان / یه رگه آهویی
ملیت :: فرانسوی
علایق :: کتابخوندن ، ویولن زدن ، خندیدن ، کادوهای دستساز ، گل های رز سرخ و لیلیوم ، خون ، عدالت
تنفرات :: خیانت ، دروغگفتن ، از پشت بهش خنجر بزنن ، بیعدالتی ، حشرات
دلیل مرگ :: زمانی که درحال برگشت از کلاس ویولنی بود که برای بچهها تشکیل داده بود ، با تفنگ سه بار به سپرین شلیک میکنن و بخاطر خونریزی شدید از دنیا میره
قدرت/موهبت :: قدرت های تاریک و سیاه ، سفر کردن به بعد های مختلف ، متوقف کردن زمان
عنصر :: آتش / تاریکی
سلاح :: شمشیر ، عصای تاریکی
شغل :: نوازنده ویولن
« از خانواده های سرشناس درموقع خودش بودن »
· · ────── ·𖥸· ────── · ·
خانواده ::
مادر :: آوا « مادر سپرین دختر سرشناس فرشته های بالامقام بوده و در این پس سپرین هم از فرشته های بالامقام شناخته میشده ، آوا رابطه خیلی قشنگی با سپرین داشته و همیشه داستان میخوندن ، ویولن میزدن و گل میکاشتن و خلاصه سپرین خیلی به مادرش نزدیک بوده »
پدر :: نوآه « سپرین و نوآه زیاد رابطه نزدیکی نداشتن ، ولی خب نوآه همیشه برای سپرین کتاب های مختلف میخوند و علاقه سپرین به خوندن کتاب از پدرش میاد »
برادر :: نیکولای « سپرین و نیکولای همیشه باهم بودن ، بازی های مختلف میکردن ، نقاشی میکشیدن ، به هم میخندین و خیلی بهم وابسته بودن ، و زمانی که سپرین به جهنم تبعید میشه نیکولای بیشتر از همه برای سپرین گریه میکنه »
دوست صمیمی :: آوریل « بهترین دوست سپرین زمانی که بهشت بود ، آوریل هست که همیشه باهم بودن ، برای هم کادو درست میکردن ، آهنگ میساختن ، گل برای هم میچیدن و خلاصه کلی باهم خوش میگذروندن ، و وقتی که سپرین به جهنم تبعید میشه ، آوریل خیلی دلتنگش میشه و هنوزم هست »
· · ────── ·𖥸· ────── · ·
- دلیل تبعید شدن سپرین به جهنم :: زمانی که درحال ویولن زدن بود چشمش به یه خون طلایی میافته ، و میبینه یکی از دوستای قدیمیش ، اِوِلین درحال جون دادنه ، و وقتی که درحال کمک کردن به اولینه ، سپرین به عنوان کسی که این بلا رو سر اولین آورده میبینن ، پس تبعیدش میکنن و بالهایش رو میبرن و میفرستن به جهنم و از اون موقع تا الان دیگه نتونست خانوادهاش رو ببینه.
✿
- دلیل اینکه سپرین تو جهنم ، به یکی از قدرتمندترین شخصیت ها شناخته میشه :: زمانی که به جهنم میره ، برای چندروز اول نه جایی رو میشناسه نه کسی رو ، و یهویی با رزی آشنا میشه ، و وقتی میبینه رزی میتونه بهش قدرت بیشتر بده و بال هاشو برگردونه باهاش یه معامله انجام میده ، و یکی از شرط های معامله لبخند زدن همیشگی سپرینعه ، یعنی توی هرشرایطی باید لبخند بزنه ، و از اونجایی که چارهای برای سپرین نمونده بود قبول کرد و تبدیل به یکی از شخصیت های قدرتمند جهنم شد.
- 𝐿𝘪𝘭𝘪𝘵𝘩, 𝑅𝘦𝘥 𝐷𝘦𝘦𝘳 ❀ -
اسم :: سپرین « Sapphire » فامیلی :: لاولاست « Lovelust » سن :: ۲۹۳ « بیست و سه سالگی » تاریخ تولد ::
اینم از بیوگرافی سپرین خانم☝️🏻✨