عروج
بعد میخوابیدم نماز صبحم قضا میشد 😂
بعد بخاطر اینکه خودمو تنبیه کرده باشم بخاطر نماز صبحم که قضا شده،
روزه میگرفتم😶
پدر و مادر گرام دیدن من دارم محو میشم،
اینجور پیش برم چهار روز دیگه باید لای پرز فرش پیدام کرد😁
دوبار صدام میزدن اگه بیدار میشدم که فبها اگه نه هم که خواهر جان لطف میکردن نصف لیوان آب روم میریختن که بیدار بشم😐
بعد منم دیگه مجبور بودم برای اینکه آب روم نریزن نمازمو پاشم اول وقت بخونم
و این روند کماکان ادامه داره😄