eitaa logo
#کانال_میثاق♥🇮🇷🇮🇷🇮🇷 ♥mesahg@🇮🇷🇮🇷🇮🇷
1.2هزار دنبال‌کننده
186.5هزار عکس
168.9هزار ویدیو
2هزار فایل
استقرار اسلام اصیل، دفاع از انقلاب اسلامی وحفظ ارزش های آن تااستقرار عدل و قسطmesahg@
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از mesaghمیثاق
14.19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خاطرات شما از انقلاب 😍 خاطراتتون از انقلاب رو با فقط توجه کنید، حتما شروع آخرین پیامتون با هشتگ باشه!
هدایت شده از mesaghمیثاق
📌 شعارنویسی با امضا😂 اوایل انقلاب که شعار می نوشتند، من کلاس اول بودم، یک روز که از مدزسه میامدم، باگچی که از مدرسه آورده بودم، روی در خانه ها شعار می نوشتم 😅😅😅😅 تازه اسم و فامیلم را بلد شده بودم، زیر شعارها می نوشتم «اینا زهرا مساح نوشته هست» بعد که برا مادرم تعریف کردم، می گفت چرا اسم زیرش نوشتی میان می‌گیرند!
هدایت شده از mesaghمیثاق
صدا ۰۰۳.m4a
2.81M
🎙مغولها آمدن!😂 📝 پاورقی 📌 هر روز 🕗 ساعت ۱۹:۵۰ 📺 شبکه دو سیما
هدایت شده از mesaghمیثاق
صدا ۰۰۲.m4a
2.34M
🎙جو بدید شاه!😂 📝 پاورقی 📌 هر روز 🕗 ساعت ۱۹:۵۰ 📺 شبکه دو سیما
هدایت شده از mesaghمیثاق
pavaraghi.m4a
569K
🎙اگه راست میگی، تو بیا بالا!😂 📝 پاورقی 📌 هر روز 🕗 ساعت ۱۹:۵۰ 📺 شبکه دو سیما
هدایت شده از mesaghمیثاق
اردیبهشت سال ۵۷ بود؛ پدر ما توسط ساواک سال ۵۶ دستگیر شده بود، پاسبانی (آجانی) سر کوچه ما داشت نگهبانی می‌داد و مراقب بود کسی شعاری چیزی انجام ندهد، دونفر از جوانان کوچه ما بنام های شهید مهدی چالاک وشهید علیرضا قاضیزاده به من که اون موقع هنوز مدرسه نمی رفتم؛مهر ۵۷ تازه رفتم کلاس اول؛ گفتن اگه این بیسکوییت و پوفک را میخاهی برو جلوی اون پاسبانه وبگو # مرگ برشاه" من هم که عاشق بیسکوییت و پوفک بودم، رفتم و وقتی جلوی او رسیدم گفت؛ چی میخای بچه برو خونتون، گفتم میخام بگم #" مرگ بر شاه" گفت؛ غلط کردی .....وبا باطومش چنان زد تو سرم که.... وقتی چشماممو باز کردم شب شده بود و من تو خونه مادر بزرگم بودم.... # اخ سرم 🔴 پاورقی 🆔 @mesagh 🇮🇷🇮🇷 🇮🇷🇮🇷
هدایت شده از mesaghمیثاق
مهر ۵۶ که پدر عزیزم که بتازگی از دنیا رفتن؛ دستگیر شد بدلیل فعالیتهای زیادی که برعلیه# رژیم ستمشاهی انجام میداد اوایل زمستان همان سال برای جستجو و... بمنزل مادر بزرگم آمدن اون موقع منزل ما نزدیک منزل مادر بزرگم بود و خونه ما پر # اسلحه و مهمات بود، خلاصه ریختن و همه ما را که عمه و مادر ومادربزرگ و خاله زن عموی ما را در حیاط مادربزرگ جمع کردن و ناگهان یکشون از من پرسید بچه جون تو خونتون اسلحه ندارید؛گفتم اسلحه چیه؟ از جیبش یک هفت تیر درآورد گفت مثل این. گفتم چرا داریم .. خلاصه همه رنگشون پرید و نزدیک غش رفتن ...من هم خیلی محکم رفتم و هفت تیر ترقه ای فلزی که چند روز قبل عمویم برام خریده بود "آوردم، اولش اونا خوشحال شدن ولی بعد با یک چک بصورتم با ناراحتی و عصبانیت از خونه ما رفتن، فقط خدا رو شکر پشت سر من نیامدن تو خونه و بازرسی ..... 🔴 پاورقی 🆔 @mesagh 🇮🇷🇮🇷 🇮🇷🇮🇷
هدایت شده از mesaghمیثاق
949.4K
🎙پاسگاه ژاندارمری 📝 پاورقی 🆔 @mesagh 🇮🇷🇮🇷 🇮🇷🇮🇷
هدایت شده از mesaghمیثاق
خاطره ای از دوران انقلاب در دزفول براتون بگم، روز چهار شنبه سیاه دزفول و اهواز در یک زمان اتفاق افتاد، آنروز مردم دزفول در میدان امام خمینی فعلی جمع شدند و مجسمه رضا شاه را پایین کشیدند و صحنه عجیب و پراز جوشش انقلابی بود، در بعدازظهر آنروز تانکها از تیپ دو زرهی وارد شهر شدند و از روی خودروهای مردم که در خیابانها پارک بودند میرفتند و عده ای از مردم را بشهادت رساندند و تعدادی از مغازه های شهر را غارت کردند در صورتیکه روز قبل مردم به نظامیان گل و شیرینی و میوه میدادند و درآن روز نظامیان وابسته به رژیم شعار می‌دادند ارتش برادر نمیشه با پرتقال خر نمیشه ولی دربین نظامیان و پلیس افراد زیادی بودند که هیچگاه مردم شهر از آنها بدی و یا صدمه ای ندیده بودند، حتی روزی که شهربانی شهر را گرفتند با احترام پلیس های همراه مردم را راهی منازلشان کردند. غلامرضا کلاهساز(نویدکیا)از دزفول
هدایت شده از mesaghمیثاق
خاطره ای از دوران انقلاب در دزفول براتون بگم، روز چهار شنبه سیاه دزفول و اهواز در یک زمان اتفاق افتاد، آنروز مردم دزفول در میدان امام خمینی فعلی جمع شدند و مجسمه رضا شاه را پایین کشیدند و صحنه عجیب و پراز جوشش انقلابی بود، در بعدازظهر آنروز تانکها از تیپ دو زرهی وارد شهر شدند و از روی خودروهای مردم که در خیابانها پارک بودند میرفتند و عده ای از مردم را بشهادت رساندند و تعدادی از مغازه های شهر را غارت کردند در صورتیکه روز قبل مردم به نظامیان گل و شیرینی و میوه میدادند و درآن روز نظامیان وابسته به رژیم شعار می‌دادند ارتش برادر نمیشه با پرتقال خر نمیشه ولی دربین نظامیان و پلیس افراد زیادی بودند که هیچگاه مردم شهر از آنها بدی و یا صدمه ای ندیده بودند، حتی روزی که شهربانی شهر را گرفتند با احترام پلیس های همراه مردم را راهی منازلشان کردند. غلامرضا کلاهساز (نویدکیا) از دزفول