eitaa logo
مصباح الصادقین
222 دنبال‌کننده
597 عکس
513 ویدیو
18 فایل
آدرس وب سایت مصباح الصادقین: www.mesbah-sadeghin.ir در وب سایت فوق مطالب این کانال و همچنین کانال @sadeghin_ir را به صورت دسته بندی شده مشاهده کنید. کانال آپارات: https://www.aparat.com/mesbah_sadeghin_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
23.15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
° 🔘 سوره آل عمران آیه ۹۲ ⬅️ لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتّىٰ تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَۚ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فَإِنَّ اللهَ بِهِ عَليمٌ 💠 هرگز به (حقيقت) نيكوكاري نمي رسيد مگر اينكه از آنچه دوست مي داريد، (در راه خدا) انفاق كنيد؛ و آنچه انفاق مي كنيد، خداوند از آن آگاه است. با معلم فداکار اندیمشکی 💠 @mesbah_sadeghin_ir
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
° 🔘 نامه امام صادق (ع) به حاکم اهواز: بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرّحیم ⬅️ سُرَّ اَخاکَ یَسُرَّکَ الله 💠 برادرت را شاد کن خداوند تو را شاد فرماید ☑️ عملکرد زیبای حاکم پس از دریافت نامه حضرت 💠 @mesbah_sadeghin_ir
Quran-23-24-movahedi.MP3
7.31M
🔘 « تلاوت ترتیل قرآن کریم » ▫️ سوره بقره آیات ۱۴۶ الی ۱۶۳ ⬅️ « آقای موحدی » ۲۳و۲۴ 💠 @mesbah_sadeghin_ir
9.57M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
° 🌷 « شب ولادت » 💠 حضرت زینب سلام الله علیها ⏪ « استاد کریمخانی » ⬅️ عالم وجود آمده، سر به سر پر از صفا کوثر خدا، از خدا شد عطا به مصطفی ▫️ای بهشت قرب احمدی خوش آمدی زینبا گل محمدی خوش آمدی 🌷💠 «زینب زینب، خوش آمدی یا زین أب» ▫️ای ز آسمان، قدسیان چشمشان به سوی تو خنده می‌زند عقل کل دمادم به روی تو ▫️آبروی یثربی و خاک مقدمت برگزیده از ازل خدای عالمت 🌷💠 «زینب زینب، خوش آمدی یا زین أب» ▫️ای رسول حق مقدم زینبت مبارک است ای یم کمال از کدام گوهرت مبارک است ▫️در جمال او جمال حی سرمد است زینبا همان حقیقت محمد (ص) است 🌷💠 «زینب زینب، خوش آمدی یا زین أب» 💠 @mesbah_sadeghin_ir
28.48M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
° 🌷 « شب ولادت » 💠 حضرت زینب سلام الله علیها ⏪ « حاج محمد نبوی » ⬅️ امشب ز اوج آسمان باران اختر می چکد از انتهای کهکشان مينای کوثر می چکد از دست ساقی تا سحر جرعه ز ساغر می چکد بر دل رسيده کيميا از ديده ها زر می چکد 🌷💠 امشب شب مولودی دردانه زهرا بود بر مقدم او از سما اختر فشانی می شود ساغر به رقص آيد کنون می جاودانی می شود رنگين کمان در سجده اش قامت کمانی می شود با يک اشاره از ازل دل آسمانی می شود 🌷 عشق از پی تفسير او سرگشته معنا بود 💠 امشب شب مولودی دردانه زهرا بود از نور روی او قمر رو سوی انجم می کند خود را به پشت ابرها خورشيد هم گم ميکند چون غنچه ای لب وا کند طاها تبسم می کند زهرا به اشک شوق خود در دل ترنّم می کند 🌷 او زيور هفت آسمان و زينت بابا بود 💠 امشب شب مولودی دردانه زهرا بود شد از هم اکنون صبر عالم واله و شيدای او شمس و قمر پروانه ای بر چهره مهتاب او او بیقرار و در کنارش جد و مام و باب او تا آنکه آغوش حسينش می شود محراب او 🌷 در عشق او پيغمبر فرهنگ عاشورا بود 💠 امشب شب مولودی دردانه زهرا بود 💠 @mesbah_sadeghin_ir
° « السلام علیکِ یا بنت علی المرتضی » 🌷 « شب ولادت » 💠 حضرت زینب سلام الله علیها ⬅️ کار ما امشب است با زینب شبِ میلادِ نورها، زینب سِرِّ وَالنّجم و وَالضُّحی زینب آمده محور کسا زینب دختر صبر مرتضی زینب السلام علیکِ یا زینب… ای نبّوت به شأن زن زینب اسدُالله بت شکن زینب 🌷 فاطمه حیدر و حسن زینب 💠 یک تنه کُل پنج تن زینب از ازل غرق خویشتن زینب تا ابد غرقِ در خدا زینب شب میلاد گریه مَرسوم است زیر پایت بهشت معلوم است پلک های تو حَیّ و قیوم است قلم عاجز به وصف خانوم است در حقیقت امام معصوم است در لباس فرشته ها زینب... 🌷 زینت روزگار بابایی 💠 سند افتخار بابایی در جلالت کنار بابایی دختر با وقار بابایی تو همان ذوالفقار بابایی ای تجلیِّ لافتی زینب… آمدی سروری به تو دادند شأن پیغمبری به تو دادند تبر حیدری به تو دادند تا که بال و پری به تو دادند 🌷لقب مادری به تو دادند 💠 مات و حیرانت انبیاء، زینب… 💠 @mesbah_sadeghin_ir
° ▫️ ادامه ی 🔘 « قصه بلوهر و یوذاسف » ⏪ ( صفحه ۲۳ ) 💠 در ذکر تمثیلاتی که مشتمل است بر توضیح عیب های بسیار از دنیا 📚 نقل از کتاب عین الحیات علامه مجلسی رحمت الله علیه ⬅️ یوذاسف گفت که: من از اندیشه این راه نجات به هیچ امر دیگر مشغول نخواهم شد تا آن را به دست آورم و با خود چنین اندیشه کرده‌ ام که در میان شب با تو بگریزم هر وقت که اراده رفتن نمایی ▫️ بلوهر گفت که: کجا تو را طاقت آن هست که با من بیایی، و کِی صبر می‌ توانی کرد بر رفاقت و مصاحبت من و حال آن که مرا خانه‌ ای و مأوایی نیست، و چهارپایی و باربرداری ندارم، و مالک نقره و طلایی نیستم و آذوقه چاشت و شامی با خود بر نمی‌ دارم، و بغیر از این کهنه‌ ای که پوشیده‌ ام جامه‌ ای ندارم و در شهرها قرار نمی‌ گیرم مگر اندک زمانی، و از شهر به شهر می‌ گردم، و هرگز از منزلی گرده نانی با خود به منزل دیگر نمی‌ برم ⬅️ یوذاسف گفت که: امید دارم که آن کسی که به تو توانایی و صبر بر این احوال داده است به من نیز کرامت فرماید ▫️بلوهر گفت که: اگر البته مصاحبت مرا اختیار می‌ کنی و بغیر از این راضی نمی‌ شوی مانند آن توانگری خواهی بود که دامادی آن مرد فقیر را اختیار نمود ▫️یوذاسف گفت که: آن قصه را بیان فرما که چون بوده است ⬅️ بلوهر گفت که: نقل کرده‌ اند که: جوانی بود از فرزندان اغنیا و دختر عمی داشت صاحب ثروت و مال و حسن و جمال و پدرش اراده نمود که آن دختر را به عقد او درآورد و آن جوان از این معنی کراهت داشت و عدم رضای خود را به پدر اظهار ننموده و پنهانی از شهر بیرون رفت و متوجه شهر دیگر شد و در عرض راه گذار آن جوان به خانه مرد فقیری افتاد بر در آن خانه دختری را دید که ایستاده است و دو جامه کهنه در بر دارد آن دختر او را خوش آمد و از او سؤال نمود که: تو کیستی؟ گفت: من دختر مرد پیری‌ ام که در این خانه می‌ باشد آن جوان آن مرد پیر را طلب نمود و چون بیرون آمد دختر او را برای خود خواستگاری نمود ⚪️ آن مرد گفت که: تو از فرزندان اغنیا و توانگرانی و دختر فقرا و مسکینان را نمی‌ توانی خواستن جوان گفت که: دختر تو مرا بسیار خوش آمده است و دختر صاحب حسب و مال و جمال را می‌ خواستند که به من تزویج نمایند من از آن گریخته‌ام برای آن که او را نمی‌خواستم، و دختر تو را پسندیده‌ ام دختر خود را به عقد من درآور که انشاءالله از من خیر و نیکی مشاهده خواهی نمود و مخالف رضای تو نخواهم بود مرد پیر گفت که: چگونه دختر خود را به تو دهم و حال آن که راضی نمی‌ شوم که دختر ما را از پیش ما بیرون بری و گمان ندارم که اهل تو راضی باشند که این دختر را به نزد ایشان بری جوان گفت که: من نزد شما می‌ مانم و دختر شما را بیرون نمی‌ برم ⚪️ مرد پیر گفت که: پس زیب و زیور خود را بیفکن و جامه‌ ای در خور ما درپوش و به خانه ما درآی آن جوان چنین کرد و چند کهنه از جامه‌ های ایشان گرفته پوشید و با ایشان نشست پس آن مرد پیر از احوال او سؤال نمود و با او صحبت می‌ داشت که تا عقل و دانشش را بیازماید تا آن که بر او ظاهر شد که عقلش کامل است و آن کار را از روی سفاهت و بیخردی نکرده است ⚪️ پس به او گفت که: چون تو ما را اختیار نمودی و به ما راضی شدی و درویشی ما را پسندیدی برخیز و با من بیا پس او را به سردابه‌ ای برد چون جوان به آن سردابه درآمد دید که در پشت خانه آن مرد پیر خانه‌ ها و مسکن هاست در نهایت وسعت و غایت زیبایی که در مدت عمر خود مثل آنها ندیده بود و او را بر سر خزانه‌ ها برد که آنچه آدمی به آن محتاج می‌ باشد در آنها مهیا بود پس کلید تمام خزاین خود را به آن جوان داد و گفت: جمیع این خزاین و مساکن و اموال و اسباب تعلق به تو دارد و اختیار همه با توست، و آنچه خواهی بکن که نیکو جوانی هستی تو ⚪️ و آن جوان به سبب ترک خواهش به تمام خواهش ها رسید ⬅️ یوذاسف گفت که: امید دارم که من نیز مثل آن جوان باشم و طریقه او را اختیار نمایم و آن مرد پیر عقل آن جوان را آزمود تا بر او اعتماد نمود و چنین می‌یابم که تو نیز در مقام تفتیش و امتحان من هستی بفرما که در باب عقل من چه چیز بر تو ظاهر گشته است ۲۳ 💠 @mesbah_sadeghin_ir ⚪️ ادامه دارد ⚪️
Quran-25-26-movahedi.MP3
7.37M
🔘 « تلاوت ترتیل قرآن کریم » ▫️سوره بقره آیات ۱۶۴ الی ۱۷۶ ⬅️ « آقای موحدی » ۲۵و۲۶ 💠 @mesbah_sadeghin_ir
4_5895520389664083500.mp3
8.26M
🔳 شهادت حضرت زهرا (س) ⏪ « سلیم مؤذن زاده اردبیلی » ⬅️ یا فاطمه، من عقده ی دل وا نکردم گشتم ولی قبرِ تو را پیدا نکردم ▫️چشم انتظارم مهدی بیاید تا تربتت را پیدا نماید ⬇️ از زبان حضرت زینب (س): ▫️در کودکی شد قسمتِ من، خانه داری هم خانه داری می کنم هم سوگواری ▫️گریم برای نورِ دو عینت هر شب دهم آب، دستِ حسینت ▫️مادر چرا رنگ از رخ ماهت پریده؟ مادر چرا خون از گریبانت چکیده؟ ▫️گاه دعا و راز و نیاز است سجاده بگشا وقتِ نماز است ▫️دیشب نشستی گیسویم را شانه کردی امشب در آغوشِ لحد کاشانه کردی ▫️دیشب گرفتی، اشکم ز دیده امشب ز داغت رنگم پریده ▫️دیشب دعا کردی، اجل جانت بگیرد امشب دعا کن دخترت زینب بمیرد ▫️دیشب تو بودی مادر کنارم امشب به دیوار سر می گذارم ▫️دادی به دستِ زینبت با آه و زاری پیراهن خونینِ خود را یادگاری ▫️آه مادر مادر… آن پیراهن را هرگز نشویم تا عطر مادر را از آن ببویم ▫️دیشب حسینت را نشاندی در کنارت امشب تو را همدم شده سنگ مزارت 💠 @mesbah_sadeghin_ir
17.87M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هي الدارُ آلُ المُصطفى وعقيدةٌ ومَظهرُ قرآنِ السَّما ومَواهِبُ فواهاً لها حُزناً أدامَ تألُّماً على الخلقِ لمّا داهَمَتْها المصائِبُ
🔳 اَلسَّلامُ علیکِ یا فاطمة الزّهرا 💠 « حاج غلامرضا سازگار » ⬅️ مخزن اسرار حق گوهر ندارد مثل او ذات ربّ العالمین مظهر ندارد مثل او مصحف ختم رسل کوثر ندارد مثل او نخل سر سبز نبوّت بر، ندارد مثل او شخص ختم الانبیا دختر ندارد مثل او شیر حق دست خدا یاور ندارد مثل او هر چه گفتم هر چه گویم در ثنای او کم است مدح ناموس خدا فوق بیان عالم است ⬅️ آفرینش باغ توحید و بهارش فاطمه است دین و قرآن تا قیامت اعتبارش فاطمه است مصطفی فخر نبوّت افتخارش فاطمه است مرتضی دست خدا و دستیارش فاطمه است دستیارش نه، همه دار و ندارش فاطمه است ای خوشا آن کس که روز حشر یارش فاطمه است در ثنای او همان اقرار عجز ما بس است گفتن اوصاف این دختر نه کار هر کس است ⬅️ فاطمه یعنی تمام هستی هست آفرین فاطمه یعنی بهشت رحمةٌ للعالمین فاطمه یعنی حجاب و عصمت و تقوا و دین فاطمه یعنی چراغ آسمان ها در زمین فاطمه یعنی یداللّهی دگر در آستین فاطمه یعنی علی، یعنی همان حبل المتین فاطمه یعنی جمال بی مثال کبریا فاطمه یعنی کتاب الله کلّ انبیا ⬅️ فاطمه در فلک هستی ناخدایی می کند فاطمه در روز محشر کبریایی می کند فاطمه از شیر حق مشکل گشایی می کند فاطمه در چشم حیدر خودنمایی می کند فاطمه در بندگی کار خدایی می کند فاطمه بر شیعیان لطف نهایی می کند فاطمه یعنی چراغ محفل افلاکیان فاطمه یعنی ز رأفت همنشین با خاکیان ⬅️ کیست زهرا یک بهارستان به گلزار وجود کیست زهرا کعبه ی جان قبله ی اهل سجود کیست زهرا راز دار عالم غیب و شهود کیست زهرا برترین محبوبه ی حیّ ودود کیست زهرا باب رحمت، دست احسان، بحر جود کیست زهرا خیمه ی سبز ولایت را عمود کیست زهرا آفتابی کبریایی طلعت است کیست زهرا چارده معصوم در یک صورت است ⬅️ ای بهشت قرب پیغمبر جمالت فاطمه ای تمام انبیا مات جلالت فاطمه ای امیرالمؤمنین محو کمالت فاطمه ای ملائک بنده ی صفّ نعالت فاطمه ای تمام وحی در موج خیالت فاطمه ای همه مرهون فیض بی زوالت فاطمه طاهره، انسیّه، حورایی نمی دانم که ای؟ فاطمه، صدّیقه، زهرایی نمی دانم که ای؟ ⬅️ عقل و هوش و دانش و افکار خود را باختیم با کمیت وهم تا آنسوی هستی تاختیم یا به مضمون، یا به ایراد سخن پرداختیم دست ها بر رشته های چادرت انداختیم شعرها خوانده غزل، قطعه، قصائد ساختیم عاقبت دیوانه گشتیم و تو را نشناختیم حور، انسان، یا ملک، یا فوق اینان چیستی؟ کیستی تو کیستی تو کیستی تو کیستی؟ ⬅️ من نمی گویم غلام دختر پیغمبرم من نمی گویم که بنشانی کنار قنبرم من نمی گویم بلالت پا گذارد بر سرم من نمی گویم ثنایت گشته بر لب گوهرم من نمی گویم بسوزان تا کنی خاکسترم لیک می گویم قبولم کن گدای این درم دوست دارم تا زلطف و مرحمت شادم کنی دوزخی هستم تو خود از دوزخ آزادم کنی ⬅️ روسیاهم، زشت کردارم، گنه کارم بدم تو بکوی خویش راهم داده ای تا آمدم گر چه مردودم به جان زینبت منما ردم نامه ای پر از گناه است و تهی باشد یدم عالمی را سیر کردم آخر این در را زدم گر روم جایی دگر از پشت این در مرتدم «میثمم» یعنی گدای خانه ی خشت و گلت غرق دریای گنه چشمم به سوی ساحلت 🏴| اَللّهُمَّ صَلِّ عَلیٰ فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِهِ عِلْمُکَ 💠 @mesbah_sadeghin_ir
13.65M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
° 🔘 « داستان وصیّت » آیت الله سید احمد خوانساری ⬅️ درمورد سی سال نماز و روزه ▫️استیجاری از ثلث مال ایشان 💠 « حجت الاسلام حدائق » 💠 @mesbah_sadeghin_ir