دیشب که فرمایشات حضرت آقا را میشنیدم، یک جملهاش مثل صاعقه بر دلم نشست:
«از اسراف اجتناب کنید، همهمان…»
همین یک جمله کافی بود تا بغض کنم. تا به خودم بیایم. تا بفهمم که گاهی جبهه، فقط خاکریز و میدان مین نیست… گاهی جبهه، آشپزخانهی خانهی من است.
چقدر ساده از کنار اسراف گذشته بودم… نانهایی که بیتوجه خشک میشدند، شیر آبی که تا دستم را میشستم، بیوقفه میچکید، چراغهایی که بیدلیل روشن میماندند، خوراکیهایی که با بیبرنامگی میخریدیم و بعد دور میریختیم…
و حالا، با این تلنگر، فهمیدم که اسراف فقط یک عادت بد نیست؛ یک خطر است. خطری برای کشورم، برای آیندهی فرزندانم، برای برکت خانهام.
اسراف یعنی ناسپاسی. یعنی بیتوجهی به نعمتهایی که دیگران حسرتش را میخورند. یعنی زخمیکردن ریشههای اقتصاد خانواده و کشور.
و در مقابل، صرفهجویی یعنی عقل. یعنی ادب در برابر نعمت.
من، به عنوان یک مادر، یک زن خانهدار، یک سرباز گمنام در خط مقدم اقتصاد خانواده، امروز با فرمان فرماندهام، تصمیم گرفتم که برخیزم.
تصمیم گرفتم که خانهام را سنگر کنم.
تصمیم گرفتم که به بچههایم یاد بدهم:
برکت را باید حفظ کرد.
نعمت را باید حرمت گذاشت.
و صرفهجویی، یک سبک زندگی است.
یک افتخار است.
از امروز، هر بار که شیر آب را میبندم، هر بار که نان مانده را به لقمهای گرم تبدیل میکنم، هر بار که چراغ اضافهای را خاموش میکنم، حس میکنم دارم به کشورم خدمت میکنم.
دارم به فرمان فرماندهام لبیک میگویم.
دارم آیندهی بچههایم را روشنتر میکنم.
و باور دارم:
وقتی حضرت آقا چیزی را خطر میدانند، یعنی واقعاً خطر است.
و وقتی به کاری فرمان میدهند، یعنی در آن خیر عظیمی نهفته است.
پس من، با افتخار، این مأموریت را پذیرفتم.
از خانهام شروع میکنم…
برای کشورم، برای خانوادهام، برای رضای خدا.
اسلامی
#سید_ابراهیم_به_روایت_خانواده
#شهید_مصطفی_صدرزاده
@mesle_mostafa
درخیالات خودم در زیر بارانی که
نیست
می رسم با تو به خانه،از خیابانی که
نیست
می نشینی روبه رویم خستگی در
میکنی
چای می ریزم برایت توی فنجانی که
نیست
باز میخندی و میپرسی که حالت بهتر
است؟
باز میخندم که خیلی...!گرچه میدانی
که نیست
شعر میخوانم برایت واژه ها گل می کنند
یاس و مریم می گذارم توی گلدانی که
نیست
چشم می دوزم به چشمت،می شود
آیا کمی
دست هایم را بگیری بین دستانی که
نیست؟
وقت رفتن می شود با بغض می گویم
نرو
پشت پایت اشک می ریزم در ایوانی
که نیست
میروی و خانه لبریز از نبودت میشود
باز تنها میشوم با یاد مهمانی که
نیست
رفته ای و بعد تو این کار هر روز من
است
باور اینکه نباشی کار آسانی که نیست
رضا پیربادیان
#سید_ابراهیم_به_روایت_خانواده
#شهید_مصطفی_صدرزاده
@mesle_mostafa
هو الجبار
و دوباره باز هم دیر شد...
همیشه برای شما دیر میشود
همیشه اول ما بودیم و بعد شما
همیشه ما شما را داشتیم و شما
خودت را نه....
دلتنگی های شبانه مان برای او
اول دردش برای شما بود و بعد برای ما
بی کسی هایی که شما همه کَسش
می شوی و درد هایی که یک تنه خودت
و تنها خودت به جان میخری
و تو اما برای درد هایت مرهمی نیست
جز او که باید ...
دلتنگی برای شما همیشگی است
و تنها در پشت پرده ای که کمتر کسی
می بیند ، می ماند حتی برای ما که با شما زندگی می کنیم....
خستگی اما نمی شود که باشد
که اگر باشد هم بابا را نداریم و هم
مامان را و خانه و ستون خانه را ...
تنهایی هایت را
خدا پاسخ می دهد
و جز این اگر باشد
از عدالتش دور است
و نگاه مادرانه و تلاش هایت
برای پدر بودن را
مرد آسمانی خانه مان هر روز
میبیند و دعایت میکند
که هم مادری برای ما
و هم جای خالی پدر را
با تمام خستگی های ۱۰ ساله ات
آنجایی که در اوج جوانی
شدی همه ی ستون زندگی سید ابراهیم پر میکنی ...
بدون اینکه از او محبت دنیایی را ببینی
و فقط با حضور معنوی اش زندگی کنی ...
این اما به ظاهر ساده و شیرین می
آید و در باطن دردش را فقط و فقط
شما به دوش می کشی ...
و اما دوباره باز هم دیر شد....
روز مادر چند روز پیشتان
از طرف من ... از طرف بابا
به او که همیشه پشت پرده
بود و ده سال بارِ زندگی مشترک را
تنهایی به دوش کشید بی آنکه کم
بیاورد و بایستد مبارک ..♥️🌿
((ثمره کوچک ))
#سید_ابراهیم_به_روایت_خانواده
#شهید_مصطفی_صدرزاده
@mesle_mostafa
خانم صدرزاده جان اگر جسارت نباشه من برای بارداری و بیماریم نذر بچه ها کرده بودم
و واقعا هم حاجت روا شدم به لطف خدا و اهل بیت و شهدا
و شهید صدرزاده صدامو شنید و هم تست وجواب نمونه برداریم منفی شد
و هم باردار شدم😭
#عنایات
#سید_ابراهیم_به_روایت_خانواده
#شهید_مصطفی_صدرزاده
@mesle_mostafa
┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄
روز میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها
مراسم جشنی شرکت کردم؛
وقتی خانم مداح شروع به صحبت کردن
رو به من گفتن: خانم صدرزاده یه خانمی برادرش توی کما رفته بود خیلی متوسل به شهیدتون میشه بعد از مدتی وقتی برادرشون به هوش میاد، میگه یه آقایی اومدن، من که نمی شناختم، گفتن مصطفی صدرزاده هستم، واسطه شدم که شما یه مدت کوتاهی برگردی به دنیا؛
گفتم چرا شما؟ چرامدت کوتاه؟
گفتن: چون خواهرت خیلی به من متوسل شده و از من خواسته.
تعریف میکردن، این آقا از بیمارستان میان، میرن مشهد خدمت امام رضا علیه السلام؛
از هتل میرن زیارت و نماز و دعا، وقتی بر میگردن هتل، از دنیا میرن؛
شهید صدرزاده مامور بودن که به خاطر توسل خواهرشون،
واسطه برگشت ایشون بشن که برن خدمت امام رضاعلیه السلام و بعد هم.......
#عنایات
#سید_ابراهیم_به_روایت_خانواده
#شهید_مصطفی_صدرزاده
@mesle_mostafa
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بسم الله...
_سید
+جانم؟
_ یه پیغام بده
+ یه پیغام؟ بی کی؟
_بده به هرکی دوست داری
+الهم صل علی محمد و آل محمد
اگه یه اتفاقی واس ما افتاد که انشاالله خیره
اگه یه اتفاقی افتاد بدونید که ما
لیاقت شهادت نداشتیم
ماه رجب بود در رحمت خدا خیلی باز بود....🌿
#سید_ابراهیم_به_روایت_خانواده
#شهید_مصطفی_صدرزاده
@mesle_mostafa
47M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه سؤال…
یه نگاه…
و یه حقیقتی که هیچکس انتظارشو نداشت.
«مکتب عارف»
تهیه شده توسط چند جوان به صورت جهادی
#سید_ابراهیم_به_روایت_خانواده
#شهید_مصطفی_صدرزاده
@mesle_mostafa
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بسم الله...
پـدر تو به جای من رفت شهید شد ❤️🩹
منم حالا به جای اون می ایستم
#سید_ابراهیم_به_روایت_خانواده
#شهید_مصطفی_صدرزاده
@mesle_mostafa
مثل مصطفی
┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄ چند وقت پیش برای خودم و فاطمه دوتا چادر سفارش دادم برامون بدوزن . چادرها آماده شد . با
بسم الله...
چند وقت پیش داستان چادر که به دستشون با عنایات شهید رسیده بود ، بنده خوندم و بعد با خودم گفتم عجب شهید بیکاره؛ منظورم هم این نبود ایشون دروغ میگن میدونستم که حتما این اتفاق افتاده و بعدش به خودم تشر زدم که خجالت بکش شهیدها
تا شب که خوابیدم ، خواب دیدم تو یک جایی هستم که پر از خرابه هست و سگ ها دنبالم هستن با بچه هام بودم وارد یه خونه شدم که برعکس خونه های دیگه که خرابه بودن سالم و تمیز بود چیزی توش نبود ، اونجا خانمشون و بچه هاشون هم بودن ، ایشون رو دیدم آرامش گرفتم بعد شهید اومدن خانوادشون رو وسط سگ ها بردن و ما رو هم نجات دادن ؛ از خواب پریدم با خودم گفتم دیدی شهید حواسش کاملا به خانواده ش هست زنده س از ما هم زنده تر و بیشتر هوای خانواده اش رو داره ...🌿
#عنایات
#شهید_مصطفی_صدرزاده
#سید_ابراهیم_به_روایت_خانواده
@mesle_mostafa
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بسم الله....
باید هر روز تو را زندگی کرد
هر سال برای وجودِ تو
خیلی کم است...
نگاهت و سبک زندگی ات را
باید هر روز در زندگی مان
پیاده کنیم ...
و به این فکر کنیم که
یک آدم ساده و معمولی مثل همه ما
چگونه میتواند در ذهن ولی امرش
یک مکتب شود و الگوی پیش رویِ
الگو هایمان..؟
راستی
چه شد که تو انقدر بزرگ شدی؟
و چه شد که قدت بالاترین شد؟
و جای خالی ات تا ابد خالی...
#سید_ابراهیم_به_روایت_خانواده
#شهید_مصطفی_صدرزاده
@mesle_mostafa