وقتی ۹ سالم بود یه شب شام خونه مادر بزرگم بودیم که بابام با داییم حرفش شد
داییم دید زورش به بابام نمیرسه از طرفی هم نخواست جلوی زنداییم کم بیاره، منو بلند کرد پرت کرد تو دیوار
•حسن•
@Messwak
با رفیقم همبرگر درست میکردیم هی تند تند برگرارو برمیگردوند. گفتم نکن گفت تو باب اسفجی هی تند تند برمیگردوند، اونوریا انیمیشن هاشون رو بر اساس واقعیت درست میکنن.
واقعیت؟ مرد حسابی اسفنجه داره حرف میزنه
•سعید•
@Messwak
960.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ایی ننه، اینارو ببینین!
داره تک چرخ میزنه براش🥰
@Messwak
دیشب تو یه رستورانی با رفقا نشسته بودیم، یه خانواده داشتن میرفتن، مامانه به بچه سه سالش گفت: ماهور جان پلیسکارِتو برداشتی؟
دقت کردیم دیدیم دست بچهاش یه همچین چیزی بود
پلیس کااااااااااااار :)))))
*حسین صادقی*
@Messwak
از وقتی فهمیدم تو بهشت زهرا بعضیا میان از سر مزارها گل جمع میکنن دوباره میفروشن هر هفته که برای مامانم گل میبرم پر پر نمیکنم بتونن دوباره بفروشن مطمئنم اونا بیشتر لازم دارن.
»چِشمون سیاه«
@Messwak
تأثير گذارترين جمله روی ديوار توالت پادگان: عجله نكن جزو خدمتت حساب ميشه😂
•Hooman•
@Messwak
565.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بارساییا وقتی میفهمن مسی رفت اینترمیامی (تیمی که رنکینگ جهانیش از ملوان انزلی پایینتره) ولی حاضر نشد برگرده بارسا
*حسین صادقی*
@Messwak
ایام، ایام خداحافظیهاست. بیل رفت، اوزیل رفت، سوارز رفت، رونالدو و مسی و بنزما با خروج از سطح اول فوتبال یه ایستگاه به پایان نزدیکتر شدن.
زلاتان هم خداحافظی کرد و اشکش رو دیدیم.
نسلی که با پیروزی و شکستشون خندیدیم و گریه کردیم. وداع با اسطورهها💔
*ℂ𝕚𝕟𝕖𝕞𝕒𝕘𝕣𝕒𝕡𝕙*
@Messwak