مامان شاگردم گفت: چایی میل دارین یا شربت؟
گفتم: هرکدوم راحتتره.
گفت برای من این راحتتره که یک ساعت فکر نکنم شما چی دوست داری بخوری:))))))
*shewasnogood*
@Messwak
روز اول مدرسه دستم بد شکست. بُردنم بیمارستان، دکتر گفت: "باید دستش رو جا بندازیم"، همه رو از اتاق بیرون کرد و اومد سمت من، فقط یادمه اینقد جاانداختن درد داشت که داد زدم: "مامااان".
یهو مامانم اومد تو، دکتر داد زد مگه نگفتم بیرون وایسا؟
مامانم گفت: "اخه بچم صدام زد."
چیه این مادر؟
*پشه خسته*
@Messwak
قبیلهای در آمازون وجود دارد که ۴۰۰۰ نفر عضو دارد اما این قبیله از دنیای بیرون بیخبر است و انزوا اختیار کرده است. افراد این قبیله میمون میخورند و برای شکار میمون نیازمند آن هستند که از درختان بالا روند. انگشتان پاهای آنها به همین دلیل یا به دلیل مشکلات ژنتیکی تغییر پیدا کرده و کف پایشان صاف شده است.
این جدایی بین انگشتان در دستهای آنها هم نمود پیدا کرده است که همین امر باعث تسهیل در بالا رفتن از درخت برای آن ها شده و عدهای از آنها به دلیل این جدایی گاه شش انگشت در دست و پایشان دارند.
»Yodit«
@Messwak
یه رفیقی دارم خیلی ساده اس ،دیروز تولدش بود، همه پیامک های تبریک بانک ها رو استوری کرده و از عوامل و کارمندای بانک تشکر کرده:))
•محمد•
@Messwak