تقریبا همه افرادی که بلاگرهای اینستاگرام رو دنبال میکنن معتقدن که نه ببین این یکی با بقیشون فرق میکنه واقعا محتواش عالیه.
•ژنراتور•
@Messwak
تو خونه یه مداد رنگی(از این جعبه فلزیا) ۳۶ رنگه داشتیم که زمان بچگی ارزوم بود یه بار استفاده اش کنم.
مامانم میگفت هر موقع رفتی دبیرستان بهت میدیم الان خرابش میکنی.
بماند که هیچوقت دستم به مدادرنگیه نرسید و الانم نمیدونم کجاست…ولی چرا “بعضی”پدر مادرای زمان ماانقد ذوق کور کن بودن؟
اون مدادرنگیه رو اگه بچه هات تو کوچیکی استفاده میکردن و حال میکردن بهتر بود یا اینکه بذاری تا ابد آکبند و دست نخورده بمونه؟
داشتن هر چیزی در زمان مناسب خودش حال میده.
•سایو•
@Messwak
کاش الان یه بچه داشتم میبردمش پشت ویترین مغازه میگفتم قیمت این آیفون ۱۴ پرومکس رو میبینی؟ وقتی هم سن تو بودم بابام با انقدر پول سه واحد خونه ساخت:))))
•مایــونز•
@Messwak
خونه بغلی داره تو بالکن آش نذری درست میکنه، نوهی الدنگش تو دیگ آش دمپایی انداخت :)))))))))) دخترِ زنه میگه عیب نداره رو حرارت ضد عفونی میشه دمپایی بالکن تمیز بود :)))
نذری میپزه ولی چیزی از حق الناس نمیدونه!
•Gelsomino•
@Messwak
پسر نجم الدین قشنگ میتونه دو سه سال دیگه به جای باباش بره سر برنامه و کسی ام متوجه نشه باباش نیست😂
•Mhdse•
@Messwak
به نظرتون طبیعیه برای نوزادی که هنوز ۱ ماهش هم نشده لاک بزنن؟ :/
من هر چی گفتم نکنید ممکنه مواد شیمیاییش پوستش رو اذیت میکنه کسی گوش نکرد و بهم گفتن اُمُل:)))))
•توتفرنگی•
@Messwak
من جدیدا تو فکرامم با زنم دعوا می کنم. وضعیتی شده حتی تو خیالمونم نمی تونیم خوشبخت باشیم
*ول گرد حسینی*
@Messwak
یکی از مهمترین نکتهها هنگام ظرفشستن تو مهمونیها همسرعت بودن اونیه که ظرف رو کفی میکنه با اونی که ظرفو آب میکشه!
*نفیسهسادات*
@Messwak
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و آرامش صدایت میزند
دقیقا آن طرفِ نگرانی های بیجایت..
صبح بخیر🌞
@Messwak
یادش بخیر چه رسم کثافت و احمقانه ای بود که بعد از عروسی میرفتن خونه اون زوج دونه دونه وسایلشون رو تماشا میکردن میرفتن
فک کن کل آشپزخونه رو باید میچیدی وسط، مردم بیان تماشا کنن چند دست نمک پاش و کاسه بشقاب داری
یا توی یخچالت چند تا مرغ و نوشابه داری
به بقیه چه ربطی داره چی داری؟
•بودا بودم•
@Messwak
رو اعصابتر از مهمونی که شب میمونه، مهمونیه که شب مونده و صبح زودتر از همه بیدار شده و رختخوابشو جمع کرده و یهگوشه عین جغد نشسته منتظره شما بیدار شین و صبحونه بخوره
*نزار قپالی*
@Messwak
مادربزرگم هر وقت کوکو درست میکرد میدید چسبیده به تابه، یکی از دخترا یا عروسشو صدا میکرد میگفت من پام گرفته نمیتونم پاشم اون کوکو رو برگردون.بعد طرف کوکو رو به تره تبدیل میکرد سر غذا می گفت: اشکال نداره باید خودم بر میگردوندمش!!
سیاستش چرچیل بود:))
*N@$r!N*
@Messwak