سال ۸۳ من رفتم دانشگاه، دوستم رفت تو مغازه باباش. سال ۱۴۰۲ من یه خر هم ندارم و دوستم یه پورشه داره.
من تک و تنهام و اون زن داره و دو تا بچه. عاقبت درس خوندن و رفتن تو بازار کار.
*پشه خسته*
@Messwak
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این پرنده به خیالِ تخم مرغ سعی بر شکستنِ و خوردن توپهای گلف دارد!
Red-legged Seriema
*سمکِ عیّار*
@Messwak
ماه هفتم بود که دوقلوهارو باردار بودم، مادرشوهرم اومد خونمون ، شوهرم رفت چایی بیاره اینم زیر لب میگفت بیچاره پسرم هم بیرون کار میکنه هم تو خونه
انتظار داشت با دوتا بچهی تو شکمم که یکیش به دندههام لگد میزد یکیش به مثانهام و با اون شکم بزرگ که نشسته میخوابیدم، من پذیرایی کنم
•کـالامـٰاری•
@Messwak
واقعا آب مایه حیاته چون اگه نبود نمیتونستیم چایی درست کنیم.
• الکس دوما •
@Messwak
دختر داییم ۶ سالشه برا اولین بار مقنعه سرش کردن بفرستنش مدرسه، هیمیگفت من نمیشنوم چی میگین صدا خِش خِش میاد =)))
》علــي اقـا پـــايــدار《
@Messwak
رسیدم خونه ، میبینم زنگوله بزغاله از بالای در اتاقم آویزونه، به مامانم میگم این چیه ؟؟؟ میگه اینو زدم که کسی اومد بدونه اتاقت مثل طویلهاست 😂
》Aliz《
@Messwak
ای کاش اداره ثبت احوال با آموزش پرورش هماهنگ بود💔
من پارسال پسرم را بهشت زهرا ثبت نام اجباری کردم😭😭😭
》سید هادی《
@Messwak
دیشب ساعت ۱۰ شب داداشم اومد خونه و گفت با زنش قهر کرده، چرا ؟ میگه زنم موهاشو رنگ کرده و من متوجه نشدم😐اونم ناراحت شده،
چه رنگی کرده؟ بلوند. چه رنگی بوده؟ مشکی پر کلاغی. مامانمم انداختش بیرون😐😂
》4moO0《
@Messwak
یه دوره بود پیتزا ۵ تومنی با نوشابه مد بود
من یه مدت تو یکیشون کار میکردم
روزی تقریبا ۲۰۰ تا پیتزا میزدیم و همیشه مردم صف میکشیدن
واقعا کثافت بود
یه بار همکارم لگن پر کالباس رنده شده از دستش افتاد رو زمین سرامیکی
همون رو جمعش کردیم از زمین باهاش پیتزا زدیم :)
》Λmir《
@Messwak