eitaa logo
مسواک|Messwak
3.9هزار دنبال‌کننده
5.8هزار عکس
2.7هزار ویدیو
2 فایل
ارتباط با ادمین: @Messwaak
مشاهده در ایتا
دانلود
خلاقیت بچه های دانشکده 😂🥴 >>>> کل اکسپلورر اینستارو تصویر سازی کردن رو تخته😂 •مومینگ• @Messwak
بچه بودم تو حیاط خونه پدربزرگم بازی میکردم، دیدم عمم یواشکی یه چیزی رو توی باغچه چال کرد منم رو عالم بچگی رفتم درش‌آوردم دیدم عکس زن‌عمومه روش یه نقاشی‌هایی کشیده و یه حروفی هم نوشه، برداشتم بردم توی سالن همه فامیل جمع بودن گفتم عمه اینو کاشت. یه دعوایی شد تاریخی هنوزم همه قهرن باهم😂 •Mahdi• @Messwak
خانومه نوشته بود:«وقتی خیلی خسته‌اید، زنگ بزنین شوهرتون و بگید امروز این بچه اینقدر اذیت کرد و ازم انرژی برد که وقت نکردم غذا درست کنم.اینجوری شوهرتون میگه: باشه تو فقط بچه رو بگیر، من غذا میخرم میام» یه خانم دیگه جواب داده بود: «من امتحان کردم، شوهرم گفت اشکالی نداره تخم‌مرغ بپز»😶 •هدفون• @Messwak
۹۵ درصد راننده‌ها لیاقت روندن فرغون رو هم ندارن کاش هرگز خودرو وارد این کشور نشده بود 》Zhuan《 @Messwak
شما یادتون نیست یه زمانی این رو جلو مهمون میذاشتن و اوج باکلاسی بود 》Aliza《 @Messwak
لحظه تحویل سال 1403؛ چهارشنبه 1 فروردین ساعت 6:36 دقیقه صبح حیوان سال : اژدها🐉 + 100 روز بیشتر تا عید نمونده. • سناتور سامان! • @Messwak
ببینید بچه ها ساعت دوازده دیشب، رفتم دستشویی مسواک اینا زدم که بیفتم رو تخت استراحت کنم، خدا شاهده با پاچه های بالا زده اومدم دیدم دو تا مهمون اومدن شب نشینی 😶 یعنی من دارم توی یه سیتکام زندگی میکنم خودم خبر ندارم 😶‍🌫️ •دکتر فالانجی• @Messwak
دیشب دیروقت من و مامانم بیرون بودیم یه آقاهه مشکوک نزدیکمون میومد یهو مامانم بلند گفت زهرا الان بابای قوی هیکلت میاد دنبالمون *غربی خوشحال* @Messwak
وضعیت به قدری خرابه که وقتی به عابر پیاده راه میدی، موقع رد شدن ازت عذرخواهی می‌کنه. *Ehsan* @Messwak
برادرم فقط ۲۴ سالش بود! عروسی پسرخاله‌ام بود، رفتیم براش کت و شلوار خریدیم. وقتی رسیدیم خونه به اصرار گفتیم بپوش ببینیم ست لباست چطور شده، با بی‌حوصلگی پوشید و واقعا ماه شده بود. فرداش قبل عروسی تصادف کردیم 😓 خودش رفت و کتش مونده به یادگار. زندگی روز مبادا نداره، زندگی کنیم 🥺 • همون سحرم • @Messwak
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انتظار هر موجود زنده‌ای رو داشتم به غیر از این 😂😂 @Messwak
ایشون خانوم ماری بیون هستن. سال ۱۹۱۴ شوهرش میمیره و چون نان‌آوری نداشته و کاری هم بلد نبوده در مسابقهٔ «زشت‌ترین زن دنیا» شرکت میکنه و برنده میشه. بعد هم تو یه سیرک استخدام میشه تا با عنوان زشت ترین زن جهان تو شهرهای مختلف نمایشش بدن. همهٔ این کارها رو میکنه تا بتونه بچه‌هاش رو بزرگ کنه و زندگی بهتری رو براشون فراهم کنه. مادر بودن همیشه درجاتی از فداکاری و سلف‌لِس بودن رو همراه میاره. اما عشق و ازخودگذشتگی بعضی مادرها برای بچه‌هاشون واقعا هیچ محدوده‌ای نداره •رشنالیست• @Messwak