سوار دوچرخه بودم، یک خانوم منو زیر گرفت، از ترس پشت فرمون غش کرد، ملت به جای کمک به من رفتن سراغ اون خانوم، شوهر گولاخش از راه رسید با داد و بیداد گفت: زنش مشکل قلبی داره اگر یه چیزش بشه منو میکشه!
هیچی دیگه دوچرخه رو انداختم روی کولم لنگان لنگان فرار کردم
》سعیدسالاری《
@Messwak
نقاش اومد خونه رو دید که قیمت بده، گفت ۱۶ تومن
گفتم عمو رنگا ته تهش بشه ۵/۶ تومن خودتم گفتی روزی یک تومنن دست مزد/ سه روزم بگیریم کار داری دیگه تهش بشه ۱۰تومن
چرا انقدر گرون؟! گفت از کجا میگیری رنگاتو که انقدر ارزونه!
پس خودت برو بخرو رنگ کن
قهر کرد رفت
منم رفتم دنبال خرید رنگ
خواستم بگم عمو نقاش رفتم رنگ و وسایل نقاشی گرفتم همههه با هم ۴ تومنم نشد🦦
》fatemeh zahra《
@Messwak
ایشون دیروز با باباش اومدن آرایشگاه و باباش تا نشست رو صندلی واسه اصلاح، کفشاشو در آورد و راااحت روی مبل خوابید 😁😁
خوابی چنین میانه ی میدانم آرزوست....
*حاج مَمرِضُ*
@Messwak
شمام وقتی مامان باباهاتون به پنجاه و شصت رسیدن فهمیدین پنجاه شصت نمیشه پیرزن/پیرمرد؟
*پیکولا*
@Messwak
من نمیفهمم آدما چرا انقدر دنبال فلفل شیرین میگردن. فلفل باید تند باشه دیگه اگه چیز شیرین میخوای برو هویج بخور با غذات، فلفل میخوای چهکار آخه؟
•Abd•
@Messwak
آدم دغدغه نداشته باشه، کلی زبون مختلف یاد بگیره. لذت عجیبی داره بفهمی آدمها از فرهنگهای متفاوت چطور فکر میکنن، چطور عشق میورزن، چه افسانهها و اسطورهها و ادبیات منحصربهفردی دارن.
• alireza •
@Messwak
وقتی تو پاییز از خواب بیدار میشی و نمیدونی مامانت کجاس، خودت کجایی، کی هستی و برای چی وجود داری:
• tantan •
@Messwak
اگه کارتو دوست داشته باشی، بیدار شدن صبح دیگه واست سخت نیست. البته اولاش اینجوریه بعد یه مدت بازم سختت میشه. این موضوع هیچوقت عادی نمیشه برای بشر.
•Arash Alipour •
@Messwak
بزرگترین فشار روانی برای من وقتیه که جایی که بهش میگم «خونه»، جو ملتهب داشته باشه.
چون هر فشاری روانی و جسمی در طول روز بهم وارد بشه به امید برگشت به خونه تحملش میکنم.
• Calamus Scriptorius •
@Messwak
تو شهرمون یه خیابون داریم چهار تا فلافلی توشه.
فلافل خوزستان
فلافل شب های بندر
فلافل شب های آبادان
فلافل محمد اهوازی
دو تاشون ترک هستن. یکی شون شمالی. یکی شون بچه مشهد.
• Amirreza Gh•
@Messwak
متاهلی این شکلیه که بعد از یه روز پراسترس میشینید جلو تلویزیون تا اون فوتبال ببینه و تو با یه چای یکم آروم شی، که یهو تصمیم میگیره پاشو بذاره رو میز جلو مبلی، میز کج میشه چای و قوری و همه چیش دمر میشه رو فرش و نعلبکی عتیقهای که عاشقشی پودر میشه و تو مجبوری بگی فدا سرت عزیزدلم
»مَهرو«
@Messwak
اونایی که صبر میکنن اول مهر که جاده ها خلوت میشه راحت برن شمال تعدادشون از مسافرای نوروزی بیشتر شده.
•potanciel•
@Messwak