داشتم کوله امو می بستم: یک شامپو کوچولو, یکچفیه، یک صابون کوچولو، یک خمیردندون کوچولو، یک شیشه کوچولو و... همین طور کوچولو کوچولو سنگین شد نشد بلندش کنم بازش کردم ببینم چی سنگینه درش بیارم دیدم همه چیز کوچولوئه! خلاصه که گناه هم همین طور کوچولو کوچولو کوله بار آخرت آدمو سنگین میکنه
#اربعین
🔸زهرا جعفری🔸
مزاحالدین | @mezahoddin
قصد قربت
من قصد قربت میکنم موکب به موکب
دارم عبادت میکنم موکب به موکب
عمری به دوری تو عادت کرده بودم
من ترک عادت میکنم موکب به موکب
مابین دلهای شکسته مرقدت را
هردم زیارت میکنم موکب به موکب
با تاول پا میخرم آغوشتان را
دارم تجارت میکنم موکب به موکب
اینجا پر از روضهست و من با نمنم اشک
دل را سقایت میکنم موکب به موکب
میبینی آقا، بال پروازم شکسته
از خود شکایت میکنم موکب به موکب
من در مسیر عاشقی با دست خالی
جان را فدایت میکنم موکب به موکب
بعد از هزاران روز هل من ناصرت را
حالا اجابت میکنم موکب به موکب
#اربعین
🔸️علیاکبر مدرسزاده🔸
مزاحالدین | @mezahoddin
اطلاعیه ستاد اربعین مزاحالدین
زائرین عزیز در صورت اصابت چرخ بصورت محکم به پشت پای شما در هنگام پیادهروی، بر اعصاب خود مسلط بوده و هیچ چیز را خورد و خاکشیر نکنید و بپندارید این همان تیر غیبی است که به شما خورده تا گناهانتان بشوید.
#اطلاعیه
#اربعین
🔸مریم عرفانپور🔸
مزاحالدین | @mezahoddin
سلمان فارسی میگوید روزی به حضور پیامبر صلیاللهعلیهوآله رسیدم، در حالی که امام حسین علیهالسلام بر روی زانویش نشسته بود و رسول خدا به وی خیره شده و بین دو چشم او را میبوسید. حضرت خطاب به امام حسین فرمودند «تو آقا و بزرگ، فرزند مهتری، تو امام، فرزند امام و برادر امام و پدر امامانی، تو حجت خدا، فرزند حجت خدا، و پدر حجتهای نه گانه خداوند از ذریه خود هستی که نهمین آنان #قائم ایشان خواهد بود». (ابن شهرآشوب، ج۳، ص۲۲۶)
فرا رسیدن اربعین حسینی بر عاشقان اهل بیت و آزادگان عالم تسلیت باد.
#اربعین
#سنصلیفیالقدسانشاءالله
مزاحالدین | @mezahoddin
ایستاده
هر که باید در رثای خون تو کاری کند
از عزاداران تو رفع گرفتاری کند
ما چهل شب دیده را با اشک روضه شسته ایم
تا مگر پاکیزه گردد کشف اسراری کند
هر که در شهر خودش مسئول و صاحب منصب است
حاضرست اینجا که با اخلاص هر کاری کند
آنکه قلبش مثل گنجشک است آهن در زمین
آنکه می داند اصول عشق... معماری کند
یک نفر تعمیر کیف و یک نفر تعمیر کفش
یک نفر پاشویه ی یک جمع زواری کند
می دهد ماساژ آنکه دست خالی آمده
لطف او را پس مزن چون گریه و زاری کند
کودکی دیدم که بالای سر یک زائر است
سایه می انداخت تا شاید که ایثاری کند
یک نفر می رفت در صف جای تو می ایستاد
تا تو بنشینی و او هم کار تکراری کند
یک نفر هم میزبانی می کند در خانه اش
می کشد دستان زائر را، چه اصراری کند
این جماعت ایستاده در مسیر انتظار
می کند تمرین امام خویش را یاری کند
#اربعین
🔸️میثم حسینی🔸
مزاحالدین | @mezahoddin
منتقم آمده، قمر برگشت
با برادر از این سفر برگشت،
بر سر او چه رفت در برگشت؟
پای ابلیس، در میان بوده،
ورق روزگار اگر برگشت...
هر امان نامهای ز شب آمد،
وانکرده، دم سحر، برگشت
رفت ساقی به رسم میخانه،
رفت و از او فقط خبر برگشت
رفت اما حسین (ع) میدانست،
نیست در رفتنش دگر برگشت
گفت: جان نذر عشق خواهم کرد،
نزد من تندرست اگر برگشت
با دو چشم خمار و قدّی سرو،
رفت، بیچشم و دست و سر برگشت
رفت او را به خیمهها ببرد،
قدش اما خمید در برگشت
ساقیاش را که ارباًاربا دید،
پیر شد، دست بر کمر برگشت...
در پی صد هزار دعوت رفت،
رفت و بر روی نیزه، سر برگشت
اربعین، خواهرش، تک و تنها
بی رقیه از آن سفر برگشت
کاش روزی طنین بیندازند:
_منتقم آمده! قمر برگشت...
#اربعین
🔸️زهرا (آرزو) علیدوستی🔸
مزاحالدین | @mezahoddin
میِ مای
از شربت و دم نوش و چای روضه سیرابم
از بس که فولم کنج موکب تخت میخوابم
هرچند گرمای هوا و تابش خورشید
هی راه رفته دم به دم بر روی اعصابم
با مای بارد آتشم خاموش میگردد
موکب به موکب مست از جام می نابم
در حیرتی آمیخته با اشک و با لبخند
از شدت و حجم پذیرایی اَعرابم
من محو خدمتهای با اخلاصم اما خود
از فرط بیکاری دمادم کشک میسابم
هر جا رسیدم از پذیرایی کمی خوردم
از بس که پابند و مبادی به آدابم
بعد از عمود اولی رفتم صف ماساژ
ماساژِ یک خط در میان میکرد شادابم
هرچند پای رفتنم تاول زد از اول
بر دوش مرکب رفتهام از عشق اربابم
این اربعین هم طی شد و تا اربعین بعد
هر لحظه از شوق زیارت مست و بیتابم
#اربعین
🔸️فرشته پناهی🔸
مزاحالدین | @mezahoddin