هدایت شده از کشــاورزســلام 🌾
🔴🔴ثبت نام پویش جوانی جمعیت روستایی و عشایری از 23 هزار خانواده عبور کرد🌹🌹
جهت ثبت نام وارد لینک شوید👇
https://survey.porsline.ir/s/r7htnvQ
کانال ملی کشاورز سلام 👇
https://eitaa.com/joinchat/325452080Ce1fafd9e7b
🌺🌸🌺 برای رسیدن به آرامش
دو چیز را ترک کن:
✔️ یکی این که بخواهی دائم در مورد دیگران قضاوت کنی.!
✔️ یکی این که بخواهی دائم مورد تأیید دیگران باشی.!
@mhb3roghaye
🌸🍃🌸🍃
📚#ماجرایزنعلوی و #پیرمردمجوس
✍در بلخ مردی علوی از سادات
منتسب به امیرالمؤمنین علی علیهالسلام زندگی میکرد تا اینکه بیمار شد و بعد از دنیا رفت.
همسرش گفت : با دخترانم به سمرقند رفتم، تا مردم کمتر ما را سرزنش کنند و در سرمای شدید وارد این شهر شدم.
و دخترانم را به مسجد بردم و خودم برای تهیّه چیزی بیرون آمدم.
دیدم مردم در اطراف شیخی اجتماع کرده اند، پرسیدم : او کیست؟
گفتند : شیخ شهر است.
من نیز نزد او رفتم و حال و روزم را شرح دادم ولی او گفت :
دلیلی بر سیادتت بیاور؟
و توجّهی به من نکرد و من هم به مسجد بازگشتم.
🔻در راه پیر مردی را در مغازهای دیدم که تعدادی در اطرافش جمعاند،
پرسیدم: او کیست؟
گفتند: او شخصی مجوسی است،
با خود گفتم : نزد او بروم شاید فرجی شود؟ لذا نزد وی رفته و جریان را شرح دادم.
او خادم را صدا زد و گفت :
برو و همسرم را خبر کن، تا به اینجا بیاید،
پس از چند لحظه بانویی با چند کنیز بیرون آمد. شوهرش به او گفت:
با این زن به فلان مسجد برو و دخترانش را به خانه بیاور...
سیده میگوید : همراه این زن به منزل او آمدیم و جایی را در خانهاش به ما اختصاص داد و به حمام برد و لباسهای فاخر بر ما پوشاند
🔻و انواع خوراکها را به ما داد و آن شب را به راحتی سپری کردیم.
در نیمه های شب شیخ مسلمان شهر در خواب دید، قیامت برپاست و پرچم پیامبر صلی الله علیه وآله بر بالای سرش بلند شد.
در آنجا قصری سبز را دید و پرسید:
این قصر از آن کیست؟
پیامبر(ص) فرمود : از آن یک مسلمان است.
شیخ جلو میرود و پیامبر صلی الله علیه وآله از او روی میگرداند.
عرض میکند : یا رسول اللَّه(ص) من مسلمانم چرا از من اعراض میکنی؟
فرمود: دلیل بیاور که مسلمانی؟
شیخ سرگردان شد، و نتوانست چیزی بگوید.
پیامبر(ص)فرمود :
فراموش کردی، آن کلامی را که به آن زن علوی گفتی؟
🔻این قصر از آنِ آن مردی است که این زن در خانه او ساکن شده؟
در این موقع شیخ از خواب بیدار شد و بر سر و صورت خود میزد و میگریست.
آنگاه خود و غلامانش برای یافتن زن علوی در سطح شهر به تجسّس پرداختند، تا اینکه فهمیدند، او در خانه یک مجوسی است.
شیخ نزد مجوسی رفت و تقاضای دیدن وی را نمود، مجوسی گفت :
نمیگذارم او را ببینی؟
شیخ گفت:
میخواهم این هزار دینار را به او بدهم.
گفت: نه، اگر صد هزار دینار هم بدهی نمیپذیرم. وقتی اصرار شیخ را دید،
گفت: همان خوابی را که دیشب تو دیدهای من هم دیدهام من رسول خدا(ص) را در خواب دیدم که فرمود :
🔻این قصر منزل آینده تو است.
سوگند به خدا من و همه اهل خانه به دست او مسلمان شدهایم 🌱
📚 إرشاد القلوب إلی الصواب، ج2، ص: ۴۴۵
#داستان_جالب
@mhb3roghaye
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💐یا رَبَّ از غیب
🌺به ما برگ و براتی بفرست
💐تلخی ذائقه را
🌺شهد و نباتی بفرست
💐تو هم ای بنده
🌺اگر شکرگزاری به خدای
💐بر پنج تن آل عبا
🌺صلواتی بفرست
💐اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍو
💐آلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجهُم
@mhb3roghaye
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
نیایش شبانه با حضـــــرت عشق ❤️❤️
خدایا✨🙏
کار مرا آنگونه به سامان
برسان که تو سزاوار آنی❣
نه آن سان که من در خور آنم😔🙏
آمیـــن یا رَبَّ 🙏
همدلان عزیز ✨❤️
شبتون ملكوتی🌙⭐️
جانتان آرام ❣
جانانتان خدا❣
شبتون بخير و زندگیتون پراز آرامش 🌙⭐️
🌹اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج🌹
🇮🇷❤️
🍃🌹🍃🌺
@mhb3roghaye