گاهی وقتها آدما میرن که پیدا بشن،هر رفتنی که به معنای دور شدن و گم شدن نیست،یه روز میفهمی برای پیداکردن اونچه که یه عمره دنبالشی برای یه رهایی همیشگی، باید جاهای بزرگ تری بدنبالش گشت باید نفس های بلند و طولانی تری رو کشید، نه میون آدم ها و اتفاقات ریز و درشتشون، یه جای دور... یه جایی که زیر سقف آسمونش،بشه دوباره و دوباره از نو زنده شد. هر رفتنی به معنای دور شدن نیست گاهی وقتا آدما میرن که پیدا بشن...
مــmanــاه
•••
روی شیشه لوازم ارایشی نوشته بود, هیچ کس شما رو صرفا بخاطر اینکه باطنتون زیباست دوست نخواهد داشت.
درست ترین و تلخ ترین تبلیغی بود که دیده بودم :)
مــmanــاه
رسیدنت را در چشمِ راه دیده ام از بادها شنیده ام آنقدر نزدیکی که قفس ها پرواز میکنند تبرها شکوفه داده
دلتنگی....
شاید یعنی،
راه رفتن،
در همه ی خیابان های شهر،
دریغ از لحظه ای دیدار #تُ...
من همیشه دو تا بودم. یکی از من میرفت سر کلاس. اون یکی میومد کنارت مینشست و نگات میکرد. یکی از من شبا میخوابید، اون یکی زل میزد به چشمای بستهت وقتی خوابی. یکی از من تو خیابون همیشه بالا رو نگاه میکرد و راه میرفت، اون یکی زل میزد به راه رفتنت و قربون صدقهت میرفت.
یکی از من همیشه خوشبختتر از اون یکی بود..
گاهی دلم میخواهد یک بیمار توهمی باشم
یا اینکه فراموشی بگیرم…
از یاد ببرم هر چیزی را که باعث آزارم میشود،
و تمام خاطراتی که شب ها خواب را از چشمانم میگیرند…
یا در رویاهایم آنطور که دلم میخواهد زندگی کنم، با او که دوست دارم بخندم، حرف بزنم و عمرم را بگذرانم…
گاهی فکر می کنم فراموشی داشتن یا در رویا زندگی کردن اصلا هم بد نیست …
و سلامتی بیشتر برای آدم ضرر دارد
وقتی مغزت درست کار می کند
حافظه ات سر جایش است
متوجه ی همه اتفاقات اطرافت هستی
اما حسرت داری…
جای خالی داری
دلت تنگ است
و نمی توانی
نمی توانی
نمی توانی کاری بکنی …!!
مــmanــاه
خسته ام ... مثل لاکپشتی که خیابانی را اشتباه رفته...
خستهام
"مثل پدری ک سرش پیش بچه هاش پایینه...(:"