مانیفست_پالانتیر_برای_سلطه_و_ضدمانیفست_واروفاکیس.pdf
حجم:
289.5K
یانیس واروفاکیس با بهرهگیری از یک «آیرونی رندانه» و بیانی طعنهآمیز، مانیفست پنهان و اخلاقیات تاریک، طبقهٔ «جداگزیدگان» [The Elite] را صورتبندی میکند.
او با احضار و واژگونی استعارهٔ کلاسیک مارکسیستی «افیون تودهها» [Opium of the masses]، نشان میدهد که چگونه مکانیسم سلطه در وضعیت معاصر، نه بر آگاهیبخشی، که بر تولید عامدانهٔ ناآگاهی و تخدیر استوار است. از منظر این رتوریک انتقادی، جداگزیدگان برای تضمین و تداوم «انقیاد کامل» [Complete subjugation] فرودستان، نیازمند تزریق مدام «مدهوشی» [Inebriation] به پیکرهٔ جامعه هستند. در این دستگاه فکری، «خرافات سازمانیافته» [Organized superstition] صرفاً به نهادهای سنتی تقلیل نمییابد، بلکه کل ماشین تولید ایدئولوژی، سرگرمیهای تقلیلگرایانه و روایتهای هژمونیک رسانهای را در بر میگیرد.
واروفاکیس با قرار دادن این اعتراف وقیحانه در دهان حاکمان، پرده از این واقعیت برمیدارد که از نگاه جداگزیدگان، هرگونه تفکر انتقادی و رادیکال، یک خطر موجودیتی است که باید به نام حفظ نظم، سرکوب و منقرض گردد.
چرا جداگزیدگان در پانویسی توضیح دادهام، اینجا نیز میآورم. 👇🏻
وقتی خودت باشی | نوشتههای محمدحسین ضمیریان
یانیس واروفاکیس با بهرهگیری از یک «آیرونی رندانه» و بیانی طعنهآمیز، مانیفست پنهان و اخلاقیات تاریک
در برگردان واژهٔ [Elite]، به جای استفاده از معادلهای مرسوم تقلیلگرایانهای چون «نخبگان» یا «برگزیدگان»، نوواژهٔ دقیق «جداگزیدگان» به کار گرفته شده است. این انتخاب، مبتنی بر یک ضرورت ریشهشناختی و رویکرد انتقادی در جامعهشناسی سیاسی است. از منظر اتیمولوژیک، واژهٔ [Elite] (مشتق از فرانسوی کهن élite و ریشهٔ لاتین eligere) از ترکیب پیشوند -e (به معنای بیرون و جداسازی) و legere (به معنای چیدن و گزینش) ساخته شده است. بنابراین، معنای بنیادین آن نه دلالت بر یک «برتری ذاتی»، بلکه ناظر بر «بیرونکشیدهشدن» و «تمایزیافتن» از توده است. معادلهای رایج در زبان فارسی، غالباً حامل بار معنایی انحرافی هستند: واژهٔ «نخبگان» (مأخوذ از نخبه به معنای مغز)، یک برتری ذاتی و انتولوژیک را القا میکند و واژهٔ «برگزیدگان» نیز واجد هالهای قدسی و مثبت است. اما اصطلاح «جداگزیدگان»، با وفاداری کامل به ساختار مورفولوژیک لاتین (جدا = -e، گزیده = legere)، وضعیت این طبقه را با حفظ فاصلهٔ انتقادی توصیف میکند.
مثلاً در همین سیاق مفاهیمی نظیر «جداگزیدگان فناوریملیگرا» [Techno-Nationalist Elite]، استفاده از این مفهوم نشان میدهد که این گروه نه لزوماً از سر فضیلت، بلکه در نتیجهٔ دینامیک قدرت، انحصار تکنولوژیک و مناسبات سیاسی، از بطن جامعه «جدا» و در ساختار حاکمیت «گزیده» شدهاند.
هشدار راهبردی شماره ۳ [بسیار مهم برای ساختار تصمیمسازی و تصمیمگیری]
پس از شرکت در برنامه قرارگاه شبکه افق سیما مورخ ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ و طرح مباحثی درباره آینده و قدرت ملی مبتنی بر مردم مبعوث و برانگیخته ایران اسلامی و امکان های پیشِ روی بسط قدرت ملی از این طریق؛ همچنین ورود مجری محترم جناب آقای حسینی در انتهای برنامه به بحثی عمیق و انتقادی درباره ظهور و مباحث جاری درباره خوابدیدنها و برخی سخنرانیهای اخیر طرح شده در فضای مجازی و ارجاع به این حقیر درباره آینده قدرت از مسیر عقلانی، برخود فرض دانستم تا با ارج دانستن طرح این مسئله از تریبون «عقلانیت انقلابی» و توسط مجری متعهد، ⚠️ هشداری راهبردی درباره تاثیر برخی وضعیتها در خطاهای راهبردی درمسیر تصمیمسازی، مطالبی را به نگارش درآورم.
بخش اول طرح موضوع
واکاوی پدیده DMT و دگرگونیهای ادراکی پس از تروما
با توجه به علاقهمندی به UAP و UFO در مطالعات اخیر با یک وضعیت جدید مواجه شدم که ارسال آن برای بزرگواران لازم به نظر میرسد؛ تحلیلهای اخیر فضای رسانهای، بهویژه در گفتگوهای اکتبر ۲۰۲۴ –مانند پادکست جسی میشل–، ادعاهای تأملبرانگیزی درباره یک عنصر جدید بینبعدی مطرح شد؛ این ادعا مبنی بر بهرهگیری نخبگان جهانی و ساختارهای قدرت از مواد روانگردان قوی همچون DMT بوده است. طبق این فرضیات، مصرف این مواد صرفاً یک تجربه ذهنی نیست، بلکه نوعی «ارتباط روانی» با «موجودات غیرانسانی» تلقی نیز میشود که گویا در حال هدایت دستور کارهای مخفی جهانی و هدایت جنگها و امور فرابشری هستند. این دیدگاه، عاملیت انسانی در تصمیمگیریهای کلان را به قلمروهایی فرامادی پیوند میزند که نیازمند واکاوی دقیق از منظر «علوم و امنیت شناختی» است.
ارتباط موضوع با امروز ما
با همین رویکرد بدون اسم بردن از شخص یا جریان خاصی به یاد یکی از عناصر مدعی ارتباطات فرامادی در مجموعههای انقلابی توجه مرا جلب کرد و باعث روشنشدن دگمه دقت اینجانب پیرامون موضوع در ابعاد بینالمللی و بررسی یافتههای جدید و دانشگاهی شد.
ماده DMT که در ادبیات علمی به «مولکول روح» شهرت یافته، به دلیل توانایی منحصربهفردش در گسست کامل آگاهی از واقعیت فیزیکی شناخته میشود. این ماده، فرد را به وضعیتی سوق میدهد که طی آن، تعامل با موجودات هوشمند فرامادی و ورود به ابعاد دیگر، به شکلی کاملاً «واقعیتر از واقعیت» ادراک میشود. این گسست عمیق، مرزهای میان بیوشیمی/زیستشیمی مغز و واقعیت عینی را در ذهن ناظر [بیننده] مخدوش کرده و پتانسیل بالایی برای تغییر بنیادین جهانبینی افراد در صورت نفود فرد مصرفکننده در سطوح حاکمیتی دارد.
امکان تداوم وضعیت برای فرد تجربهگر
به دلایلی که پیشتر سربسته توضیح دادم؛ پرسش کلیدی بیولوژیک من این است که آیا مغز انسان در پی تجربههای نزدیک به مرگ NDE یا شوکهای تروماتیک، پتانسیل ترشح خودکار و مداوم این ماده را دارد؟ تحقیقات پژوهشگران دانشگاه امپریال کالج لندن نشاندهنده همپوشانی شگرفی میان الگوهای عصبی و گزارشهای روانشناختی NDE و سفرهای DMT است. پدیدههایی چون «تجربه خروج از بدن» و ورود به فضاهای غیر اقلیدسی [خیلی مهم است] و دیدار با موجودات رحمانی و شیطانی، این فرضیه را تقویت میکند که مغز در شرایط بحرانی ممکن است به مثابه یک کارخانه بیوشیمیایی، برای محافظت یا انطباق با مرگ، مکانیسمهای روانگردان خود را فعال سازد. –پرسش این است که آیا ممکن است این حالت در فرد باقی بماند یا نه چون کلید حل بسیاری از مسائل در آن نهفته است–.
طبق پژوهش شواهد بالینی حاکی از آن است که برخی افراد پس از تروماهای شدید، دچار تغییرات ادراکی پایدار یا «پسدرخشش» [Afterglow] میشوند که شباهت بسیاری به اثرات ماندگار استفاده از DMT دارد. این تغییرات شامل افزایش حساسیت حسی، درخشش نامتعارف رنگها و حتی فلشبکهای بصری است. اگرچه علم هنوز تولید روزانه DMT در دوزهای بالا را در مغز انسان تأیید نکرده، اما بروز اختلالاتی نظیر HPPD –اختلال ادراکی مداوم توهمزا– نشان میدهد که مدارهای پردازش بینایی میتوانند پس از یک شوک، در وضعیتی شبیه به حالت تحریک دارویی باقی بمانند و واقعیت را به شکلی متفاوت فیلتر کنند.
خطر باقیماندن و اختلال در ساختار مغزی
در نهایت، فرضیه دکتر ریک استراسمان درباره نقش غده صنوبری در آزادسازی DMT، اگرچه از نظر آزمایشگاهی همچنان محل بحث است، اما دریچهای به سوی درک «انعطافپذیری عصبی» [Neuroplasticity] پس از شوک میگشاید. به بیان دیگر علم بیوشیمی مغز و عصبپژوهی میتواند بگوید: این تجربیات ماورایی، بیش از آنکه ناشی از حضور فیزیکی ماده در خون باشد، حاصل بازسازی مدارهای مغزی است که باعث میشود فرد جهان را از دریچهای عرفانی یا فرازمینی ببیند. این افراد ممکن است به صورت دورهای دچار حملاتی شوند که طی آن، مرز میان واقعیت قراردادی و توهمات برخاسته از تغییرات ساختاری مغز از بین میرود.
بخشدوم ارائهٔ هشدار
⚠️ هشدار راهبردی اینجانب مبتنی بر مخاطرات نفوذ از طریق «ادراکهای تروما-محور» در بدنه امنیت و حاکمیت
دولتها و نهادهای امنیتی باید نسبت به پدیده «تسخیر شناختی» در لایههای تصمیمساز حساس باشند. افرادی که تحت تأثیر تروماهای شدید، تجربههای نزدیک به مرگ، یا مصرف مواد روانگردان قوی –مانند DMT– قرار گرفتهاند یا سیستم مغزی آنها تحت وضعیت پایدار ناشی از تروما به تجربه ادامه میدهد، مستعد پذیرش الهامات ناشی از اختلالات ادراکی به عنوان «حقایق مطلق» یا «هدایتهای ماورایی» هستند؛ ناگفته پیداست که این افراد بههیچ عنوان دروغ نمیگویند ولی با اعتماد کامل به شما و سیستم تصمیمگیری، پرتوپلا تحویل میدهند، این یعنی :
۱. فرد ممکن است به دلیل تغییرات پایدار در مدارهای عصبی، دستورات یا ایدئولوژیهای برخاسته از توهمات بیولوژیک را به عنوان راهبردهای سیاسی یا نظامی اعمال کند. –بسیار خطرناک برای تصمیمسازی نظام–؛
۲. ادعای ارتباط با «موجودات هوشمند» یا «دیدار آینده» و آیندهبینیهای گاهگاه میتواند پوششی برای عملیات روانی اجنه یا گروههای مشکوک درون ساختار جهت انحراف مسیر تصمیمگیریهای ملی باشد؛
۳. تجربیات DMT محور معمولاً منجر به فروپاشی مرزهای فردی در ذهن شخص میشود که میتواند وفاداری فرد به ساختارهای قانونی را به نفع «فرمانهای ماورایی» سست کند و این را به نفع دستورات ماورایی مجعول با عوامل ناشناخته بچرخاند.
والامرالیکم
آینده پژوه؛ محمدحسین ضمیریان
◾️
تحلیل دقیق دادههای حاصل از منابع آشکار و رصد تحرکات فزاینده در بدنه و حواشی دولت ترامپ پیرامون پدیدههای ناهنجار ناشناخته [UAP/UFO]، از طراحی یک توطئه استراتژیک پرده برمیدارد. بدینوسیله هشدار داده میشود که عناصری از کارتلهای جنایت سازمانیافته بینالمللی و لایههای پنهان «اطراف ترامپ»، در آستانه عملیاتیسازی یک سناریوی فریب استراتژیک تحت عنوان «تهاجم ساختگی بیگانگان» هستند؛ این عملیات «پرچم دروغین» با هدف ایجاد شوک تمدنی و فروپاشی حاکمیتهای ملی طراحی شده تا بستری برای گذار به یک ابر-دولت تمامیتخواه جهانی و استقرار نظم نوین اقتدارگرا فراهم آورد. این مهندسی اجتماعی پیچیده، با سوءاستفاده از ابهام ماهوی اشیاء پرنده، در پی مشروعیتبخشی به نهادهای فراملی و کنترل حداکثری بر زیستجهان بشری است.
گویا قرار بر این است که شکوه پادشاهی ترامپ و اراذل تکنوکرات سیلیکونولی برای تحقق دولت جهانی و تأسیس امپراتوری جدید از تابشِ خیرهکنندۀ «فرهٔ یوفویی» بر تارک جهان نازل شود!
◾️
هدایت شده از روزنامه وطن امروز
📰 صفحه نخست وطن امروز
📅 ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
✉️ @vatanemrooz | vatanemrooz.ir
وقتی خودت باشی | نوشتههای محمدحسین ضمیریان
📰 صفحه نخست وطن امروز 📅 ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ ✉️ @vatanemrooz | vatanemrooz.ir
یادداشت «نظام درونزا در برابر پمپبنزینهای ناامن»، یک نگاشت اقتصاد سیاسی از ژئوپلیتیک دفاع مقدس سوم است.