#راه_آسمان
هر انسانى كه سرچشمه خير و بركتى است، و هر پيامبر و رهبر الهى كه نور هدايت در دلها مىپاشد، هر معلمى كه تعليم مىدهد، هر شخص سخاوتمندى كه بخشش مىكند، و هر طبيبى كه مرهمى بر زخم جانكاهى مىنهد، ستايش آنها از ستايش خدا سرچشمه مىگيرد، چرا كه همه اين مواهب در اصل از ناحيه ذات پاك او است.
مِیعادِ دِل
#راه_آسمان هر انسانى كه سرچشمه خير و بركتى است، و هر پيامبر و رهبر الهى كه نور هدايت در دلها مىپاش
و يا به تعبير ديگر حمد اينها، حمد خدا، و ستايش اينها ستايشى براى او است. و نيز اگر خورشيد نورافشانى مىكند، ابرها باران مىبارند، و زمين بركاتش را به ما تحويل مىدهد، اينها نيز همه از ناحيه او است، بنا بر اين تمام حمدها به او بر مىگردد.
قابل توجه عزیزانم قرار بگیره که بنده فقط قسمتی از تفسیر رو برای شما قرار میدم (نه همشو)☺️
و گفته بودم یک حدیث هم قرار میدم مرتبط
یادم نرفته هر حدیثی و سخنی که از معصومین علیهمالسلام باشه توی تفسیر حتما قرار میدم.
اگر قرار ندادم
یعنی چیزی ندیدم
یا خیلی طولانی بوده🙈🥲
#شرح_حالِ_۹اسفند۱۴۰۴
#پارت_آخر
البته به سختی به خواب رفتم
یه حالی مثل اون شبی که از شهید رئیسی خبری نبود...
برای سحری بیدار شدیم، صرف که شد انقدر خواب داشتم، که گفتم بخوابم بعد برا نماز بیدارم کنن.
چشمام گرم که شد، یکدفعه پریدم از خواب، خواهرم صدام میزد، پاشو پاشو ببین چه خبری اومده.
گفتم: چی شده؟
گفت: آقا شهید شده
با بغضی که به سختی اجازه حرف زدن میداد گفتم : دروغ نگووو دروغ میگی .
مستاصل شده بودم، گوشی رو برداشتم، همهی خبرا این چیزی که خواهرم گفت رو تایید میکرد اما من باور نداشتم .
همه خبرهارو بالا و پایین کردم و هی میگفتم دروغ نگووو، شهید نشدههههه.
دیگه هق هق گریهم بلند شد که خبر صدا و سیما رو قرار داده بودن داخل شبکههای خبری، فیلم رو میدیدم و میگفتم:
دروغهههه....دروغ میگنننن... مگه نگفتن خوبهههه...
گوشی رو پرت کردم اونطرف و فقط اشک می ریختم بدون هیچ حرفی، مادر و خواهرم هم شروع کردن به گریه کردن، طوری که پدر از صدای گریههای ما پاشد و جویای ماجرا شد .
با گریهای که بند نمیاومد برا اینکه دوکلوم حرف بزنم، گفتم آقا شهید شده و گریههام از سر گرفت، یطوری که انگار تمام بغض و گریههای جهان ازآنِ من بود،
طوری که انگار دنیا تموم شده، طوری که انگار پدر از دست دادیم، خب در واقع، پدر هم از دست داده بودیم ...
ساعتها گریه و هق هقی که خونه رو پر کرده بود، خواهر هم پتو روی خودش انداخته بود و شاید از حسرت هایی که به دلش مونده بود میگفت و درد و دل میکرد با خدای خودش
ولی خیلی زود بود، خیلی زود که هیچوقت موفق به دیدارت نشدم، خیلی زود بود که نرسید به روزی که بیام بیت رهبری و برام صیغه عقد بخونی و برام آرزوی خوشبختی کنی.
دختر آرزو داره پدرش روز عروسیش حضور داشته باشه، آرزو که عیب نیست، شاید میشد اونطور که باید و آرزوی دلهای مابود...
سحر است
ماه هنوز بیدار مانده،
اشکهایش از آسمان میچکد روی دلِ زمین…
نه شبِ قدر است، نه شامِ غریبان،
اما بوی خونِ تو در هوا پیچیده…
انگار خدا هم امشب قصد کرده دل به دل ما بدهد و باهم گریه کنیم .
هوا بوی تورا گرفته، اما وقتی که دیگر نیستی و الان خیلی دیر شده😭😭😭💔
نویسنده: میم_ حِ
#عطر_یادها #از_دل_بر_آمده
فاش میگویم، همه جان و جهانم از رضاست✨
به قلم|میم_حِ|
_کپیبدونمنبع؟فرهنگحسنهیفوروارد
#ولادت_امام_رضا
#راه_آسمان
آوردن "رحمان و رحيم" بعد از " رَبِّ اَلْعٰالَمِينَ " اشاره به اين نكته است كه ما در عين قدرت نسبت به بندگان خويش، با مهربانى و لطف رفتار مىكنيم اين بندهنوازى و لطف خدا، بندگان را شيفته او مىسازد: كه با يك دنيا علاقه بگويند " اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِيمِ" .