eitaa logo
مِیعادِ دِل
789 دنبال‌کننده
96 عکس
41 ویدیو
13 فایل
- بسمِ‌او .💚 - میعادِدل‌جایی‌که‌ثانیه‌ها‌بویِ‌سجاده‌وحرم‌میدهند .‌ - اینجا؟!پناهگاهی‌‌برای‌دل‌های‌بی‌قرار جایی‌که‌در‌سکوتِ‌شب‌‌آیه‌آیه‌به‌خدا‌نزدیک‌میشویم! - اینجا‌آرامش‌رنگِ‌دلتنگیِ‌تو‌را‌دارد! - آوای‌حسین: @astane_del - کپـی؟! فرهنگ‌حسنه‌ی‌فوروارد
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله الرحمن الرحیم
بسمِ‌او 💚 «میعادِ دل»؛ مأوایی برای آنان که در هیاهوی روزگار، هنوز طعمِ آرامشِ سجاده را می‌شناسند. _پناهگاهی برای دل‌های بی‌قرار… _اینجا، ثانیه‌ها بویِ حرم دارند و دل در هوایِ اتصال، آیه‌آیه به خدا نزدیک می‌شود. _من «میم_حِ» هستم؛ دختری در جوارِ سیدالکریم، طلبه‌ای که می‌نویسد تا دل‌ها را آرام کند؛ از دلِ دعا، از میانِ اشک و لبخند، دلنوشته‌هایی برای آنان که هنوز در هیاهوی دنیا، دنبالِ آرامشِ خدا هستند. _داستان از شوقِ اشتراک همین لحظه ها آغاز شد؛ با ایمان به اینکه اگر این واژه‌ها مرهم دل من‌اند، شاید روزی سطری کوچک، نوری شود در تاریکیِ دلی بزرگ. به «میعادِ دل» خوش آمدی… به پناهگاهی که هر واژه‌اش، از دلتنگی تا دعا، به خدا می‌رسد. 🌿 @miade_del
تصاویر هوش مصنوعی از عتبات عالیات رهبر شهید با رهبر معظم انقلاب 💚
سلام آقا جان میدونین، هیچ وقت فکر نمیکردم یروز بشینم از شما بنویسم هیچ وقت حتی شهادتتون به ذهنم خطور نکرد همیشه آرزو داشتم ببینمتون ولی فکر به اینکه یکروز به شهادت میرسید اصلا ... همیشه به این مطمئن بودیم که پرچم این انقلاب شیعه رو شما میدادین دست ولی عصرمون همیشه تو این فکر بودیم یروز بچه دار بشیم و از شما براشون بگیم که چقدر مقتدرانه این انقلاب رو تا اینجا کشوندین همیشه نگرانتون بودیم مظلومیتتون به مانند باباعلی بود همون امیرالمومنینی که شبها هوای بچه های یتیم رو داشت و توی روش لعنتش میکردن وقتی به شهادت رسید دیدن دیگه کسی نیست شبها بیاد در آغوش بگیرشون، غذا بده دستشون حتی باهاشون همراهی کنه و لعنت بفرسته به خودش تا یذره دل کوچیکشون اروم بشه اگه تو این انقلاب شمارو ندیده بودیم، شاید درک نمیکردیم که امیرالمومنین تو زمان خودش چقدر مظلوم بوده ولی بعد دیدن شما بعد دیدن مظلومیتتون فهمیدیم که چقدر امیرالمومنین غریب بودن تو زمان خودشون انقدری که یروز توی سجده‌ی نمازهاش فرق سرشو شکافتن و وقتی شهادت رو برای مردم کوفه شرح دادن همونا گفتن مگه علی نماز میخوند؟ الان غریبی شمارو چیکار کنیم آقا جان چطوری کنار بیایم؟ وقتی مردم، همونایی که امنیت این مملکتو مدیون شما و مدیریت و عزم و اقتدارتون هستن توی شهادتتون میان دست و صوت و کل سر میدن ... اینارو چیکار کنیم آقا؟ کجای دلمون بزاریم ؟ ما دلمون میسوزه وقتی مظلومیتتونو میبینیم، وقتی زحماتتونو میبینیم، وقتی میبینیم انقدر ما براتون مهم بودیم که روز شنبه بعد اذان صبح در حال رسیدگی به امور مردم ایران بودین که شهیدتون کردن. نمیدونم چی توی ما دیدین که ولمون کردین رفتین، نمیدونم اون همه ارزوی ما چطوری فرو ریخت هیچی نمیدونم فقط میدونم حالا که شهید شدین دیگه بیشتر حواستون بهمون هست یاریمون کن اقاجان یاریمون کن تا همگی باهم این پرچمو برسونیم به دست امام زمانمون به قران که دیگه خسته شدیم از این همه فتنه، کاش بهمون میگفتی کی میرسیم نوک قله تا این تن خسته‌مونو رو دوشمون حمل کنیم تا اون موقع. نمیدونیم چی میشه، چه ها قراره بشه ولی به یاریتون سخت نیازمندیم آقا 😭 ۱۰ اسفند ۱۴۰۴
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آرامش را در شخص و شخصیت ایشان می‌دیدیم! ترس، انسان را گرفتار می‌کند. در ایامی که شهرهای ایران توسطِ صداّم موشک‌باران می‌شد، روزی خدمتِ مرحوم آیت‌الله بهاءالدینی بودیم. شخصی به ایشان گفت: به‌ خاطرِ ترس از موشک و حملاتِ صدّام، خیلی سر دکترهای اعصاب شلوغ شده است. 🔸 ایشان فرمودند: «دکترهای اعصاب خودشان نیز مبتلا شده‌اند.» واقعاً هم همین‌طور بود و خیلی اوضاع حادّ بود؛ ولی ما آرامش را در شخص و شخصیّتِ ایشان می‌دیدیم. 🔹 حتی یک روز بعد از نمازِ مغرب و عشا بود که هواپیماهای عراقی برای موشک باران آمدند و اعلان وضعیت قرمز شد. ایشان آن شب مهمان داشتند و در کنار مهمان‌ها مشغولِ چای‌خوردن بودند. 🔸 ایشان چای را نزدیکِ دهانشان آورده بودند که موشکی منفجر شد و از شدت انفجار فقط دستِ ایشان، تکانِ مختصری خورد و هیچ اثر دیگری در ایشان بوجود نیامد! در حالی که دیگران، خیلی مضطرب شده بودند و به جنب و جوش بودند. سیره فرزانگان، عبدالحسن بزرگمهرنیا، نشر سامان دانش، به نقل از: کانال حجت‌الاسلام والمسلمین حاج شیخ جعفر ناصری. https://eitaa.com/sirefarzanegan
یروزی کارتر گفت همه چی به نفع ما بود ، اما خدا با خمینی بود و هم اکنون صدای رعد و برق... خدا داره قدرتشو نشون میده میگه ببینید من با ملت ایرانم صداشونو می‌شنوم الان هم خدای خمینی با ماست🥺💚 الحمدالله رب العالمین 💚
حاج طاهر سقط فروش: ⭕️ شهیدی که دیروز عصر منزلش رفتیم با همه شهدا فرق داشت، آخه کنار رهبر شهیدمون به شهادت رسیده بود پسرش میگفت ازبابام پرسیدم کار شما چیه ؟ گفت من اسمم، شغلم رو نشون می‌ده: غلامعلی. شهید غلامعلی، غلام سیدعلی، ۴۰ سال به رهبر عزیزمون خدمت کرده بود و آخر هم در کنار رهبر بشهادت رسید. 🔹️او منزلی در جنوب شهر تهران، منزلی قدیمی در یک نقطه بسیار قدیمی داشت. دم در منزلشون دیدم خانم الهام چرخنده هم اومده تا از این لحظات، مستند بسازه و صحبت‌ های خانواده شهیدو ثبت کنه. وارد خونه که شدیم باورم نمی‌شد! یعنی این خونه ی کسیه که ۴۰ سال خادم شخص اول مملکت بوده؟! مگه همه جای دنیا، مردم خودشونو به مسئولین نزدیک نمیکنن که برا خودشون کاخ‌ و ویلا دست و پا کنن؟ اما یک خونه ساده در جنوب شهر با یک دست مبل والسلام. 🔹️همسر شهید شروع کرد به گفتن: همسرم آقا رو خیلی دوست داشت. چند روز هم نمیتونست از آقا جدا بمونه. ایام کرونا وقتی میرفت پیش آقا ۲۱ روز پیش آقا میموند که یه موقع رفت و آمد نکنه و آقا مریض بشن. میگفت فقط آقا سالم باشن. میرفت با پول خودش برای آقا خرید میکرد و پولی که آقا بهش میدادن رو برای خونه خودمون خرج میکرد که زندگیمون برکت بگیره. من ۱۴ سال باهاش زندگی کردم، اما انگار چهارده سال توی بهشت بودم. چهارده سال بهشتی... 🔹️این دو سه روز آخر انگار خیلی نورانی‌ تر شده بود. دو روز قبل شهادتش میگفت به آقا گفتم دعا کنید من شهید بشم و آقا فقط منو نگاه کرد و هیچی نگفت. بهش گفتم مثلا نگفتن ان شاءالله بعد از ۱۰۰ سال و اینجور حرفا؟ غلامعلی گفت نه! حضرت آقا فقط منو نگاه کردن و دو روز بعد هم در کنار حضرت آقا به شهادت رسید. البته اگه میموند دق میکرد. نمیتونست نبود آقا رو دووم بیاره. اون روزی که بیت رو زدن، گفتیم غلامعلی فدای سر آقا! فقط خدا کنه آقا زنده باشن. (اینجا یاد حضرت ام البنین سلام الله علیها افتادم، که وقتی خبر شهادت پسرش رو دادن، گفت از حسین علیه السلام چه خبر؟ فقط از حسین بگو...) 🔹️از همسر و پسر شهید در مورد برنامه ی غذایی آقا پرسیدیم. _ غلامعلی هفته‌ای دوبار از بیت مقداری از غذای آقا رو تبرکی می‌آورد. غذاهای آقا چیزایی مثل اشکنه و ماش‌ پلو بود. میگفت دو بار به آقا گوشت دادیم. آقا گفتن مگه همه ی مردم میتونن گوشت بخورن؟ برای من دیگه گوشت نذارید. به غلامعلی اعتراض میکردم که چرا انقدر به آقا سیب‌ زمینی می‌دید؟ واقعا آقا با این غذاهایی که میخورد، فقط خدا حفظش کرده بود. حتی همین سیب‌ زمینی رو هم حضرت آقا میگفتن سه، چهار تا دونه بیشتر نگیرید. حتی اگه مثلا کبریت هم میگرفتن، یه قوطی بیشتر نمیگرفتن. 🔹️خدا نگذره از اونایی که به ایشون تهمت میزدن. این سبد غذایی رهبر یه مملکت بود!😭 اگه یه وقت برای نوه‌هاشون جشن تولد میگرفتن یا مراسمی چیزی بود،الویه و آش درست میکردن، این غذای تجملاتی آقا بود. (حاج خانم که اینو گفت، بچه‌ها شروع به گریه کردن...) 🔹️(_ هیچکس قابل قیاس با حضرت مولا نیست_ اما من یاد این قضیه تاریخی افتادم: عده‌ای به خادمان امیرالمومنین علیه السلام اعتراض کردن که چرا نون‌ هایی که شما میل میفرمایید انقد خشکه؟ و خادمان گفتن مولا درِ کیسه ی نونها رو یه جوری مهر و موم کرده که ما نتونیم حتی به نونها کمی روغن بمالیم؛ و این آقایی که ما دیدیم، قطره‌ای از دریای فضائل امیرالمومنین ع بود) 🔹️حاج خانم میگفت شهید سید علی خامنه‌ای خیلی به اسراف حساس بودن، وقتی توی خونه مشغول مطالعه بودن، همه چراغ‌ها رو خاموش میکردن و فقط یک چراغ رو روشن میذاشتن. ▪️حین صحبت از شهید و رهبر شهید، یه مُهر آوردن و گفتن آقا با این نماز میخونده 😭 مهر رو دست به دست چرخوندیم، مهر به دست هرکس میرسید به قلبش میچسبوند و شروع به گریه میکرد چندتا ازرفقا که زرنگتر بودن مهر رو گرفتن و رفتن یه گوشه‌ای و باهاش مشغول نماز شدن نمازِ گریه!😭🖤 اصلا حال و هوای خونه عجیب بود هرکسی یه حالی داشت. مهر به دست خانم چرخنده رسید، چادرش رو روی سرش کشید و مهر رو زیر چادرش برد و شروع به گریه کرد. انگار همه با این مهر خاطره‌ ها داشتند😭🖤 🔹️پسر شهید صالحی میگفت این چند وقته پسر آقا (آسید مجتبی خامنه‌ای) خیلی هوای ما رو دارن و دائم می‌پرسن همه چی سرجاشه؟ مشکلی چیزی ندارید؟ 🔹️پدرم یه وقتایی لباس آقا رو می‌آورد خونه تا مادرم باافتخار لباس آقا رو بشوره. مادرم قبل از اینکه لباس رو با آب خیس کنه، با اشک چشمش خیس می‌کرد. پدرم می‌گفت آقا شب‌ ها ساعت ۱:۳۰ بلند میشه تا نماز بخونه و پدرم قبل از ایشون بلند میشد که اگه آقا چایی خواست، چای تازه براشون دم کنه و خلاصه هوای آقا رو داشته باشه.😭
نزدیکیم به چهلم...