#پرتویی_از_کتاب
ملاحسینقلی همدانی:
ساعتی از شبانه روز را برای تفکر در احوال خویش کنار بگذار
پ.ن:گزیدهای از کتاب کهکشان نیستی
#پرتویی_از_کتاب
آخرین صحبت ملا حسینقلی همدانی در محضر شاگردانش :
ای به فدای قلوبی که نور الهی جل جلاله در آنها تابان و جلالت مرتبهشان بی پایان است و خود را از عالم گسسته و به عالم انوار پیوسته اند.
پ.ن:گزیده ای از کتاب کهکشان نیستی
_میگن اگه امام رضا رو به مادرش خانم فاطمه زهرا س قسم بدی، حاجتت رو میده، ولی من که دلم نمیاد، برا حاجت خودم، جگر شمارو بسوزونم؟!
مثلا بگم چی؟ به پهلوی شکستهی مادرتون قسم؟به ناله هاشون قسم؟
هرگز اینارو به زبون نمیارم ...
ولی امام رضا جان، درهم بخر دورت بگردم، بد و خوب و جدا نکن :)
#امام_رضا
شاید قشنگترش این باشه که: محلِ شهادت.
ولی ما به همین هم راضی هستیم.
مثلا یروز که اومدیم کربلات و سیر شدیم از وجودت، وقتی بوی تورو فهمیدیم، وقتی اونقدر برات گریه کردیم که تبدیل به زجه شد.
همون موقع تو روضهت جون بدیم و محلِ وفاتمون بشه کربلای معلی:)
|میم_حِ|
مِیعادِ دِل a79.mp3
زمان:
حجم:
12.5M
آقا جانم
تو خودت همه چی رو میدونی
دیگه نیازی نیست ما چیزی بگیم...
ولی خیلی دلم برات تنگ شده
با همه چی شاید بشه به نحوی کنار اومد،اما بدون تو نمیشه توی این دنیا دووم آورد.
من انقدر خودمو کنترل میکنم توی دردا، ولی تو اینو خیلی خوب میدونی
که حساسیتم روی تو یچیزِ دیگهس
اسمت بیاد، بوی ضریحت بیاد، اسم محرمت بیاد، دیگه من اون آدمِ قوی و محکم نیستم
_غمت جگر سوزِ آخه عزیزِ دلم
|میم_حِ|
#پرتویی_از_کتاب
سید علی، خودت را در ارادهٔ مولایت رها کن. تو طلب نکن و بگذار او برای تو بخواهد.
هر آنچه او بخواهد، همان بهترین مشیّت و تقدیر برای توست.
قلب امام ع آشیانهٔ مشیت الهی است،به آن اعتماد کن.
پ.ن:گزیده ای از کتاب کهکشان نیستی
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خستهام از بس که بوسیدم تورا از راه دور
من شدم مهمان ویرانه تو مهمان تنور...
↫بنت الحسین
#پرتویی_از_کتاب
محمدتقی آملی:
آن اوایل که به نجف آمده بودم با مرد عجیبی روبه رو شدم، روزی در شاه نشین بالاسر حرم مطهر امیرالمومنین علی علیه السلام مشغول نماز و زیارت بودم و طبق روال همیشگی ام در سلام نماز فقط به جمله السلام علیکم و رحمه الله و برکاته اکتفا کردم.
هنگامی که سلام نماز را گفتم سمت راستم سید جلیل القدری را دیدم که عرب بود رو کرد به من و با زبان فارسی شکسته فرمود: چرا در سلام نماز به همین صیغه اخیر اکتفا کردی و آن دو سلام دیگر را نگفتی؟
عرض کردم: نماز مستحبی بود و من در نمازهای مستحبی به همین سلام آخر اکتفا می کنم.
فرمود: آنقدر فیوضات از دستت رفت، که قابل شمارش نیست.