چند روز دیگه ماه رمضون میرسه و یکسال از نفس تازه ای که خدا به من بخشید میگذره
راستش اگه لطف خدا نبود
من یا الان گوشه تیمارستان بستری بودم، یا سینه قبرستون سنگ قبرم خاک میخورد.
حالا تقریبا بعد یکسال، میخوام بگم: خدایا
خوش بود،
آن جانی که ریختی در جام ما
اما فدات شم
دیگه داره مستی از سرم میپره و تلخی این روزگار سرم و به درد میاره
هنوز واقعیت های گذشته انقدر سخت و تلخه که برای فراموشیش دست به دامن تو و لطف تو میشم
قربونت برم من.!
ماکه مزه ی عشق تورو چشیدیم
امسال اما توقع میره باده ی قوی تری مهمونم کنی...
ما مست زعشق و پیمانه مستی خالی
بر ریز به جاممان اگرچه ما لبریزیم
اَنیس نویس
اَنیس.
صفحه ۱۳۸ - سیره امام حسن علیه السلام
دنیا هنوز به آخر نرسیده و جوجه هارا هنوز درآخر پائیز نشمرده اند.
کسی از آینده خبر ندارد ولی....
مولای من
گویا پروردگار مرا از خاک تو گِل ساخت و این روح دمید، که من نیز جلوه ای کوچک از خواستن و نتوانستن در عین مستعد بودن باشم
نه به شکوه شکیبایی تو
و نه به قدرت صبوری تو
اما انگار که روزگار با هزاران سال پس و پیش، همچنان تکرار میشود.
گاه برای مولا و بعد برای نوکر.
و چه خرسندم من که از هزاران خلایق، من برگزیده شدم که غم عظیم تو بر این دل دیوانه بنشیند.
اَنیس نویس
370.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میتونم ولو برای چند ساعتی، خودم رو از شر سلطه ی تو حفظ کنم.
_بهشتی