ای که از بوی غذای خانهها خوابت نبرد
مادرم نذر تو را هروقت هم زد گریه کرد
●روضهخانومسهساله●🎀
https://eitaa.com/mimadib
مداحی آنلاینمداحی آنلاین - نماهنگ خواب تو دیدم - امین قدیم.mp3
زمان:
حجم:
3.9M
خواب تو را دیدم ولی بیتابم امشب
زودتر بیا تو بغلت میخوابم امشب
مهمون بیا که من خودم مهمونم امشب
بالا سرت دق میکنم میدونم امشب ...
امین قدیم | شهادتحضرترقیه💔
https://eitaa.com/mimadib
چندماه پیش یه مدت طولانی بستری شدم و منو پسر سه سالهم از هم دور موندیم.
بعد از مرخص شدنم کمکم متوجه شدیم که پسرکم لکنت گرفته، با هر کلمه ش دوباره تا پای مرگ میرفتم!
قسم میخورم تحمل دردهای بیماریم آسونتر بود تا دیدن وضعیتش اونم تو شیرینزبون ترین سنش..
به ظاهر به زندگی عادیمون برگشته بودیم، مشغول کارهای روزمره میشدیم.
بازی میکردیم و میخندیدم..
خداروشکر میکردم که دیگه میتونم بغلش کنم، بوش کنم و فکر کنم همه چی تموم شده.. ولی هربار که روی اول کلمات گیر میکرد، نفس تو سینهی منم گیر میافتاد.
انگار زمان میایستاد، قفسه سینهم درد میگرفت؛
دوباره همهی وزنههای سنگین دنیا رو قلبم آوار میشد..
به روی خودم نمیآوردم، صبر میکردم جملهشو _هرچند دیر_ تموم کنه ولی وقتی میدیدم خودشم کلافه میشه، به سختی جلوی گریهمو میگرفتم..
دلم میخواست همه چیزمو بدم تا از حرف زدنش احساس خجالت نکنه..
همهی خونواده و اطرافیان مدام مراقب بودیم تا بچهها از روی ناآگاهی مسخرش نکنن..
چقدر استرس میکشیدیم که حرص نخوره و بدتر شه، آرامش داشته باشه..
اولویت زندگیمون این شده بود که بهش خوش بگذره تا شادی، بالاخره رد غمهای گذشته رو از روحش پاک کنه..
خلاصه که ارباب،
کاش دخترِ شما لکنت نمیگرفت..
✍️محدثه ادیب
https://eitaa.com/mimadib
گفتم شراب ِ وصل، به اُوباش میدهند؟
با خنده گفت: بندهی «او» باش، می دهند
https://eitaa.com/mimadib✨
السلام ای تنِ مجروحِ کلیسا دیده..
#روضهخونگی
روضه مخدرات | زیارت ناحیه مقدسه
https://eitaa.com/mimadib