eitaa logo
حِدار | محدثه ادیب
332 دنبال‌کننده
563 عکس
31 ویدیو
7 فایل
دنیا از نگاه من .... برام بنویس: @adib_315
مشاهده در ایتا
دانلود
چندماه پیش یه مدت طولانی بستری شدم و منو پسر سه ساله‌م از هم دور موندیم. بعد از مرخص شدنم کم‌کم متوجه شدیم که پسرکم لکنت گرفته، با هر کلمه ش دوباره تا پای مرگ می‌رفتم! قسم می‌خورم تحمل دردهای بیماریم آسون‌تر بود تا دیدن وضعیتش اونم تو شیرین‌زبون ترین سنش.. به ظاهر به زندگی عادی‌مون برگشته بودیم، مشغول کارهای روزمره می‌شدیم. بازی ‌می‌کردیم و می‌خندیدم.. خداروشکر می‌کردم که دیگه می‌تونم بغلش کنم، بوش کنم و فکر کنم همه چی تموم شده.. ولی هربار که روی اول کلمات گیر می‌کرد، نفس تو سینه‌ی منم گیر می‌افتاد. انگار زمان می‌ایستاد، قفسه سینه‌م درد می‌گرفت؛ دوباره همه‌ی وزنه‌های سنگین دنیا رو قلبم آوار می‌شد.. به روی خودم نمی‌آوردم، صبر می‌کردم جمله‌شو _هرچند دیر_ تموم کنه ولی وقتی می‌دیدم خودشم کلافه می‌شه، به سختی جلوی گریه‌مو می‌گرفتم.. دلم می‌خواست همه چیزمو بدم تا از حرف زدنش احساس خجالت نکنه.. همه‌ی خونواده و اطرافیان مدام مراقب بودیم تا بچه‌ها از روی ناآگاهی مسخرش نکنن.. چقدر استرس می‌کشیدیم که حرص نخوره و بدتر شه، آرامش داشته باشه.. اولویت زندگی‌مون این شده بود که بهش خوش بگذره تا شادی، بالاخره رد غم‌های گذشته رو از روحش پاک کنه.. خلاصه که ارباب، کاش دخترِ شما لکنت نمی‌گرفت.. ✍️محدثه ادیب https://eitaa.com/mimadib
گفتم شراب ِ وصل، به اُوباش می‌دهند؟ با خنده گفت: بنده‌ی «او» باش، می دهند https://eitaa.com/mimadib✨
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
السلام ای تنِ مجروحِ کلیسا دیده.. روضه مخدرات | زیارت ناحیه مقدسه https://eitaa.com/mimadib
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا