بچه های همسایه بالایی صدای پدافند میدن!
✍محدثه ادیب
https://eitaa.com/mimadib
بعضی وقتا هم این شکلیه؛
آدمی که امروز بیدار میشه،
هیچ شباهتی به اونی که دیشب خوابیده بود نداره..
https://eitaa.com/mimadib
•|خداحافظی|•
این خداحافظیِ لامصب همیشه سخته!
حالا میخواد برای جداشدن از عشقت باشه که حسابی باید اشک بریزی و نفست بند بیاد و دنیا رو تموم شده بدونی، اگه شانس بیاری و کسی اون موقع از ماجرا خبر نداشته باشه که اوضاع بهتره، وگرنه مجبوری دلداری دادنشو هم تحمل کنی که میگه: "دنیا که به آخر نرسیده! قراره آیندهی بهتری انتظارت رو بکشه" و از این مزخرفات که یا خودش عاشق نبوده که اینارو میگه یا بوده و الان داره تو دلش به سرخی دماغت و حرفای مسخرهش میخنده. فقط میخواد کمی حالت و حتی شده به دروغ بهتر کنه ..
یا برای رفتنِ عروس از خونهی پدری..
که اونهمه سر و صدا و آرایشگاه و مهمونای برق برقی هم نمیتونن غمشو بپوشونن..
اصلا حضرت زهرا س هم اونموقع دلش گرفته، مگه میشه دل هیچ عروسی نگیره؟
از هر خونهای به خونهی دیگه رفتن سخته، مث مرگه! که آدم باید خونهی دنیاشو رها کنه و به خونهی آخرت بره..
حالا شاید بگی خداحافظی برای زیارت که دیگه سخت و تلخ نیست؛ این یکی شیرینه ولی نه!
برای اینکار قبلش باید از خودت خداحافظی کنی، از هرچی که قبلا بودی و وقتی نزدیک خورشید ِحرم بشی باید بسوزه!
همینکه یه نگاه به خودت میندازی و "بلِ الانسانُ عَلی نفسهی بصیره" میشی و
میبینی من کجا و اون آقایی که طلبیده کجا.. کار و سخت میکنه ..
سختتر میشه وقتی فراتِ حسرت داره موج میزنه تو چشمای کسایی که خیلی از خودت عاشقترن و اما انگاری قسمت نشده راهی شن و تو قبل از اینکه تو نگاهشون غرق شی، باید خداحافظی کنی و چشماتو بدزدی و تو دلت یادداشت کنی: زیر قبّه یادش باشم..
با اینکه حتی خودتم مطمئن نیستی زیر قبّه برسی!
تلخ میشه وقتی دلت میخواست میتونستی خیلیهارو با خودت ببری ولی تو کولهت جا نمیشن..
اما باید با همهی اینا رو دوشت؛
به خونه برگردی
خونه آغوش حسینه مگه نه؟
همیشه آنکه نرفتهست کم سعادت نیست
همیشه آنکه نرفتهست بیقرارتر است
✍محدثه ادیب
@mimadib
●۱
امسال قرار بود _چون که الکیالکی داشتم میمردم و به محرم و اربعین نمیرسیدم_ بچه ها رو بزارم پیش آقای پدر و خونواده،
و برم بگم مریض منظوری که پارسال اربعین شفا دادید، خودش با پای خودش اومده برای عرض ارادت..
و خیلی مطمئنتر از همیشه و هربار به استناد همین شفای قبلی، کلی حاجت و آرزوی دیگه هم لیست کردم که باخودم زیر قبّه ببرم و دست پر برگردم انشالله..
وسط کلی بدوبدو و ساک جمع کردن که همه اربعینیها میدونن خودِ خود خوف و رجاست، سوار اتوبوس شدیم و چندتا تلفن زدم که خداحافظی کنم و طلب حلالیت..
پسرم که کمکم تو بغلم خوابید وقت پیدا کردم کمی تمرکز کنم..
داشتم به این فکر میکردم که برنامهی سفر چطور باشه و همزمان تصویر همسر و دوقلوها جلو چشمم رژه میرفت و داشتم آمادهی گریه میشدم که یهو یادم افتاد کالسکه نیاوردم!
سفرنامه اربعین۱۴۰۵
✍محدثه ادیب
@mimadib
اگر نتوانید به یک
لات لاابالی بگویید: التماس دعا
شما گرفتار خود برتر بینی هستید!
https://eitaa.com/mimadib
خانوم حسینی!
بیا برو دم در شوهرت موکب و رو سرش گذاشته!
✍محدثه ادیب
#اربعین
https://eitaa.com/mimadib
●۲
باخودم میگفتم: آفرین! گریه کن که حالا وقت گریهست!
تو میخوای چطور اون بچه و دوتا کوله رو راه ببری؟ وَرِ خوشبین ذهنم میگفت: تو تجربه داری.. کل مسیرم که قراره با ماشین برید و .. از پسش بر میای..
ولی وَرَ واقعبین بخاطر همون تجربه میگفت که بیچاره شدیم.. حتی تو خودِ شهرها حتی تو خود حرمها، مگه میشه بچه ۳ ساله اونهمه ببری اونم تو گرما و ..
تازه دور وادی السلام و .. روهم که باید خط بکشی!
خلاصه دیدم گریه و .. کارم راه نمیندازه،
و سفر با بچه و اینجوری اربعینی مدیریت بحرانت باید رو هزار باشه..
سریع تو چندتا گروه از دوستام پیام گذاشتم که هرکی خودش یا فامیلش امشب میخواد بره مهران بهم سریع بگه..
به همسرم هم سپردم بپرسه از دوستاش.
بالاخره قسمت شد که رفیق قدیمی و گروهی که اولین بار و اولین اربعین همراهشون اومدم کربلا، کارم راه بندازن.
و دم ماشین بودن که همسرم کالسکه رو بهشون رسوند و قرارشد ما تو مرز منتظرشون بمونیم .
سفرنامه اربعین ۱۴۰۵
✍محدثه ادیب
https://eitaa.com/mimadib
چمدان بستهام
از هر چه منم
دل بکنم...
#اربعین
🧳https://eitaa.com/mimadib