جملهی طلایی امروز رئیس جمهور:
بمب اتم در اسرائیل و بازرسان در ایران!
@mimadib
درسته آقای پزشکیان!
اعتماد با حرف به تنهایی ساخته نمیشه،
امیدوارم در ادامهی دولتتون جسارت و حرفهای امروز رو در عمل هم ببینیم👌
@mimadib
خونه میدون جنگه و من برای نجات خودم
باید با آرامش یه چایی بخورم!
بله با آرامش..
برای بقا دوست من، برای بقا!!
#مادری_بدون_روتوش
☕️💆🏻♀🍪
@mimadib
هدایت شده از مُنتهىالآمال
میدانی آدمی چطور حیف و میل میشود؟! گاهی آدمها نه از سَرِ بدی، که از سرِ بیارزشیشان، ارزشِ تو را هدر میدهند. میگذارند خودت را خرجشان کنی، و در آخر میفهمی آنقدر کوچک بودند که حتی نفهمیدند چه گنجی را از دست دادهاند. ما توسطِ کسانی حیف و میل میشویم که از سرِ خودشان که هیچ، از سرِ جَدّ و آباءشان هم زیادی بودیم.
...#آناگاوالدا
📚#کتاب دوستش داشتم
@montahialamal
_چقدر این راه لامصب طولانی میشه وقتی مقصد برات مهمه!
مرد نگاهی به ساعت مچی فلزی و طلایی رنگش میاندازد و بعد هم نگاهی در آینه به خودش..
همیشه مرد تمیزی بوده اما اینبار فرق دارد،
کش و قوسی به لبها و دماغش میدهد تا صورتش را چک کند که خوب ۷تیغه کرده باشد..
بعد هم با لبخندی که نمیتواند پنهانش کند یک دست را روی فرمان ماشین محکم میکند و با دست دیگر از داشبورد ادکلن مورد علاقهی فاطمه را برمیدارد.
اول فقط میخواست دوتا پاف به گردنش بزند تا در لحظهی اول تحسین فاطمه را بیش از پیش بخرد، اما دلش نیامد و چند پاف هم در فضای ماشین زد..
حالا که تنها بود بدون اینکه خجالت بکشد میتوانست بلند باخودش حرف بزند و نیازی نبود ذوقش را که چندسال بود فامیل بخاطر یک دعوای بیمنطق کور کرده بودند، پنهان کند!
دستی روی بوق ماشین کوبید و گفت:
کجایی فاطمه خانومم؟ که دارم میام بیمارستان سراغ خودت و جوجهت؛
اما چه اومدنی...
عروس کشونه خانوووم..
عروسیای که به دلمون گذاشتن و برات میگیرم..
شاید وقتی دیدی ماشینو پقی بزنی زیر خنده و مثل همیشه بگی حسییین..این چیه دیگه جلو مردم؟
ولی من کوتاه نمیام..
زندگی کوتاهتر از اونیه که بگی حالا که چند سال از ازدواجمون گذشته و عروسیمون سر یه چیز مسخره به هم خورده، دیگه نمیشه جبرانش کنیم..
اتفاقا حالا زندگیمون شیرینتره برای جشن گرفتن!
ایندفعه به امید خدا جشن باهم بودنمونو میگیریم، نه به هم رسیدن که معلوم نیس تهش چی میشه..
تازه چندسال دیگه بچمون به همه پز میده که شماها تو عروسی مامان باباتون دعوت نبودید ولی من تو همه عکساشون هستم..
آره عزیز من این ماشین و خونهی تزیین کرده که هیچ..
اون گوسفند بی زبونم که تو حیاط منتظرمونه هم هیچ..
همه زندگیم قربون خندیدنات..
یه صدای بوق ممتد و داد و بعدم شکستن شیشهها حرفهای مرد و نیمه تموم گذاشت..
✍محدثه ادیب
#تمرین
@mimadib