eitaa logo
میمِ ثاٰنی؛
1.4هزار دنبال‌کننده
26 عکس
8 ویدیو
0 فایل
تو آمَده‌ای به دُنباٰلِ خودَت بِگَردی و بَرگردی./ . °صندقِ پستی ناٰمه‌ها: ble.ir/payamresanimbot?start=lFRFpXLSRcS5JtXpW7TXntBBh . |°لطفاً کپی نکنید. فقط فوروارد و یا نشر با نام #میم_سادات_هاشمی
مشاهده در ایتا
دانلود
شب بخیر و عیبی نداٰرد که بلاتکلیفی❤️‍🩹/
هزاٰر کولی در سرم دمام میزنند و دلم تکان میخورَد از یاد اینکه:«بنده‌ی خلَفی برای تو نبوده‌ام.». دلم تکان میخورد از اینکه پوستِ «آدم خوب‌ها» را روی استخوانم کشیده‌ام تا خاطرم نیاید چِقَدَر دست کشیده‌ام از تو و چِقَدَر مأیوس شده‌ای از من. از خردگی تا حالا که از آب و گل درآمده‌ام، هزاٰر هزار دستِ بریده‌ی مُحتاج نشسته روی شانه‌ام و «تو پاٰکی! برای من دعا کن» گفته، درحالیکه فقط من و تو میدانستیم مُستجابُ الدَعوه نیستم… که دعا کردنم یک پاپاسی نمی‌ارزد. سرشکسته و غمگینم و نمیدانم تو تا کجاهاٰ رازداری و این حقیقت را که من «مرتدِ مؤمنِ توام» پیش خودت نگه میداری… @mimsani 🕊
به تو مُشتاقم؛ به تو که ماجرای پشتِ همه‌ی غم‌ها و دلتنگی‌هایی. به تو که پُلی به روزهای دوری، به جوجَکانی، به گذشته‌ای که در آن هنوز شکسته نبودم. به تو مشتاٰقم. به تو که با تلق و تولوقِ قطار رجا به دست‌های امنِ امینت میرسیدم تا سنجاق سینه‌ای لب‌پر روی لباده‌ات باشم. به تو که ردای یشمیِ ریخته بر شانه‌ات را سرم میکشیدی و پولکیِ کنجدی دهانم میگذاشتی تا جُوالدوزی که سر غلط املاء و جغرافیا از بی‌بی خوردم یادم برود. به تو مشتاقم؛ به تو که آرزوهای یواشکی‌ام را میدانستی و توی گوش بی‌بی وِرد میخواندی تا خرگوشکِ پوشالیِ سر بازار رضا را برایم بخرد و آقاجان را راضی میکردی، عوضِ یکی، دوتا اشترودل بگیرد. به تو که طوطوهای رنگ برنگت را پر میدادی دورم و باد را هو میکردی توی موهام تا خیال کنم هم‌بازیِ گرگم به هوای منی و خاطرم نیایَد دوستی ندارم و توی صحن و سرا تنهام… به تو مُشتاقم سروِ باغستان رضوان، عزیز دورم! و امّیدوارم راستی راٰستی، دل به دل راه داشته باشد… @mimsani 🕊
میمِ ثاٰنی؛
به تو مُشتاقم؛ به تو که ماجرای پشتِ همه‌ی غم‌ها و دلتنگی‌هایی. به تو که پُلی به روزهای دوری، به جوجَ
؛ [سلاٰم، لطفاً این نامه‌ی چروکِ نمور از اشک رو بندازید تو ضریح امام رضا «ع» و بهش حتماً حتماً بگید که ایشون با قبا و ردای عنبرش همیشه مبارکِ منه. همین./]
من یه کاشیِ شکسته‌ی فیروزه‌ای تو دیواره‌ی حجره‌های حَرمتم؛
حالاٰ که من با تار و پودم کُهنه‌ی دوست داشتنتم، کاٰش اقلاً قالیِ پاخورده‌ی رواقت میبودم.../
https://ble.ir/mimsani سلاٰم آدمها؛ بیاید توی خونه‌ی «بله» هم دور باشیم. هردو تا پلتفرم گاهاً باگ میخورن. یک وقتهایی اینجا زودتر مطلب میذارم یک وقتهایی اونجا. خیالم راحت باشه که تو هر دوتا اَپ میآید میشینید ورِ دلم؟
[ پاٰره‌ توضیحات (۱): ] ۱.کتاب‌هایی که اموجی ندارن؛ از نگاهِ من نه مطلوب بودن و نه حتی خوندنی! ۲.کتاب‌هایی که اموجی 🌓 دارن؛ حتماً و قطعاً ارزش اقلاً یکبار خوندن رو دارن امّا خریدنی و لازم برای گذاشتن در کتابخونه، نیستن! قرض کنید و بخونید. ۳.کتاب‌هایی که اموجی ⭐️ دارن؛ شاهکارهایی که از بابتِ خوندن و داشتنشون مسرور خواهید شد و تفاوت بین اثر واقعاً خوب با ترند شده‌های زرد رو می‌فهمید. [ پاٰره‌ توضیحات (۲): ] این یادداشت، صرفاً گزاره‌ای از سلیقه و نگاه شخصی منه. در این لیست، هیچ اثری رو نقد و تحلیل نکردم و البته که مطلوب نبودن برخی کتابها که بعنوان شاهکار ازشون یاد میشه، کاملاً بدیهیه. فلذا خواهشاً به تریج قبای متعصبینِ جامعه‌ی کتاب‌خوانی برنخوره. بامهر./
میمِ ثاٰنی؛
[ پاٰره‌ توضیحات (۱): ] ۱.کتاب‌هایی که اموجی ندارن؛ از نگاهِ من نه مطلوب بودن و نه حتی خوندنی! ۲.کت
؛ [ پاٰرسال فقط مجالِ خوندن ۲۹ عنوان رو پیدا کردم که سعی شد در یک طبقه‌بندیِ شخصی ارائه بشه. امّا بطور کلی یک نکته رو پس ذهنتون، برای همه‌ی عُمر، سنجاق کنید؛ کتابِ خوب شما، لزوماً کتاب خوب شخصِ دیگری نیست. کتاب، خوراکِ روحه و غذا همیشه بندِ ذائقه‌ست. ذائقه‌ی مطالعاتی می‌تونه وابسته به سابقه‌ی کتابخوانی، تروماهاٰ و زخم‌ها، علاقمندی به ژانرهای خاص، شغل، سِن، جهان‌بینی و ... بسیار متنوع باشه. با این حال در لیست بالا تضمین میکنم ⭐️ | ستاره‌دارهاٰ نقش چلوکره و کباب رو دارن. خوشتون میاد./]
عزیزِ شکسته‌ی شکَست نخورده؛ ایران! به مردُمت نگاه میکنم؛ به کساٰنیکه از رنجِ تو پله نساختند و گور روی گور تلمبار شدن را راهِ ساختن آینده ندیدند. به کساٰنیکه با نامِ تو، برای کامِ خود، چهره‌ی عریان و کریه جنگ را بزک نکردند و آن را مداخله‌ی بشردوستانه ندانستند. به کسانیکه سوگواری را طبقه بندی نکردند و به خروار خروار مردنِ کودکان مشروعیت ندادند. به کسانیکه از مرگِ گنجشککانِ دنیا ندیده‌ی تو، به مِی و مستی نیوفتادند و روی استخوان‌های جزغاله نرقصیدند. به مردمت نگاه میکنم؛ به کسانیکه آوارگی را ساده‌سازی نکردند و ماتحتِ بدخواهِ ویرانگرت را نبوسیدند. به کسانیکه در پوستِ ضدِ فاشیسم، به صلح و مدنیّت پشت نکردند و دستاوردهاٰی پاکیزه‌ات، قدمت و شجره‌ی بناهایِ تاریخی‌ات را از یاد نبردند و ساده‌لوحاٰنه و طوطی‌وار نگفتند:«بهترش را میسازیم!». به آنها نگاه میکنم و تو را که حالاٰ درختی ‌بی‌پرنده‌ای، بغل میگیرم و میخواهم ما را، در حافظه‌ی سوخته‌ی خاورمیانه‌ای‌ات نگه داری و به فرداهاٰیی که در آن نیستیم بگویی:«مردمِ حقیقی‌ات ما بودیم.» @mimsani 🕊
دلم میخواهَد براٰی کسی روده‌درازی کنم! حرف‌هاٰی مُفتِ بُنجل بزنم. دلم میخواهد برای کسی از چیزهای بیخودِ حوصله‌سر‌بر قصّه‌ سر هم کنم و از روزمره‌ی بی‌اهمیتم ساعتها حرف بزنم بدون آنکه توی چشمَش یک حرّافِ بی‌خاصیت بنظر برسم! دلم میخواهد کسی مشتاقِ اخبار غیرضروری‌ و چرندیاتم باشد. مشتاقِ چیزهای بی سر و تَهی که قطار میکنم و بعدش غش غش یکوری میخَندم. خودم با خودم. دلم میخواهد برای کسی از مکنوناتِ قلبم بگویم. از خُرده چیزهایی که فهمیدنش چندان ارزشی ندارد. میدانی؟ دلم میخواهد مهم‌ترین حادثه‌ی زندگی کسی باشم؛ بعد او دَستش را پیاله کند زیر چانه و کلماتم را بنوشد و یکطور نگاهم کند که انگار با همه‌ی مَعمولی بودنم، یک شگفتی‌ام… @mimsani 🕊