𝗠𝗂𝗇𝖽 𝗈𝗏𝖾𝗋 𝗆𝖺𝗍𝗍𝖾𝗋
وقتی با دوستم قرار میزاریم بریم بیرون و یک جای خفن وقت بگذرونیم: (ما وسط خیابون/بیابون)
هدایت شده از اتاق زیرشیروونی
زندگیمون بر پایهی صبر بنا شده.
صبر واسه بالا اومدن فلان سایت، صبر واسه رسیدن به یه جایی، صبر واسه تموم شدن امتحان، صبر واسه گذشتن تایم مدرسه، صبر واسه پایان یه سری اتفاقات. با وجود اینکه حتی واسه تکتک نفس هایی که میکشیم صبر میکنیم، بازم از اول زندگی برای همه چیز عجله داریم. عجله واسه خوراک، عجله واسه پوشاک، عجله واسه رفتوآمد. کل زندگی رو داریم با صبر میدویم؛ بعضی وقتا صرفاً اتم ثابت درحال جنبشیم، به کجا میرسیم؟
زندگیمون بر پایهی عجله بنا شده.
هدایت شده از 𝗠𝗂𝗇𝖽 𝗈𝗏𝖾𝗋 𝗆𝖺𝗍𝗍𝖾𝗋
« من به بهانه رسیدن به زندگی ، همیشه زندگی ام را کشته ام. »