eitaa logo
Mind Depths|ژرفای ذهن
1.3هزار دنبال‌کننده
142 عکس
14 ویدیو
2 فایل
باهم مطالب و مقالات علمی رو ساده میکنیم، می‌خونیم و بررسی می‌کنیم📚 خوشحال میشم پیشنهادات وانتقاداتون رو بدونم👇🏻 @nikamahmoudi https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1mr3pui&btn=پیام.ناشناس.ژرفای.ذهن
مشاهده در ایتا
دانلود
بعد از مدتی ممکنه نوبت خشم برسه. اون‌جاست که آدم از طرف مقابل، از خودش یا حتی از کل شرایط عصبانی می‌شه. کم‌کم سؤال‌ها و دلخوری‌ها میاد بالا. بعد از اون همه تلاشی که کردم چرا منو نخواست؟ یا اصلاً چرا باید همچین اتفاقی برای من بیفته؟
مرحله بعدی چانه‌زنیه. اینجا ذهن مدام سناریو می‌سازه و هی با خودش فکر می‌کنه شاید هنوز راهی برای برگردوندن همه‌چیز باشه. اگه اون موقع اون کار رو نمی‌کردم شاید رابطه خراب نمی‌شد. یا اگه دوباره باهاش حرف بزنم شاید هنوز بشه همه‌چیز رو درست کرد.
بعد از اون معمولاً غم و اندوه عمیق خودش رو نشون می‌ده. این همون مرحله‌ایه که خیلی‌ها توش گیر می‌کنن. آدم مدام خاطره‌ها رو مرور می‌کنه، با کوچک‌ترین چیز یاد اون آدم می‌افته و حس می‌کنه یه بخش مهم از زندگیش رو از دست داده. ممکنه حال روحی و حتی حال جسمی هم تحت تأثیر قرار بگیره بی‌حوصلگی، خستگی، بی‌خوابی یا دل‌گرفتگی. در واقع زمانیه که آدم کم‌کم می‌فهمه کاری از دستش برنمیاد و رابطه واقعاً تموم شده. توی این مرحله ریسک افسردگی هم وجود داره و معمولاً آدم بیشتر از هر زمان دیگه‌ای به مراقبت، حمایت و توجه به حال خودش نیاز داره.
در نهایت مرحله‌ای به نام پذیرش می‌رسه. یعنی آدم کم‌کم می‌پذیره که اون رابطه بخشی از گذشته بوده و حالا باید مسیر تازه‌ای برای زندگی خودش بسازه. در این مرحله جدایی رو واقع‌بینانه‌تر قبول می‌کنه و کم‌کم تمرکزش رو برمی‌گردونه روی خودش، زندگی خودش و آینده‌ای که پیش رو داره. همین تغییر نگاه باعث می‌شه کم‌کم حالش بهتر بشه و به نتایج مثبت‌تری توی زندگی برسه.
در جمع‌بندی می‌شه گفت قرار گرفتن در مراحل سوگ عاطفی بعد از جدایی چیز عجیبی نیست و خیلی از آدم‌ها این تجربه رو دارند. مراحلی که گفته شد بین افراد رایجه، اما برای همه دقیقاً یکسان نیست و الگوی ثابتی هم نداره. هر کسی بسته به شخصیت و شرایط زندگی‌اش ممکنه این مراحل رو جلوتر یا عقب‌تر تجربه کنه یا حتی بین بعضی از آن‌ها رفت‌وبرگشت داشته باشه تا کم‌کم از این سوگ عبور کنه. تو این مسیر حمایت دوستان و خانواده خیلی کمک‌کننده است. از طرفی گاهی حتی تشخیص این‌که فرد دقیقاً در کدام مرحله از سوگ قرار داره هم ساده نیست؛ برای همین کمک گرفتن از یک روانشناس می‌تونه کمک کنه فرد بهتر شرایطش را درک کند و راحت‌تر از این دوره عبور کند.
اگه از شما بپرسم «از زندگیت چی میخوای؟» و شما این‌طور جواب دهید که «میخوام خوشحال باشم و یه خانوادهٔ خوب و یه کار دلخواه داشته باشم.» پاسخ شما آن‌قدر متداول و حدس‌زدنی است که در واقع هیچ معنایی ندارد. سوال جالب‌توجه‌تر، سوالی که بیشتر مردم هیچ‌گاه به آن فکر نمی‌کنند، این است که «چه رنجی تو زندگیت میخوای؟ حاضری به‌خاطر چه‌چیزی تو زندگیت اذیت بشی؟» چون به نظر میاد که پاسخ این سوال نقش مهمی در زندگی ما ایفا می‌کند. 📚 هنر ظریف رهایی از دغدغه‌ها 👤 مارک منسن
چرا حس شادی و رضایت ما ماندگار نیست؟ فرض کنید بالاخره به چیزی که مدت‌ها دنبالش بودید می‌رسید مثلا خانه‌ی دلخواه، شغل بهتر، یا گوشی تازه‌ای که مدت‌هادر مورد خریدش تحقیق کردین تو روزهای اول حسمون فوق‌العاده است ولی معمولا طولی نمی‌کشه که هیجانش فروکش می‌کنه و دوباره همان حس معمولی قبل برمی‌گردد. انگار مغز ما نمی‌تونه مدت زیادی تو اوج شادی بمونه
روان‌شناسان «بِریکمن» و «کمپبل» در دهه‌ی ۱۹۷۰ این پدیده رو تردمیل لذت‌گرایی (hedonic treadmill) می‌نامند. یعنی با وجود تغییرات مثبت یا منفی در زندگی (مثل پول بیشتر، شغل بهتر، خرید وسایل جدید، روابط تازه یا حتی اتفاقات ناخوشایند)، انسان‌ها خیلی سریع از نظر احساسی به وضعیت جدید عادت می‌کنن و سطح خوشبختیشون ثابته و دوباره به نقطه پایدار قبلی برمی‌گرده
از دیدگاه تکاملی، این موضوع کاملاً منطقیه اجداد ما نمی‌تونستند زیاد راضی بمونن چون رضایت یعنی توقف، و توقف در جهان شکار و بقا مساوی بود با خطر پس مغز انسان طوری برنامه‌ریزی شده که همیشه در حال جست‌وجو و پیشروی باشد. اما در دنیای امروز، این میل دائمی به پیشرفت گاهی ما رو در مسیری غلط میندازه مدام فکر می‌کنیم شادی در افزایش حقوق بعدی، خرید بعدی یا موفقیت بعدیه وقتی بهش می‌رسیم، تازگی‌اش خیلی زود از بین می‌رود و دوباره روز از نو و روزی هم از نو
راهی برای فرار از این چرخه هست؟ نه کامل ولی میشه سرعتش رو کم کرد وقتی قدردان داشته‌هایمان هستیم، مغز دیرتر به آن‌ها عادت می‌کنه کسب تجربه‌هایی مثل سفر، یادگیری یا بودن کنار آدم‌ها هم حس وحالشون ماندگارتر از خرید چیزهای جدیدند همین‌طور وقتی تمرکزمون از صرفاً دنبال لذت بودن به سمت معنا بره چیزایی مثل مثل کمک کردن، رشد شخصی یا رابطه‌های عمیق‌تر حسی پایدارتر ایجاد میشود
در نهایت مغز ما برای شادیِ دائمی ساخته نشده. قرار نیست همیشه در اوج باشیم، همان‌طور که قرار نیست همیشه حال‌مان بد بماند. می‌شود لحظه‌ها را زندگی کرد و از کل مسیر با همه‌ی بالا و پایین‌هایش لذت برد، حتی اگر همیشه شاد بودن ممکن نباشه
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو روان‌شناسی یه استعاره معروف هست به اسم «سگ سیاه افسردگی»؛ یعنی وقتی آدم افسرده میشه، انگار یه سگ سیاه سنگین و خسته‌کننده همیشه دنبالش میاد و حال و انرژی رو ازش می‌گیره. کسی که این حس رو داره معمولاً ناامیدی، بی‌انرژی بودن و بی‌انگیزگی رو تجربه می‌کنه و اگه رسیدگی نشه، روی احساسات و حتی سلامت بدن هم اثر می‌ذاره. این انیمیشن حدوداً ۵ دقیقه‌ای رو سازمان بهداشت جهانی ساخته تا خیلی ساده و قابل‌فهم نشون بده این حال چیه و چطور میشه باهاش کنار اومد. @mind_depths