eitaa logo
Mind Depths|ژرفای ذهن
1.3هزار دنبال‌کننده
142 عکس
14 ویدیو
2 فایل
باهم مطالب و مقالات علمی رو ساده میکنیم، می‌خونیم و بررسی می‌کنیم📚 خوشحال میشم پیشنهادات وانتقاداتون رو بدونم👇🏻 @nikamahmoudi https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1mr3pui&btn=پیام.ناشناس.ژرفای.ذهن
مشاهده در ایتا
دانلود
در نهایت مغز ما برای شادیِ دائمی ساخته نشده. قرار نیست همیشه در اوج باشیم، همان‌طور که قرار نیست همیشه حال‌مان بد بماند. می‌شود لحظه‌ها را زندگی کرد و از کل مسیر با همه‌ی بالا و پایین‌هایش لذت برد، حتی اگر همیشه شاد بودن ممکن نباشه
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو روان‌شناسی یه استعاره معروف هست به اسم «سگ سیاه افسردگی»؛ یعنی وقتی آدم افسرده میشه، انگار یه سگ سیاه سنگین و خسته‌کننده همیشه دنبالش میاد و حال و انرژی رو ازش می‌گیره. کسی که این حس رو داره معمولاً ناامیدی، بی‌انرژی بودن و بی‌انگیزگی رو تجربه می‌کنه و اگه رسیدگی نشه، روی احساسات و حتی سلامت بدن هم اثر می‌ذاره. این انیمیشن حدوداً ۵ دقیقه‌ای رو سازمان بهداشت جهانی ساخته تا خیلی ساده و قابل‌فهم نشون بده این حال چیه و چطور میشه باهاش کنار اومد. @mind_depths
خیلی از آدمایی که افسردگی رو تجربه می‌کنن یه حس مشترک دارن می‌گن انگار تو یه دور بی‌پایان افتادن حالشون هی بدتر می‌شه و دیگه جون یا انگیزه‌ای برای کاری کردن ندارن. حقیقت اینه که افسردگی دقیقاً همین‌طور عمل می‌کنه افسردگی فقط یک احساس غم ساده نیست یک چرخه معیوبه که چند بخش مختلف داره وقتی یکی از این بخش‌ها فعال بشه بقیه بخش ها هم مثل دومینو پشت سر هم فعال میشن و حال آدمو بدتر میکنن
به طور خلاصه چرخه از این چند بخش تشکیل میشه : خلق منفی > کاهش انگیزه > کم شدن فعالیت> دور شدن از دیگران > افکار منفی > نشخوار ذهنی > و دوباره خلق منفی
خلق منفی | شروعش همینجاست یه صبح بیدار می‌شی و حس می‌کنی سنگین شدی. انگار هیچ انرژی‌ای ته دلت نیست. می‌گی: چمه؟ چرا این‌جوری‌ام؟ جوابشم معمولاً پیدا نمی‌کنی افت انگیزه | اون (حسِ باشه برای بعداً) شروع می‌کنی به عقب انداختن کارها: الان نمی‌تونم… بذار یه کم گوشیمو چک کنم… بذار امشب… بذار فردا. و همین‌طور می‌گذره و هیچی به هیچی کاهش فعالیت | کم‌کم زندگی کند می‌شه کارها رو انجام نمی‌دی. می‌مونی تو تخت، روی مبل، سرت تو گوشی. نه به این دلیل که تنبلی به خاطر اینکه واقعاً انرژی نداری. کم شدن ارتباط | آدم‌ها دورتر می‌شن حوصله جواب دادن نداری. پیام‌ها می‌مونن، تماس‌ها رد می‌شن. یهو می‌بینی روزای زیادی گذشته و با هیچ‌کس حرف نزدی. افکار منفی | قانع‌کردنِ خود به بی‌ارزشی اینجا مغز شروع می‌کنه بازی درآوردن: من ناتوانم هیچ وقت موفق نمی‌شم هیچ نقطه قوتی نیست من هیچی نیستم در واقع فکرها نتیجه ی مستقیم چرخه ان نه نتیجه واقعیت زندگی نشخوار ذهنی | گیر افتادن تو تکرار بعد این فکرها مثل آهنگ گیرکرده تو مغزت می‌چرخن و می‌چرخن. مرور همیشگی شکست ها، اشتباهات. ناامیدی ها یک دور باطل که هرچی بیشتر فکر کنی بیشتر توش فرو میری و با همین افکار دوباره برمی‌گردی به نقطه اول یعنی خلق منفی اما با شدت بیشتر
برای شکستن این چرخه لازم نیست از کارهای شخت شروع کنی، هر کجای این چرخه رو بشکنی به بهبودت کمک کردی یه فعالیت کوچیک راحترین و مهم ترین کاره مثلا انجام دادن یه کار خیلی ساده حتی اگه بی‌انگیزه باشی کم‌کم ذهنت رو از حالت قفل خارج می‌کنه. همین که یه پیام کوتاه بدی، پنج دقیقه راه بری، یا فقط کاری رو که ذهنت مدام بزرگش می‌کنه از یه گوشه‌اش شروع کنی انجام دادن، چرخه یه ترک ریز برمی‌داره. اگر کاری خیلی سخت تو نظرت میرسه، فقط ۵ دقیقه انجامش بده ۹۰٪ وقت‌ها همین شروع کوچک، ادامهٔ کار رو هم با خودش میاده ماجرا کلی اینه که افسردگی با انفعال قوی‌تر می‌شه و با هر قدم کوچیک ضعیف‌تر
قدم بعدی اینه که خودت رو ببخشی. قبول کنی اون زمانی که اشتباه کردی یا کاری رو رها کردی، آگاهی امروز رو نداشتس. اون موقع با توان همون روزت تصمیم گرفتی، با ذهن همون روزت. اشتباه نبود؛ فقط نتیجهٔ شرایطی بود که توش بودی والان میتونی از یه نقطه جدید شروع کنی افکارت رو واضح‌تر ببینی، جمله‌هایی که دائم تکرار می‌شن رو تشخیص بدی بدونی الان دقیقاً چه فکری وارد ذهنت شده.
وخیلی مهم تر از اون موفقیت هاتو دست کم نگیری حتی اگه کوچیک باشن والان فکر کنی شاید بی ارزش شدن یادآوری کنی به خودت از پس چه سختی هایی بر اومدی جاهایی بوده که می‌تونستی ول کنی، اما ادامه دادی و مقاومت کردی مثلا درست رو ادامه دادی، مسئولیت‌هارو انجام دادی، خودتو جمع‌وجور کردی و جلو رفتی
در نهایت وقتی چرخه طولانی شده یا شدت گرفته، لازم نیست تنهایی ازش بیرون بیای. مشاوره، دارو یا درمان شناختی‌رفتاری می‌تونه سرعت خروج از این چرخه رو چند برابر کنه. یه متخصص کمک می‌کنه فکرهات رو واضح‌تر ببینی، الگوهای ذهنی رو بشناسی، و ابزارهایی بهت بده که خودت تنهایی شاید ماه‌ها طول بکشه پیداشون کنی. این کمک گرفتن نشونهٔ ضعف نیست نشونهٔ اینه که داری مسئولانه از خودت مراقبت می‌کنی❤️✨
می‌خوایم امروز درباره یک پدیده که شاید افراد زیادی باهاش درگیرن صحبت کنیم. قبل از شروع بحث، به این تست کوتاه با بله یا خیر جواب بدین تا یک دید اولیه نسبت به خودتون داشته باشین
۱) وقتی می‌بینی دوستات رفتن جایی یا کاری کردن که تو نبودی، مثلا یک دورهمی یا سفر کوتاه، آیا تا مدتی ذهنت درگیرش می‌شود که چه خبرهایی آنجا بوده؟ ۲) شده وقتی چند ساعت گوشی دستت نبوده، بعدش کنجکاو شوی سریع ببینی توی گروه‌ها یا شبکه‌های اجتماعی چه گذشته؟ ۳) وقتی درباره یک کلاس، شغل یا تجربه جدید می‌شنوی که بقیه امتحان کرده‌اند، آیا با خودت فکر می‌کنی شاید بد نباشد تو هم امتحانش کنی؟ ۴) وقتی چند برنامه مختلف پیش می‌آید (مثلا دو مهمانی یا دو قرار)، آیا انتخاب کردن برایت کمی سخت می‌شود چون نمی‌دانی کدام بهتر از آب درمی‌آید؟ ۵) وقتی استوری‌ها یا پست‌های بقیه را می‌بینی، آیا گاهی با خودت فکر می‌کنی زندگی بقیه چه شکلی است یا چه کارهایی می‌کنند؟ ۶) اگر تصمیم بگیری به یک برنامه نروی (مثلا یک مهمانی یا جمع دوستان)، آیا بعداً کنجکاو می‌شوی بدانی آنجا چه اتفاقی افتاده؟ ۷) وقتی می‌بینی یک موضوع یا ترند جدید بین مردم راه افتاده، آیا دلت می‌خواهد بفهمی داستانش چیه که توهم همراه بشی؟ ۸) وقتی وقت آزاد داری و در حال استراحتی، مثلا فیلم می‌بینی یا تنها هستی، آیا گاهی به این فکر می‌کنی که شاید می‌توانستی کار دیگری هم انجام بدهی؟ ۹) اگر یک جمع یا گروهی باشد که خیلی فعال است (مثلا گروه دوستان یا یک گروه آنلاین)، آیا دلت می‌خواهد در جریان اکثر حرف‌ها و اتفاقاتش بمانی؟ ۱۰) وقتی یک فرصت رو رد می‌کنی (مثلا شرکت در یک برنامه یا پروژه)، آیا گاهی با خودت فکر می‌کنی شاید تجربه جالبی می‌شد؟
صبح گوشی رو باز می‌کنی و می‌بینی یکی نوشته: بالاخره تونستم رژیممو کامل کنم. یه لحظه با خودت می‌گی: من هنوز شروع نکردم… ظهر، یکی دیگه پست گذاشته که کتاب جدیدشو تموم کرده. ذهن سریع می‌پرسه: من کی آخرین بار کتاب خوندم؟ شب، عکس مدرک یا مهارت جدید یه آشنا رو می‌بینی. دوباره اون فکر میاد: همه دارن جلو می‌رن، من چی؟ این چند تصویر ساده کافیه تا یک حس آشنا شکل بگیره یعنی فومو( ترس از جا ماندن)