eitaa logo
Mind Depths|ژرفای ذهن
1.3هزار دنبال‌کننده
142 عکس
14 ویدیو
2 فایل
باهم مطالب و مقالات علمی رو ساده میکنیم، می‌خونیم و بررسی می‌کنیم📚 خوشحال میشم پیشنهادات وانتقاداتون رو بدونم👇🏻 @nikamahmoudi https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1mr3pui&btn=پیام.ناشناس.ژرفای.ذهن
مشاهده در ایتا
دانلود
خطای شناختی تفکر دو قطبی تفکر دو‌قطبی یعنی دنیا، آدم‌ها و اتفاق‌ها را فقط در دو حالت ببینیم یا خیلی خوب، یا خیلی بد یا موفقیت کامل، یا شکست کامل یا صفر، یا صد
تو این مدل ذهنی، هر چیزی که کامل و بی‌نقص نباشه، شکست حساب می‌شه یعنی اگر نتیجه دقیقا همان چیزی نباشه که می‌خواستیم، احساس می‌کنیم کل کار بی‌فایده بوده
مثلا یا رشته پزشکی دانشگاه شهید بهشتی یا دانشگاه نرم بهتره یا فلان ماشین رو باید بخرم یا اصلا ماشینی نمی خواهم یا مثلاموقع رژیم بعد از خوردن یک قاشق از بستنی برنامه رژیم رو کاملا نابود شده ببینیم و بقیه ظرف بزرگ بستنی رو تا اخر بخوریم مشکل این نوع فکر کجاست؟ باعث میشه خیلی به خودمون سخت بگیریم، زود نا امید بشیم و از خیلی از فرصت‌ها و خوبی‌های واقعی زندگی محروم بشیم چرا؟ چون فقط کامل نیستند.
راهکارهای ساده برای کم‌کردن تفکر دو قطبی استفاده از طیف به‌جای صفر و ۱۰۰ مثلا (عملکردم تو این قضیه از ۱۰ چند بود؟) همین عدد دادن، کمک می‌کنه حد وسط‌ها رو هم ببینی، نه فقط صفر و صد رو. دیدن پیشرفت نسبی به‌جای زل زدن به نقص‌ها، هر پیشرفت کوچیکی رو هم حساب کردن حتی اگر پیشرفت خیلی کم باشه، باز هم یعنی در حال حرکت رو به جلوییم. نگاه کردن به اشتباه به‌عنوان تجربه یعنی اشتباه رو تبدیل کنی به تمرین برای بهتر شدنش کنی، نه سندی برای ناکامی
برای دسترسی بهتر مطالب میتونید از هشتک های کانال استفاده کنید در مورد چه چیزهایی صحبت کردیم کتاب هایی که معرفی شده فیلم هایی که معرفی شده
میشه ردی از مفهوم تفکر دو قطبی رو تو فیلم قوی سیاه پیدا کرد نینا مدام بین دو قطبِ سفید و سیاه در نوسانه جایی که ذهن برای حد وسط و خاکستری‌ها باقی نمیزاره
خطای شناختی شخصی سازی در این خطا فرد فکر می‌کنه تقریبا هر اتفاق ناخوشایندی به نوعی تقصیر خودشه یعنی نقش بقیه آدم‌ها، شرایط محیطی یا عوامل بیرونی رو نادیده می‌گیره و همه چیز رو به خودش ربط می‌ده. انگار ذهنش یک جمله ثابت داره: حتماً من کاری کردم…
مثلا در پایان یک ازدواج، فردی که ذهنش خطای شخصی سازی داره میگه ازدواجم به بن‌بست رسید چون من شکست خوردم. اگر بیشتر رسیدگی می‌کردم شاید رابطه زنده می‌موند… این جمله از بیرون چطور دیده می‌شه؟ اینکه تمام مسئولیت یک رابطه دوطرفه رو روی شونه‌های یک نفر می‌ذاره. انگار رابطه، نیازها، گذشته، شخصیت‌ها، شرایط، اختلاف‌ها، تربیت‌ها، فشارهای بیرونی و هزار عامل دیگر اصلاً وجود ندارن فقط من مهمم و من خراب کردم
اما از کجا بفهمیم واقعا مقصریم یا داریم دچار شخصی‌سازی می‌شیم؟ با پرسیدن چند سوال میشه مرز بین این دو مشخص کنیم ۱. شواهد واقعی دارم یا فقط حس می‌کنم مقصرم؟ ۲. همه تقصیر را به خودم نسبت داده‌ام؟ معمولا هر اتفاقی چند عامل داره اگر همه مسئولیت را روی دوش خودت گذاشتی ممکنه شخصی‌سازی باشه. ۳. نقش شرایط و دیگران را در نظرم گرفتم؟ گاهی عوامل بیرونی یا تصمیم‌های دیگران هم در نتیجه نقش دارن ۴. آیا واقعا اختیار و کنترل این اتفاق دست من بوده؟ ما مسئول چیزهایی هستیم که در کنترل‌مان بوده، نه اتفاقاتی که خارج از اختیار ما بوده‌اند. ۵. اگر دوست صمیمی‌ام تو این موقعیت بود اون رو هم همین‌قدر مقصر می‌دونستم؟ ما معمولا با خودمون سخت‌گیرتر از دیگران رفتار میکنیم
دقیقاً همین‌جاست که خطای شناختی جدیدی شکل می‌گیره مقصر دانستن دیگران تو این خطا، ذهن دنبال کسی بیرون از خودش می‌گرده تا مسئول وضعیت فعلی باشه پدر، شریک زندگی، شانس، جامعه… هرچیزی جز سهم خودم
وقتی عادت می‌کنیم دیگران رو مقصر بدونیم چند پیامد مهم ایجاد میشه اول اینکه فرصت یادگیری از تجربه‌ها کمتر میشه، چون اگر همیشه مشکل از بیرون باشه، دلیلی برای تغییر در خودمون نمی‌بینیم. دوم اینکه روابط انسانی پرتنش‌تر میشه چون سرزنش مداوم معمولا باعث دفاعی شدن یا فاصله گرفتن دیگران میشه علاوه بر این، تمرکز زیاد روی مقصر پیدا کردن، ما را از یه سوال مهم‌تر دور می‌کنه ( حالا چه کاری می‌توانم انجام بدهم تا شرایط بهتر شود؟)
برای کمتر شدن این خطا مهم‌ترین قدم اینه که بین سرزنش و مسئولیت‌پذیری تفاوت بگذاریم سرزنش فقط ما را درگیر پیدا کردن مقصر می‌کنه، اما مسئولیت‌پذیری کمک می‌کنه بفهمیم در یک موقعیت چه چیزهایی در اختیار ما بوده و حالا چه کاری از دستمان برمیاد