eitaa logo
Mind Depths|ژرفای ذهن
1.3هزار دنبال‌کننده
142 عکس
14 ویدیو
2 فایل
باهم مطالب و مقالات علمی رو ساده میکنیم، می‌خونیم و بررسی می‌کنیم📚 خوشحال میشم پیشنهادات وانتقاداتون رو بدونم👇🏻 @nikamahmoudi https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1mr3pui&btn=پیام.ناشناس.ژرفای.ذهن
مشاهده در ایتا
دانلود
چه پیامد هایی ایجاد میشه؟ وقتی احساسات رو حقیقت مطلق در نظر می‌گیریم، ممکنه اضطراب، غم و افکار منفی شدیدتر بشن. تو این حالت، بر اساس حس لحظه‌ای قضاوت می‌کنیم نه شواهد واقعی همین موضوع می‌تونه اعتمادبه‌نفس را کم کنه، تصمیم‌گیری‌ها رو تحت تأثیر قرار بده و باعث شکل‌گیری باورهای منفی درباره خود، دیگران و آینده بشه
این می‌تونه نمونه‌ای از استدلال هیجانی باشه یعنی چون حس خوبی نداری نتیجه می‌گیری که حتما مناسب تو نیست درواقع احساس تبدیل میشه به یک دلیل قطعی البته اینو باید در نظر بگیریم احساسات هم بی‌دلیل نیستن و نباید نادیده گرفته بشن. برای تصمیم گرفتن، بهتره شناخت کامل‌تری شکل بگیره با گفتگو، وقت گذروندن، بررسی تفاوت‌ها، ارزش‌ها و سبک زندگی نه فقط احساس به‌تنهایی کافیه، نه فقط منطق
دقیقا به نکته خوبی اشاره کردین احساسات به‌تنهایی همیشه قابل اعتماد نیستن و می‌تونن تحت‌تأثیر شرایط، آدم‌ها یا تجربه‌های قبلی قرار بگیرن. ولی همون طور که گفته شد نمی‌شه کاملا نادیده‌شون گرفت زمانی مشکل پیش میاد که فقط بر اساس احساس یا فقط بر اساس منطق تصمیم بگیریم. معمولاتصمیم‌های سالم‌تر وقتی گرفته می‌شن که احساس و منطق کنار هم بررسی بشن نه مقابل هم.
خطای شناختی فاجعه‌سازی فاجعه‌سازی یعنی ذهن ما از یک اتفاق یا نشانه کوچک، سریع به بدترین و فاجعه‌بارترین نتیجه ممکن میره
تو این حالت فرد احتمال وقوع بدترین سناریو را خیلی بیشتر از واقعیت تصور می‌کنه و مرتب درباره اش فکر می‌کنه و بابتش نگران میشه
چرا ذهن این کار رو می‌کند؟ فاجعه‌سازی معمولا از اضطراب می‌آید. مغز می‌خواهد ما را آماده خطر نگه داره، اما تو این مسیر افراط می‌کنه و آرامش لحظه حال رو از ما می‌گیره؛ حتی وقتی هیچ خطری وجود ندارد
یه مثال مملوس تر از این خطا هست که شاید زیاد باهاش مواجه شدیم بسیاری از والدین وقتی فرزندشون کمی دیرتر از معمول به خانه برمی‌گرده چندین بار پشت سر هم تماس می‌گیرن چرا؟ چون ذهن فورا بدترین سناریوها را مساخته حتماً تصادف کرده نکند دزدیده شده شاید حادثه‌ای برایش اتفاق افتاده… در حالی که در بسیاری از مواقع، دلیل فقط ترافیک، خاموش بودن گوشی یا یک تاخیر ساده است
اولین قدم برای تغییر این فکر اینه که وقتی چنین فکری به ذهن اومد اون رو بشناسیم و به خودمان یادآوری کنیم که این فقط یک فکر فاجعه‌ساز است، نه یک پیش‌بینی قطعی از آینده. بعد از اون از خودمون بپرسیم چه شواهد واقعی داریم که حتما قراره اتفاق بدی بیفته؟ اغلب می‌بینیم مدرک محکمی وجود نداره و در نهایت سعی کنیم نگاه متعادل‌تری داشته باشیم و به خودمان اجازه بدیم از لحظه‌های زندگی بدون انتظارِ فاجعه لذت ببریم.
وقتی بعد از یک اتفاق خوب ناگهان این فکر میاد که بعدش میخواد اتفاق بدی بیفته یا زیاد خوشحال نشم، حتما بعدش ناراحتی بزرگی میاد ، در واقع ذهن در حال فاجعه‌سازیه. یعنی مغز به‌جای اینکه همون اتفاق خوب رو ببینه شروع می‌کند آینده‌ای منفی و نگران‌کننده را تصور کردن، اون هم بدون اینکه دلیلی واقعی براش وجود داشته باشه
خطای شناختی همیشه پشیمان بودن در این خطای شناختی، فرد به‌جای تمرکز بر واقعیت و پیدا کردن راهی برای عبور از چالش‌های فعلی، به دنیای فرضی گذشته پناه می‌بره
دنیایی که در اون تصور می‌کنه همیشه می‌تونست بهتر عمل کنه در نتیجه ذهن او مدام درگیر این فکرها می‌شه که می‌تونستم بهتر از این باشم، بدون اینکه به این فکر کند که الان چه کاری می‌توانم انجام بدهم تا شرایط بهتر شود.