ببین، همهی بایدها بد نیستن. سه تا دستهبندی هست که باید که نباید باهاشون بجنگیم
بایدهای اخلاقی
مثلا نباید به کسی صدمه بزنم
باید اگر اشتباه کردم مسئولیتش را بپذیرم
بایدهای قانونی
نباید وارد حریم خصوصی یا ملک دیگران شوم
باید قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت کنم
بایدهای طبیعی
بدنم باید خواب کافی داشته باشد
اگر گرسنهام باید غذا بخورم
#پرسش
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روز اول پست نذاشتم
با خودم گفتم اشکالی نداره… فردا حتما میذارم.
روز دوم هم گذشت.
بعد سوم.
بعد چهارم.
در ذهنم هنوز همهچیز منطقی بود...
کار تازهای شروع کرده بودم، ریتم زندگی عوض شده بود، و طبیعی بود که مدتی طول بکشه تا همهچیز دوباره سر جای خودش بنشینه
اما بعد از چند روز، ماجرا دیگر فقط کمبود وقت نبود.
یک الگوی آشنا آرامآرام خودش رو نشون میداد
اهمالکاری :)
نه اون اهمالکاری سادهای که از تنبلی میآید؛
بلکه اون نوع پیچیدهترش، که از فشار ذهنی، از چندپاره شدن توجه، و از این حس میاد که باید همهچیز را خوب و کامل انجام بدیم.
و وقتی حس میکنیم نمیتونیم کامل انجامش بدهیم،
ذهن یک راهحل موقت پیدا میکنه
فعلاً عقبش بینداز.
ذهن در عقب انداختن خیلی خلاقه
برامون دلیلهای قانعکننده میسازه
الان وقتش نیست
باید با یک پست بهتر برگردم
بگذار یک روز آرامتر شروع کنم
و همینطور، خیلی آرام،
روز چهارم تبدیل میشود به روز شانزدهم.
اما جالب اینه که خیلی وقتها همین روند،
با یک چیز کوچک تغییر میکنه
یک قدم.
یک حرکت ساده.
یک شروع کوچک.
این پست هم یکی از همان قدمهاست...
سلام دوباره :)
685.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ذهن ما خیلی وقتها درگیر چیزهایی میشه که اصلا در کنترل ما نیستند.
نکنه بد پیش بره؟
نکنه از پسش برنیام؟
نکنه اشتباه کنم؟
و همین فکرها باعث میشوند چیزی که حتی هنوز اتفاق نیفتاده، آرامش ما رو بگیرن
و سوال اینجاست چقدر ازاین جنس نگرانیهای هامون واقعا اتفاق میافتند؟