با خوندن عروس دریایی فقط یه چیز یادم میاد:
″من سه تا شخصیت دارم:
۱- خیلی حرف میزنم
۲- اصلا حرف نمیزنم
۳- با خودم حرف میزنم″
◌اُتاقِ ذهن
یه دفتر داشتم، خیر سرم قرار بود برای ریاضی باشه، شد چک نویس درسهای دیگم، الانم شده یه مکان برای چرت
https://eitaa.com/mind_room/183 کاش توی گزارش مطالعهی بهخوان هم میذاشتیشون
~~~
تاحالا شده بیای کلی چیز بنویسی بعد بهش نگاه کنی بگی خب که چی؟ منم همینم
مینویسم مینویسم بعد میگم: خب که چی؟
و میذارم توی همون دفتر بمونن
◌اُتاقِ ذهن
https://eitaa.com/mind_room/183 کاش توی گزارش مطالعهی بهخوان هم میذاشتیشون ~~~ تاحالا شده بیای کلی
از یه جایی به بعد کلا دست و دلم به گزارش نوشتن توی بهخوان نمیره، میترسم دعوا شه، بحث شه، به قول بچهها دراما شه.
https://eitaa.com/mind_room/191
میفهمم...
شاید گزارشات باعث بشه حال یه نفر خوب بشه، یه نفر آروم بشه یا شاید خیلیا خوشحال بشن از گزارشهات و دلشون برای قبل تنگ شده باشه، اینا باارزشن (یکی از گزارشهات حالمو بهتر کرد)
اگه خودت نمیخوای نذار، اما اگه خودت دوست داشتی توی گزارشهات حرف بزنی چرا باید بقیه باعث بشن کاریو که انجام دادنش رو دوست داری، انجام ندی؟ به اونا چه؟ مردم از خدا هم ناراضین و نمیشه همه رو راضی نگه داشت
خوششون نمیاد؟ آنفلالو کنن، محدود کنن، صفحهی خودته و بدون ماها خوشمون میاد
~~~
بذار