فکر کن چقدر به وجود یه نفر وابسته باشی
که وقتی دیگه نباشه، باز هم تو اون رو میبینی، بوش رو حس میکنی، دستشو میگیری، باهاش حرف میزنی و اونم جوابتو میده
اما فقط تو اونو میبینی، به همه میگی ببینید، اینجا کنار من نشسته، همینجا بغل منه، ولی بقیه میگن تو روانی شدی، توهم زدی، و هیچکس حرفتو باور نمیکنه.
یه دیالوگ معروف هست توی کتاب/فیلمها
شخصیت میگه که: من بهت احتیاج دارم
قسمت خندهدار ماجرا اینه که اکثر مواقع واکنش شخصیت مقابل به این جمله اینه که: خب به درک
(من در حال نگاه کردن به داداشم در حالی که داره تنها بستنیِ باقی موندهی خونه رو جلوی چشمای خودم میخوره)
هدایت شده از بُنبَستِ خیآل؛
بچهها برنامه اینه
امشب همه پنجره اتاقتون رو باز میذارید
به نوبت میایم همو میدزدیم بعد میریم یه جا قایم میشیم که به مدرسه نرسیم
حله؟