غمگینم مثل کسی که داستان شیرین و فرهاد براش اسپویل شده
و نمیدونه برای اسپویل شدن غمگین باشه یا پایانِ داستان
◌اُتاقِ ذهن
+تا مبحثِ عمونیاک- چیز، آمونیاک بخونید - بله بچهها باران یه عمو داره که اسمش نیاکه
بقیهی خانوادهی شیمی رو ساختیم
شد عمه اِتِل(اِتانول)
خاله کِلِر(کُلُر)
◌اُتاقِ ذهن
ویرگو، با احساساتش دقیقا چیکار کردی؟
چرا یکی نمیگه با احساساتِ ویرگو چیکار کردید؟
* چی گفتم