اینکه دیگه نمیتونم روی حرفای آدما حساب باز کنم و همیشه منتظر حیله از طرفشون هستم، غمیگنم میکنه.
این حالت که خواب داره بهت چیره میشه و وسط حرف زدنی و ناخوداگاه حرفات بیربط و دریوری میشه واقعا خداست :))))
امیدوارم روزی بتونم اونقدر به خودم تسلط پیدا کنم که هیچ ننه قمری نتونه ناراحتم کنه.
اگه اون جدیتی که موقع بودن توی آسانسور با یه غریبه دارم رو، توی زندگیم هم داشته باشم قطعا میتونم به یه جایی برسم.
- ذهـنِخستـه
وقتی چیپس میخورم آدم خوشحالتریام.
نظر من راجب عشق؛
عشق = چیپسِ .
همین **)