یه جوری ارتباطاتم شبکه ایه که از اتاق بغلیم صدای وویس رفیقم میاد در حالی که خودم دارم باهاش چت میکنم😂
https://eitaa.com/mindpalace/11555 تقمثتثمثنمعمچف آقا دقیقا.. من توی دروس رشته ادبیات نمایشی دیدمش. شما هم دارید؟😭 میشه بیشتر دربارش بگی؟ منابع و اینا
.| عهههه ببخشید من لینکو تازه چک کردم😭
بحبح. ببین یه جورایی استاد خودش بیشتر صحبت میکنه، و فقط منبع امتحانی داد ولی منبعش فقط مال امتحانه انگار... خودش خیلی وسیعتر حرف میزنه.
یه کتاب معرفی کرد ولی
جامعهشناسی هنر: شیوههای دیدن اثر جان هاگسون
بعد اینکه یکم فلسفه هنر میگه، مثلا اینکه هنر از جانب فلان تفکر یا تئوریسین چیه و آیا غایتی داره یا نه، نسبتش با زیبایی چیه و اینا. فکر کنم بعدش وارد جزئیات درباره هنر ایران و غرب و سینمای ژاپن میشیم
Mind Palace.-
من کُردی نمیفهمم. کلهر اما، لالاییاش را کُردی میخواند، زیر لب. انگار که با دخترکش در اتاقی تنهاست، بالای سرش نشسته، و اگر صدایش را بالا ببرد خواب نازش را میشکند. انگار که ساعتهاست چشم به پلکهای بستهاش، موهای آشفتهاش، و دستهاش زل زده - و شاید غصهی دخترکش را میخورده. آوازی چُنین، و صدای کمانچه، غیر حزن آلوده به عشق را در ذهنم مجسم نمیسازد.
به پدرهای دیگر فکر میکنم. به پدرِ دخترهای دیگر. به پدرِ پسرهای دیگر. به پدرِ بچههای دبستانی. به پدر بچههای میناب. به آنها که شبهایی، شاید زیر لب لالایی خواندند، و به اجزای صورتشان زل زدند، فکر و خیال کردند، که آیندهاش کجاست و چه خواهد شد، که چه بر سرش خواهد آمد. و آرزو کردند. و شاید گریستند.
من کُردی نمیفهمم. فرزند داشتن را هم. اما در پس اعماق وجودم، لالاییِ کُردی من را به گریه میاندازد، لالاییِ پدری برای فرزند...
کمکم دارم این موضوع که "مهم نیست فعل یکی باشه، درست و غلطیِ هدفش مهمه" بیشتر پی میبرم. ای دانشجوی بدبخت که همیشه سعی کردن بچپونن تو مغزت که به درست و غلط هیچی فکر نکنی، بعدم به خودت افتخار کنی که بلدی حتی جنایت رو "منطقی" جلوه بدی.