وقتی افکارم فقط تو فکرمن باهاشون مشکل ندارم
ولی وقتی به زبونشون میارم، یواش یواش ازشون میترسم
شاید دارن خیلی واقعی تر از "فقط یه فکر" میشن
خیلی خوشحالم که بالاخره این هفته داره تموم میشه
ولی ناراحتم که دارم تموم میشه چون آخرش باید پروژه ایو تحویل بدم که چیزی ازش پیش نبردم:>
Mind Palace.-
«چرا انقدر سختش میکنی؟» رو میتونم در هر ثانیه از زندگیم از خودم بپرسم.
ولی مهمونی فامیلی واقعا سخته T-T
آخرش متوجه نشدم چطور جنگ همزمان که میتونه موجب بشه آدما احساس تعلق بیشتری به جامعهشون داشته باشن و در نتیجه کمتر خودکشی کنن، به طور طبیعی هم باعث میشه غم عمیق و عظیمی روی شونههات باشه به شکلی که حس میکنی زیرش غرق خواهی شد.