Mind Palace.-
«پس بدون ما، شما کی میشید؟»
ترجمهای بر ترجمه: بدون ما شما سگ کی باشید؟
Mind Palace.-
«پس بدون ما، شما کی میشید؟»
اطلاعات عمومی: در زمان مقاومتی که فلسطین درباره اشغال شدن داشت (شامل سالهای بسیار زیادی میشه تا همین الان) تمام قسمتهای فلسطین و مردمش درگیر مقاومت کردن نبودن، بلکه یه عدهشون تسلیم شده بودن و با اسرائیل در صلح قرار داشتن. در اون زمان، کوفیا (چفیه) تبدیل به عنصر نمادین برای افرادی شده بود که در طرف مقاومت بودن؛ زنانی که خیلیاشون مسلمون هم نبودن، به نوعی حجاب داشتن و کوفیا روی سرشون میاندختن. در عوض زنانی که صفشون جدا بود، حجابی نداشتن. درواقع حجابی که کوفیا حامل اون هست، نماد مقاومت برای زنانی هست که در این راه ایستادن.
Mind Palace.-
«جمعه» دوتا نسخه داره. یه نسخهش باکلامه. تا اونجایی که میدونم، درباره یه جمعه خونباره که توش «از ابر سیاه خون میچکه». داستان یه کشتار رو تعریف میکنه، در همون سالهای منتهی به انقلاب ۵۷. بیکلامش انگار فارغ از همه اینهاست، طوری که اگه نسخه باکلام رو گوش نداده باشی ممکنه حتی متوجه نشی که این همونه. حس میکنم امروز حال و هوای جمعه باکلام رو داشتم.
تارانتیو خیلی مغز عجیبی داره. هنوز نمیتونم بگم خیلی هوشمندانهست، یا سایکوگونه. شاید چون مرز این دوتا رو نمیشه تعیین کرد؟
هدایت شده از انتهای راهرو سمت چپ؛
برای مدتی کوتاه عمومی کردم .
لطف کنید فور کنید
ممنون
تاحالا به موسیقی فکر کردید که چقدر عجیبه؟
بقیه هنرها مثل مجسمهسازی، معماری، سینما و... یه جسمی دارن، یه فُرم. و موسیقی عملا ارتعاش مولکولهای هواست. و شگفتانگیز نیست که، ارتعاش مولکولهای هوا چه تاثیرات عمیقی رو بر انسان میذاره؟ آدم شاید نتونه برای هر موقعیت زندگیش یک مجسمه و یک جسم پیدا کنه، اما میتونه موسیقیای رو در ذهن داشته باشه و با اون به رقص در بیاد. و با اون حس دیگران رو به حس خودش، روح خودش رو به روح اونها نزدیک کنه.