- هی، مثکه امروز خیلی تکلیف ندارم و میتونم یکم خوش باشم.
(هنگام کشیدن پتو بر روی خود به یاد می آورد باید پروژه تحویل میداده.)
از اینکه قراره کلمات همه چیِ درونمو با خودشون حمل کنن ولی اونم نمیشه بدم میاد.
- این قیافه خونسرد منو میبینی؟
اره درست حدس زدی. پشتش دیوانه وار دارم تلاش میکنم غرق نشم.
الان رو اون مودم که حتی اگه اهنگ مورد علاقمم گوش بدم یهو وسطش میبینم داره تموم میشه و من هیچی ازش نفهمیدم.
Mind Palace.!
الان رو اون مودم که حتی اگه اهنگ مورد علاقمم گوش بدم یهو وسطش میبینم داره تموم میشه و من هیچی ازش نف
خب میریم برای بار پنجم پلی کردن و هیچی نفهمیدن
اینکه این همه درمورد امید و خوشبختی و در نهایت همه چی یه روز درست میشه حرف میزنن باعث میشه به درست بودن همه این حرفا شک کنم.