-بار ها براش نگران شدم.
آخرین باری که نگرانش بودم، فکر میکردم خیلی ناگهانی تغییر کرده
در حالی که این من بودم که جایگاهم براش تغییر کرده بود!
Mind Palace.!
چرا شهریور انقدر دوست داشتنیه؟
چون کمترین فاصلهی ممکن و با پوشیدن سویشرت و صبحای سرد و هوای ابری داره.
Mind Palace.!
چون کمترین فاصلهی ممکن و با پوشیدن سویشرت و صبحای سرد و هوای ابری داره.
و سرد تر شدن دستای من:/
هوای ابریو هستم شایدم چون ترکیبی از تعطیلات تابستون و هوای پاییزه...
انگار زندگیمو از پشت یه قاب شیشهای دارم میبینم که حسی نداره.
فقط دارم راه رفتنمو، حرکاتمو، احساساتی که تو بعضی حرکاتم منعکس میشن، موفق شدنام، شکست خوردنام که همه میگن به خاطر اینه که به اندازه کافی تلاش نکردی،
همه چی؛ همه چی رو از پشت یه شیشه میبینم.
واقعی نیستن!
ینی خداوکیلی هوا یه جوری شده که احساس می کنم اگه عاشق نشم به کل بشریت ظلم کردم...
اصن چطوری دلتون میاد تو این هوا خونه بشینین؟ حیفه واقعا