eitaa logo
Mind Palace.!
90 دنبال‌کننده
783 عکس
119 ویدیو
6 فایل
قصر ذهن؛ مکانی انتزاعی در ذهن، و عاری از هرگونه مزاحمت... اینجا تا حد ممکن آزادی. https://harfeto.timefriend.net/17322146661596 https://daigo.ir/secret/89262301
مشاهده در ایتا
دانلود
مزخرف تر از اینکه کلا چیزی رو ندونی، اینه که بدونی ولی بخوای در عین حال زندگی قبل از دونستنتو داشته باشی مخصوصا اگه چیز دردناکی باشه
حاضرم محتویات گوشیمو همه جا جار بزنم ولی خوابمو برا کسی تعریف نکنم😐
با اختلاف، یکی از ترسناک ترین آدما اونایین که وقتی چیزی رو مخصوصا درمورد شخص تو میفهمن، اونم وقتی خودت چیزی بهشون نگفتی، بهت نمیگن که فهمیدن
https://eitaa.com/myMindPalace/658 نحوه غذا خوردن تو اتک:😂😂😂 .: خودشه😂👍🏻 ______ حمایتش میکنۍ تازه تاسیسهـ @Khamosh_tlz 🍓💙 .: . ______ کانالمو تازه زدم...همسایه شیم؟؟ @iII_NII .: 👍🏻 ______ از آدمایی که فکر میکنن عاقل عظمی ان و بقیه بی عقل اعظم متنفرم .: شایسته تنفر هم هستن ______ من همونم که گفت از فلان آدما متنفره: پ.ن. روی صحبتم با تو نبود و صرفا یه بود .: حله ______ میدونی، همیشه زود گذشتن به معنی خوش گذشتن نیست؛ یه وقتاییم به خاطر پوچ گذشتنشه.. پوچ پوچ.. بی هیچ اتفاق خوب یا بدی:) .: همه چی میگذره. اینکه چزوری میگذره مهمه به قول یه دوستی _____ میگم که حمایتمون میکنید؟👀 @IUDIC_C .: .
بشین فیلمتو ببین بازیتو بکن با خیال راحت غذاتو بخور بوی ماه مهر میاد رفیق :/
از اینکه امید داشته باشم به اینکه میتونم به یه جا چنگ بزنم و سقوط نکنم، ولی دستم نرسه میترسم
- اینجا چیکار میکنی؟ + به ستاره ها زل زدم. - حرفیم میزنن؟ + میگن بیخیال شم.. - من اگه جاشون بودم میومدم پایین، سیلی میزدم تو صورتت میگفتم کم فک کن احمق! داره صبح میشه :)
تنها بیرون رفتنی که الان دلم میخواد، اینه که برم یه جایی که یا آسمون پیدا باشه یا کل شهر زیر پام باشه. وگرنه هنوزم تو خونه موندن برام مشکل نیس
خیلی بدم میاد از اینکه به شدت بدم میاد بقیه بهم یاداوری کنن وقتم کم مونده، ولی در عین حال اگه یاداوری نشه ممکنه بهش توجه نکنم اخرش یادم بیفته وقت کم دارم و اعصابمو از دست بدم یا یادم نیفته و کارامو از دست بدم؟ این چه دوراهی ایه :/
هدایت شده از Mind Palace.!
-لعنت-
هیچ وقت فاز بچه های دبستانی رو درک نکردم مدرسمون حیاطش یه تیکش اسفالت نداشت یه تخته فلزی بود که درشو باز میکردن میخورد به لوله ها و نمیدونم این چیزا ولی یکم پیچاش شل بود بچه روش راه میرفتن صدا میداد بعد یکی از بچه ها اومده بود به تک تک بچه ها میگفت یه دختره رو انداختن اون تو زندونیش کردن به خاطر همین هر وقت ما تو حیاتیم دستشو میکوبه که ما نجاتش بدیم ولی چون سروصداس ما صداشو نمیشنویم :/