هدایت شده از Waisting
~به رنگ چوبی به تصویر کشیده میشی.
~ میخواستم او را تا ابد در نگاه خویش اسیر کنم، پس قلم برداشتم و کشیدمش؛ تا در عمق چشمان گربهوارش غرق شوم.
https://eitaa.com/joinchat/878773776C9d9a7ea46a
هدایت شده از Waisting
~به رنگ گلی به تصویر کشیده میشی.
~ همه چیز آنقدر واقعی بود که قلم از کشیدنش باقی میماند ولی آیا واقعیت هم یک فریب نیست؟
https://eitaa.com/peeach
هدایت شده از Waisting
~به رنگ طلایی به تصویر کشیده میشی.
~وقتی به او خیره میشدم، نگاهی آشنا در عمق چشمانش میدرخشید؛ اما او همان ستاره نبود که شبها به زمزمههای دلم گوش میداد و آسمان قلبم را روشن میکرد؟
https://eitaa.com/fallenstaar
هدایت شده از Waisting
~به رنگ آبی به تصویر کشیده میشی.
~بهار را میکشم تا شاید بهار جانم بیآید و زمستان یخبندان را با گرما خویس از جانم پاک کند.
https://eitaa.com/joinchat/1723401707C5a05503068
هدایت شده از Waisting
~به رنگ زرد به تصویر کشیده میشی.
~تو، وطنِ جانم بودی؛ ایرانِ من، همانی که در رگهایم جاریست. مگر قلمِ ناتوان، وسعتِ عشقم به وطن را میتواند بنگارد؟
باید میماندیم، چون ایران و من، در آغوشِ یکدیگر. تو ایران بودی و من مردمِ ایران، بدان که مردم بدون ایران زنده نمیمانند.
https://eitaa.com/bluebaby0
هدایت شده از Waisting
~به رنگ زرشکی به تصویر کشیده میشی.
~این جزئیاتِ ظریف، قلمویِ روحماند. هر پیچِ مو، سایهای از بادِ بهار را روی کاغذ جانم مینوازد. هر لبخندِ کوتاه، نوری که تا ابد میماند را بر آن کاغذ رسم میکند.
https://eitaa.com/varyanc