هدایت شده از محمد میر
ای یل روزگار اسپندار!
برگ سبز بهار اسپندار
پنجه های تو داده بی تردید
ساز ، را اعتبار اسپندار
از نکیسا و باربد هستی
در زمان یادگار اسپندار
ساربانِ مسافرانِ بهشت
وارثِ کشت و کار اسپندار
دستهایت چو نخل پر بارند
مثل باغِ انار اسپندار
در دیار هزار طاقِ هنر
عاشق و قلعه دار اسپندار
در دژِ قلعه ی هنر هستی
بی گمان پاسدار اسپندار
تا نمیرد هنر در این سامان
کرده ای ابتکار اسپندار
خالقانِ هنر نمی میرند
چون گزِ چابهار اسپندار
یا کهور دیارِ ایرانشهر
زیرِ داغِ لوار اسپندار
عاشقان کودکان مکتبی اند
تویی آموزگار اسپندار
محمد میر