➖چرا امام رضا علیه السلام ولیعهدی را قبول کردند
🛑عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَرَفَه قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا ع يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا حَمَلَكَ عَلَى الدُّخُولِ فِي وِلَايَةِ الْعَهْدِ فَقَالَ مَا حَمَلَ جَدِّي أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع عَلَى الدُّخُولِ فِي الشُّورَى.
🔰 حمّد بن عرفه گفت:
بحضرت رضا عليه السّلام عرضكردم چه موجب شد كه اين كار (ویلعهدی)را پذيرفتى فرمود: آنچه جدم امير المؤمنين را وادار نمود كه در شورى وارد شود.
👇شرح روایت👇
🛑بيان: أي لئلا ييأس الناس من خلافتنا و يعلموا بإقرار المخالف أن لنا في هذا الأمر نصيبا و يحتمل أن يكون التشبيه في أصل الاشتمال على المصالح الخفية.
🔰علامه مجلسی علیه الرحمه:
يعنى تا مردم از خلافت ما مأيوس نشوند و بفهمند كه مخالفين هم اعتراف دارند كه ما را در خلافت حقى است ممكن است اين تشبيه از جهت يك نحو مصالح مخفى باشد.
👈پست بعدی در تکمیل این پست ارسال می شود انشاءالله
📚منابع
1: عيون أخبار ج2ص141
2: بحار الأنوار - ج49ص140
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖چرا امیرالمومنین علیه السلام در شوری شش نفره شرکت کردند؟
🛑رفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَمَّا كَتَبَ عُمَرُ كِتَابَ الشُّورَى بَدَأَ بِعُثْمَانَ فِي أَوَّلِ الصَّحِيفَةِ وَ أَخَّرَ عَلِيّاً أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع فَجَعَلَهُ فِي آخِرِ الْقَوْمِ فَقَالَ الْعَبَّاسُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ يَا أَبَا الْحَسَنِ أَشَرْتُ عَلَيْكَ فِي يَوْمَ قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ أَنْ تَمُدَّ يَدَكَ فَنُبَايِعَكَ فَإِنَّ هَذَا الْأَمْرَ لِمَنْ سَبَقَ إِلَيْهِ فَعَصَيْتَنِي حَتَّى بُويِعَ أَبُو بَكْرٍ وَ أَنَا أُشِيرُ عَلَيْكَ الْيَوْمَ أَنَّ عُمَرَ قَدْ كَتَبَ اسْمَكَ فِي الشُّورَى وَ جَعَلَكَ آخِرَ الْقَوْمِ وَ هُمْ يُخْرِجُونَكَ مِنْهَا فَأَطِعْنِي وَ لَا تَدْخُلْ فِي الشُّورَى فَلَمْ يُجِبْهُ بِشَيْءٍ فَلَمَّا بُويِعَ عُثْمَانُ قَالَ لَهُ الْعَبَّاسُ أَ لَمْ أَقُلْ لَكَ قَالَ لَهُ يَا عَمِّ إِنَّهُ قَدْ خَفِيَ عَلَيْكَ أَمْرٌ أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَهُ عَلَى الْمِنْبَرِ مَا كَانَ اللَّهُ لِيَجْمَعَ لِأَهْلِ هَذَا الْبَيْتِ الْخِلَافَةَ وَ النُّبُوَّةَ فَأَرَدْتُ أَنْ يُكْذِبَ نَفْسَهُ بِلِسَانِهِ فَيَعْلَمَ النَّاسُ أَنَّ قَوْلَهُ بِالْأَمْسِ كَانَ كَذِباً بَاطِلًا وَ أَنَّا نَصْلُحُ لِلْخِلَافَةِ فَسَكَتَ الْعَبَّاسُ.
🔰 از حضرت ابى عبد اللَّه عليه السّلام نقل كرده: امام عليه السّلام فرمودند:
زمانى كه عمر مكتوب شورى را مىنوشت و اسامى نامزدهاى براى خلافت پس از خويش را در آن درج مىكرد ابتداء اسم عثمان را در صدر مكتوبه قرار داد و نام على عليه السّلام را مؤخّر از همه نوشت، عبّاس به امير المؤمنين عليه السّلام عرض كرد:
يا امير المؤمنين، يا ابا الحسن روزى كه رسول خدا از دنيا مىرفتند من به شما اشاره كردم دست دراز كن تا ما با تو بيعت كنيم چون خلافت از آن كسى است كه سابق بر ديگران است شما مخالفت كرده و از آن امتناع نموديد.
تا مردم با ابو بكر بيعت كردند.
و امروز نيز گوشزد مىكنم كه عمر اسم شما را در شورى نوشته و آخرين نفر قرار داده و مىدانم كه آنها تو را از آن خارج خواهند كرد پس نصيحت مرا بشنو و داخل شورى مشو.
امير المؤمنين عليه السّلام جواب عبّاس را نداد و زمانى كه مردم با عثمان بيعت كردند عبّاس به حضرت عرضه داشت: نگفتم ايشان با تو چنين خواهند نمود؟
امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: اى عمو محقّقا يك امر بر تو پوشيده و مخفى مىباشد و آن اين است كه:👈 مگر نشنيدى خلیفه به ناحق روى منبر گفت: خداوند متعال براى بيت پيامبرش بين نبوّت و خلافت جمع نمىكند.
حال، من نفس گفتار او را تكذيب كنم تا مردم بدانند كه حرف ديروز آن شخص كذب و باطل بوده و من براى خلافت شايستهام؟! عبّاس پس از شنيدن اين كلام ساكت شد.
📚:علل الشرائع، ج1، ص: 171
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
. يَا مَنْ وَهَبَ لِآدَمَ شِيثاً وَ لِإِبْرَاهِيمَ إِسْمَاعِيلَ وَ إِسْحَاقَ . وَ يَا مَنْ رَدَّ يُوسُفَ عَلَى يَعْقُوبَ - وَ يَا مَنْ كَشَفَ بَعْدَ اَلْبَلاَءِ ضُرَّ أَيُّوبَ - وَ يَا رَادَّ مُوسَى عَلَى أُمِّهِ وَ يَا زَائِدَ اَلْخَضِرِ فِي عِلْمِهِ - وَ يَا مَنْ وَهَبَ لِدَاوُدَ سُلَيْمَانَ وَ لِزَكَرِيَّا يَحْيَى - وَ لِمَرْيَمَ عِيسَى وَ يَا حَافَظَ بِنْتِ شُعَيْبٍ - وَ يَا كَافِلَ وُلْدِ مُوسَى -
➖منتظران شهادت
🛑......قال امیرالمومنین علیه السلام : أَنَّ الْمَوْتَ عِنْدِي بِمَنْزِلَةِ الشَّرْبَةِ الْبَارِدَةِ فِي الْيَوْمِ الشَّدِيدِ الْحَرِّ مِنْ ذِي الْعَطَشِ الصَّدَى وَ لَقَدْ كُنْتُ عَاهَدْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رَسُولَهُ ص أَنَا وَ عَمِّي حَمْزَةُ وَ أَخِي جَعْفَرٌ وَ ابْنُ عَمِّي عُبَيْدَةُ عَلَى أَمْرٍ وَفَيْنَا بِهِ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لِرَسُولِهِ فَتَقَدَّمَنِي أَصْحَابِي وَ تَخَلَّفْتُ بَعْدَهُمْ لِمَا أَرَادَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَنْزَلَ اللَّهُ فِينَا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا حَمْزَةُ وَ جَعْفَرٌ وَ عُبَيْدَةُ وَ أَنَا وَ اللَّهِ الْمُنْتَظِر
🔰امیرالمومنین علیه السلام فرمودند :
مرگ در نظر من به منزله شربت خنكى در يك روز بسيار گرم براى يك شخص تشنه است و من با خدا و رسولش و عمويم حمزه و برادرم جعفر و پسر عمويم عبيده به چيزى پيمان بستهام كه ما همگى به خاطر خدا به آن وفادار بودهايم،{ جهاد در راه خدا}
ياران من بر من پيشى گرفتند{ به شهادت رسیدند}
و من پس از آنها بر اساس اراده خداوند زنده ماندهام و خداوند در باره ما اين آيه را نازل فرموده است:
«و از مؤمنان مردانى هستند كه به پيمانى كه با خدا بستهاند صادقانه وفا كردند، پس برخى از آنان درگذشتند و برخى ديگر انتظار مىكشيدند و هرگز آن را تغيير ندادند» {احزاب آیه 23}
حمزه و جعفر و عبيده، به خدا سوگند اى برادر يهودى، كه من انتظار مىكشم { منتظر شهادت هستم}
📚:الخصال، ج2، ص: 376
علم الحدیث
➖چرا امیرالمومنین علیه السلام در شوری شش نفره شرکت کردند؟ 🛑رفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَ
➖شروط امام رضا علیهالسلام برای قبول کردن ولیعهدی
🛑 َ الرَّيَّانِ بْنِ الصَّلْتِ جَمِيعاً قَالَ: لَمَّا انْقَضَى أَمْرُ الْمَخْلُوعِ وَ اسْتَوَى الْأَمْرُ لِلْمَأْمُونِ كَتَبَ إِلَى الرِّضَا ع يَسْتَقْدِمُهُ إِلَى خُرَاسَانَ فَاعْتَلَّ عَلَيْهِ أَبُو الْحَسَنِ ع بِعِلَلٍ فَلَمْ يَزَلِ الْمَأْمُونُ يُكَاتِبُهُ فِي ذَلِكَ حَتَّى عَلِمَ أَنَّهُ لَا مَحِيصَ لَهُ وَ أَنَّهُ لَا يَكُفُّ عَنْهُ فَخَرَجَ ع وَ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع سَبْعُ سِنِينَ فَكَتَبَ إِلَيْهِ الْمَأْمُونُ لَا تَأْخُذْ عَلَى طَرِيقِ الْجَبَلِ وَ قُمْ وَ خُذْ عَلَى طَرِيقِ الْبَصْرَةِ وَ الْأَهْوَازِ وَ فَارِسَ حَتَّى وَافَى مَرْوَ فَعَرَضَ عَلَيْهِ الْمَأْمُونُ أَنْ يَتَقَلَّدَ الْأَمْرَ وَ الْخِلَافَةَ فَأَبَى أَبُو الْحَسَنِ ع قَالَ فَوِلَايَةَ الْعَهْدِ فَقَالَ عَلَى شُرُوطٍ أَسْأَلُكَهَا قَالَ الْمَأْمُونُ لَهُ سَلْ مَا شِئْتَ فَكَتَبَ الرِّضَا ع إِنِّي دَاخِلٌ فِي وِلَايَةِ الْعَهْدِ عَلَى أَنْ لَا آمُرَ وَ لَا أَنْهَى وَ لَا أُفْتِيَ وَ لَا أَقْضِيَ وَ لَا أُوَلِّيَ وَ لَا أَعْزِلَ وَ لَا أُغَيِّرَ شَيْئاً مِمَّا هُوَ قَائِمٌ وَ تُعْفِيَنِي مِنْ ذَلِكَ كُلِّهِ فَأَجَابَهُ الْمَأْمُونُ إِلَى ذَلِكَ كُلِّه....
🔰 ياسر خادم و ريان بن صلت هر دو گفتند:
چون كار مخلوع (امين) گذشت و مأمون بر كار خلافت استوار شد، به امام رضا (علیه السلام) نامهاى نوشت و او را به خراسان خواند و امام (علیه السلام) عذر آورد و مأمون پى در هم نامه نوشت به آن حضرت در اين باره تا دانست كه چاره ندارد و مأمون دست از او بر نمىدارد، از مدينه بيرون شد و أبى جعفر (امام محمد تقى علیه السلام) هفت سال داشت.
مأمون به آن حضرت نوشت از راه كوهستان و قم سفر نكن و از راه بصره و اهواز و فارس بيا، آن حضرت آمد تا به مرو رسيد،
👈مأمون به او پيشنهاد كرد كه زمام امور را بدست گيرد و متصدى خلافت گردد، امام رضا (علیه السلام) سر باز زد و نپذيرفت.
مأمون گفت: پس ولايت عهد را بپذير،
فرمود: به چند شرط كه از تو خواستارم، مأمون گفت: هر شرطى خواهى بكن،
امام رضا (علیه السلام) نوشت من در ولايت عهد در آيم.
👈 به شرط آن كه نه امرى كنم و نه نهى، نه فتوى دهم و نه قضاوت كنم، نه منصب دهم و نه عزل كنم و نه در آنچه جريان دارد تغييرى بدهم و بايد مرا از همه اينها معاف دارى، مأمون همه اين شرايط را از آن حضرت پذيرفت.
📚: الكافي ج1، ص: 489
👈نکات روایت شریف انشاءالله در پست بعدی
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
چاپ کتاب:
نگاهی کوتاه بر جنگ جمل
مولف: وحید عیسوند براتی
(مدیر کانال علم الحدیث)
👈مطالب کلیدی کتاب:
1: علل شورش بر علیه عثمان
2: دلائل دشمنی عائشه با عثمان
3: دلائل انحراف زبیر
4: بررسی ام المومنین بودن عائشه در منابع شیعه و مخالفین
5: دلائل دشمنی عائشه با امیرالمومنین علیه السلام
6: نقش عائشه در انحراف زبیر
7: تفاوت سیره امیرالمومنین علیه السلام در جنگ جمل و صفین
8: نقش معاویه در برپایی جنگ جمل
9:و.....
برای ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید.
علم الحدیث
➖شروط امام رضا علیهالسلام برای قبول کردن ولیعهدی 🛑 َ الرَّيَّانِ بْنِ الصَّلْتِ جَمِيعاً قَالَ: ل
➖نکات روایت شریف
1️⃣: سمي مخلوعا لأنه لما ضاق الأمر عليه خلع نفسه عن الخلافة أو خلعه أمراؤه و جنده و أخذه الطاهر ذو اليمينين و هو كان أمير العساكر، و بعث برأسه إلى المأمون و هو بمرو.و المخلوع هو محمد الملقب بالأمين أخي المأمون من أبيه، و أمه زبيدة بنت جعفر بن منصور الدوانيقي، و كان هارون أخذ البيعة لابنه الأمين و بعده للمأمون، و قسم البلاد بينهما
🔸او «مخلوع» نامیده شد، زیرا هنگامی که کار بر او دشوار شد، یا خود از خلافت کنارهگیری کرد یا فرماندهان و سپاهیانش او را از خلافت برکنار کردند. سپس طاهر ذوالیمینین، که فرمانده سپاه بود، او را دستگیر کرد و سرش را برای مأمون که در مرو بود، فرستاد.
این «مخلوع» همان محمد ملقب به «امین» است، برادر مأمون از طرف پدر. مادرش زبیده، دختر جعفر بن منصور دوانیقی بود. هارون (الرشید) برای پسرش امین و پس از او برای مأمون بیعت گرفت و سرزمینها را میان آن دو تقسیم کرد.
2️⃣: " لا تأخذ على طريق الجبل" أي همدان و نهاوند و قم، و لعله لكثرة شيعته في تلك البلاد لئلا يتوازروا عليه فيمنعوه عن المصير إليه، قال ......، فحمل على طريق البصرة و الأهواز و فارس حتى وافى مرو
🔸«از مسیر کوهستانی حرکت نکن»؛ یعنی از راه همدان، نهاوند و قم عبور نکن. شاید علت این دستور، وجود شیعیان فراوان در آن مناطق بوده است تا مبادا آنان با یکدیگر متحد شوند و مانع حرکت او به مقصد گردند. گفته شده است که... (در اینجا نقل قول ناقص است). بنابراین، او را از مسیر بصره، اهواز و فارس عبور دادند تا سرانجام به مرو رسید.
📚:مرآة العقول ج6، ص83
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖جمع بندی بحث ولیعهدی
👇هدف مامون👇
پیشنهاد ولایتعهدی به امام رضا علیهالسلام از سوی مأمون، تلاشی بود برای ترمیم چهره آسیبدیدهی حکومت عباسی و کسب مشروعیت در نگاه عمومی.
👈 چرا که ظلمهای گستردهی بنیعباس، و بهویژه اقدام مأمون در قتل برادرش امین برای رسیدن به قدرت، موجب خدشهدار شدن اعتبار سیاسی و اخلاقی این حکومت در میان مردم شده بود.
👇موفقیت نسبی مامون👇
در واقع، مأمون تا حد زیادی در هدف خود برای کسب مشروعیت از طریق پیشنهاد ولایتعهدی به امام رضا علیهالسلام موفق بود؛ اما شروطی که امام در پذیرش این منصب تعیین کردند، مانع از تحقق کامل اهداف سیاسی مأمون شد و چهرهای که او در پی ساختن آن بود، هرگز بهطور کامل شکل نگرفت.
در یکی از روایات آمده است:
«فَقُلْتُ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنَّ النَّاسَ يَقُولُونَ إِنَّكَ قَبِلْتَ وِلَايَةَ الْعَهْدِ مَعَ إِظْهَارِكَ الزُّهْدَ فِي الدُّنْيَا»
یعنی: «به ایشان عرض کردم: ای فرزند رسول خدا، مردم میگویند چگونه با وجود زهد و بیاعتناییات به دنیا، ولایتعهدی را پذیرفتی؟»
⬅️ در این روایت، راوی پرسشی را از زبان مردم آن زمان مطرح میکند؛ پرسشی که ناظر به تعارض ظاهری میان زهد امام و پذیرش ولایتعهدی از سوی حاکمی ظالم چون مأمون است. امام رضا علیهالسلام در پاسخ، فلسفه و دلایل این پذیرش را تبیین میفرمایند (که در مطالب پیشین به آن اشاره شده است).
👇مقاومت کردن امام👇
امام رضا علیهالسلام در پی درخواستهای مکرر مأمون، ناگزیر به پذیرش ولایتعهدی شد.
طبق نقل تاریخی:
«کَتَبَ إِلَى الرِّضَا ع يَسْتَقْدِمُهُ إِلَى خُرَاسَانَ، فَاعْتَلَّ عَلَيْهِ أَبُو الْحَسَنِ ع بِعِلَلٍ، فَلَمْ يَزَلِ الْمَأْمُونُ يُكَاتِبُهُ فِي ذَلِكَ حَتَّى عَلِمَ أَنَّهُ لَا مَحِيصَ لَه»
یعنی: مأمون پس از تثبیت موقعیت خود در خلافت، نامهای به امام رضا علیهالسلام نوشت و ایشان را به خراسان فراخواند. امام با ذکر دلایلی از رفتن امتناع ورزید، اما مأمون پیدرپی نامههایی در اینباره ارسال کرد تا آنجا که امام دریافت گریزی از این دعوت نیست و مأمون از تصمیم خود منصرف نخواهد شد.
⬅️ این روایت نشان میدهد که پذیرش ولایتعهدی از سوی امام رضا علیهالسلام نه از سر رغبت، بلکه در شرایطی تحمیلی و با هدف حفظ مصالح عالیتر امت اسلامی صورت گرفت.
👇مردّد بین قتل و قبول👇
امام رضا علیهالسلام در شرایطی ولایتعهدی را پذیرفتند که چارهای جز انتخاب میان دو گزینه دشوار نداشتند: پذیرش منصبی تحمیلی یا مواجهه با تهدید قتل.
در روایت آمده است:
«قَدْ عَلِمَ اللَّهُ كَرَاهَتِي لِذَلِكَ، فَلَمَّا خُيِّرْتُ بَيْنَ قَبُولِ ذَلِكَ وَ بَيْنَ الْقَتْلِ، اخْتَرْتُ الْقَبُولَ عَلَى الْقَتْلِ»
یعنی: «خداوند میداند که من از این امر ناخشنود بودم، اما هنگامی که میان پذیرش آن و کشته شدن مخیّر شدم، پذیرش را بر قتل ترجیح دادم.»
⬅️ این سخن امام نشان میدهد که پذیرش ولایتعهدی نه از سر میل، بلکه از روی اجبار و برای حفظ جان و مصالح امت اسلامی صورت گرفت. چنین تصمیمی، جلوهای از عقلانیت سیاسی و صبر راهبردی در سیره اهلبیت علیهمالسلام است.
👇سوال👇
اما آیا واقعاً اگر امام رضا علیهالسلام ولایتعهدی را نمیپذیرفتند، به شهادت میرسیدند؟
برای پاسخ به این پرسش، به حدیثی که در ادامه میآید توجه فرمایید:
📚منابع:
1: الأمالي( للصدوق)،ص: 72
2: الكافي ج1ص489
3: الأمالي( للصدوق)ص: 72
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖دلیل قتل امامرضا علیه السلامتوسط مامون
🛑أخْبَرَنَا الرَّيَّانُ بْنُ شَبِيبٍ خَالُ الْمُعْتَصِمِ أَخُو مَارِدَةَ أَنَّ الْمَأْمُونَ لَمَّا أَرَادَ أَنْ يَأْخُذَ الْبَيْعَةَ لِنَفْسِهِ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِينَ وَ لِأَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا ع بِوِلَايَةِ الْعَهْدِ وَ لِلْفَضْلِ بْنِ سَهْلٍ بِالْوِزَارَةِ أَمَرَ بِثَلَاثَةِ كَرَاسِيَّ تُنْصَبُ لَهُمْ فَلَمَّا قَعَدُوا عَلَيْهَا أَذِنَ لِلنَّاسِ فَدَخَلُوا يُبَايِعُونَ فَكَانُوا يُصَفِّقُونَ بِأَيْمَانِهِمْ عَلَى أَيْمَانِ الثَّلَاثَةِ مِنْ أَعْلَى الْإِبْهَامِ إِلَى أَعْلَى الْخِنْصِرِ وَ يَخْرُجُونَ حَتَّى بَايَعَ آخِرَ النَّاسِ فَتًى مِنَ الْأَنْصَارِ فَصَفَّقَ بِيَمِينِهِ مِنَ الْخِنْصِرِ إِلَى أَعْلَى الْإِبْهَامِ فَتَبَسَّمَ أَبُو الْحَسَنِ ع ثُمَّ قَالَ كُلُّ مَنْ بَايَعَنَا بَايَعَ بِفَسْخِ الْبَيْعَةِ غَيْرَ هَذَا الْفَتَى فَإِنَّهُ بَايَعَنَا بِعَقْدِهَا فَقَالَ الْمَأْمُونُ وَ مَا فَسْخُ الْبَيْعَةِ مِنْ عَقْدِهَا قَالَ أَبُو الْحَسَنِ ع عَقْدُ الْبَيْعَةِ هُوَ مِنْ أَعْلَى الْخِنْصِرِ إِلَى أَعْلَى الْإِبْهَامِ وَ فَسْخُهَا مِنْ أَعْلَى الْإِبْهَامِ إِلَى أَعْلَى الْخِنْصِرِ قَالَ فَمَاجَ النَّاسُ فِي ذَلِكَ وَ أَمَرَ الْمَأْمُونُ بِإِعَادَةِ النَّاسِ إِلَى الْبَيْعَةِ عَلَى مَا وَصَفَهُ أَبُو الْحَسَنِ ع وَ قَالَ النَّاسُ كَيْفَ يَسْتَحِقُّ الْإِمَامَةَ مَنْ لَا يَعْرِفُ عَقْدَ الْبَيْعَةِ إِنَّ مَنْ عَلِمَ لَأَوْلَى بِهَا مِمَّنْ لَا يَعْلَمُ قَالَ فَحَمَلَهُ ذَلِكَ عَلَى مَا فَعَلَهُ مِنْ سَمِّهِ.
🔰وقتى مأمون خواست براى خودش از مردم بيعت بگيرد تا او را امير المؤمنين خوانند و براى حضرت ابى الحسن على بن موسى الرّضا عليهما السّلام از آن بيعت گرفته تا آن حضرت را وليعهد او دانند و براى فضل بن سهل بيعت بگيرد تا وى را وزيرش بگويند امر كرد سه كرسى براى آنها قرار دهند.
و وقتى هر سه بر كرسىها نشستند به مردم اذن داد تا داخل شده و بيعت نمايند، مردم داخل مىشدند و دست راستشان را به دست راست ايشان داده به طورى كه از بالاى انگشتان ابهام تا بالاى انگشتان كوچكشان با هم منطبق مىگشت و بدين وسيله بيعت كرده و خارج مىشدند تا آن كه همه بيعت كرده و آخرين نفر جوانى از انصار بود وى بر خلاف همه دست راستش را از بالاى انگشت كوچك تا بالاى انگشت ابهام در دست آن سه نفر گذارد و با ايشان بيعت نمود، امام عليه السّلام تبسّم نموده و سپس فرمودند: تمام آنان كه با ما بيعت كردند بيعتشان در صورت فسخ بيعت انجام گرفت غير از اين جوان كه بيعتش در صورت عقد بيعت واقع گرديد.
مأمون عرض كرد: امتياز بين اين دو در چيست؟
حضرت فرمودند: عقد بيعت عبارتست از اين كه طرفين مبايعه از بالاى انگشت
كوچك تا بالاى انگشت ابهام دستشان را با هم منطبق كنند يعنى طورى با هم دست دهند كه انگشتان كوچك بالا و انگشتان ابهامشان پائين قرار گيرد ولى فسخ بيعت به عكس آن است يعنى از اعلاى انگشت ابهام تا اعلاى انگشت ابهام طرفين با هم منطبق مىگردد و به عبارت ديگر طورى با هم دست مىدهند كه انگشتان ابهام بالا و انگشتان كوچكشان پائين واقع مىگردد.
راوى مىگويد: مردم بينشان اختلاف و اضطراب پيدا شد، مأمون امر كرد همه بيعت را اعاده كرده و همان طورى كه امام عليه السّلام توصيف فرموده بودند آن را انجام دادند، ايشان مىگفتند: كسى كه عقد بيعت را بلد نيست چگونه مستحق امامت باشد، قطعا كسى كه به آن علم دارد سزاوارتر است از كسى كه به آن جاهل است.
👈راوى مىگويد: همين سرزنش مردم مأمون را وادار كرد كه امام عليه السّلام را با سمّ مسموم نمايد
👇نتیجه👇
از آنجا که مأمون بهدلیل اختلافی همچون تفاوت در بیعت، تصمیم به قتل امام رضا علیهالسلام گرفته بود، بهطریق اولی میتوان گفت که اگر حضرت، ولایتعهدی را نمیپذیرفت، احتمال اقدام به حذف فیزیکی ایشان بسیار جدیتر و قریبالوقوعتر میبود.
📚: علل الشرائع، ج1، ص: 240
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
➖شب جمعه است یادت نکنم میمیرم
🛑..عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ ثُوَیْرٍ قَالَ: کُنْتُ أَنَا وَ یُونُسُ بْنُ ظَبْیَانَ وَ الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ وَ أَبُو سَلَمَهَ السَّرَّاجُ جُلُوساً عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلامُ، وَ کَانَ الْمُتَکَلِّمُ مِنَّا یُونُسَ وَ کَانَ أَکْبَرَنَا سِنّاً. فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ، إِنِّی کَثِیراً مَا أَذْکُرُ الْحُسَیْنَ عَلَیهِ السَّلامُ، فَأَیَّ شَیْءٍ أَقُولُ؟ فَقَالَ: «قُلْ: «صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ» تُعِیدُ ذَلِکَ ثَلَاثاً، فَإِنَّ السَّلَامَ یَصِلُ إِلَیْهِ مِنْ قَرِیبٍ وَ مِنْ بَعِید.»
🔰از «حسین بن ثُوَیر» نقل شده است:
من و «یونس بن ظَبیان» و «مفضّل بن عمر» و «ابو سلمه سرّاج» نزد امام صادق (علیهالسلام) نشسته بودیم. از بین ما، یونس که از همه ما بزرگتر بود، سخن میگفت.
یونس به امام صادق (علیهالسلام) عرض کرد:
فدایتان شوم، من خیلی یاد امام حسین (علیهالسلام) میافتم. (در چنین حالتی) چه بگویم؟
حضرت فرمودند:
بگو:۱
«صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ»
این را سه بار تکرار کن؛ چراکه سلام، به ایشان میرسد، چه از نزدیک و چه از دور.»
📚الكافي، ج۴، ص۵۷۵
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖صراط چیست⁉️
🛑عَنْ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَر، قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) عَنْ الصِّرَاط؟
فَقَالَ: هُوَ الطَّرِيقُ إِلِى مَعْرِفَةِ اللَّهِ عزّ وجلّ، وَهُمَا صِرَاطَانِ: صِرَاطٌ فِي الدُّنْيِا، وَصِرَاطٌ فِي الآخِرَةِ.
وَأَمَّا الصِّرَاطُ الَّذِي فِي الدُّنْيِا فَهُوَ الإِمَامُ الْمُفْتَرَضُ الطَّاعَةُ، مَنْ عَرَفَهُ فِي الدُّنْيِا وَاقْتَدَى بِهُداه مَرَّ عَلَىَ الصِّرَاطِ الَّذِي هُوَ جَسْرُ جَهَنَّمِ فِي الآخِرِةِ، وَمَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ فِي الدُّنْيَا زَلَّتْ قَدَمُهُ عَنِ الصِّرَاطِ فِي الآخِرَةِ، فَتَرَدَّى فِي نَارِ جَهَنَّم.
🔰مفضّل بن عمر گوید:
از امام صادق علیهالسّلام پرسیدم، صراط چیست؟
فرمودند: راهی بسوی شناختن خدای بزرگ است، و صراط دو گونه است:
۱- صراط در دنیا،
۲- صراط در آخرت،
اما صراط در دنیا همان امام است که فرمانبرداری از او واجب است، هر کس که در دنیا او را شناخت و رهنمودهای او را بکار بست، در آخرت از صراط که پلی است به روی جهنّم خواهد گذشت، و هرکس در اینجا امام خود را نشناخت، هنگام گذشتن از صراط آخرت گامش خواهد لغزید و در آتش دوزخ خواهد افتاد.
📚 معانی الأخبار، ص۳۲
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi