8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عثمان خمیس، مبلغ مشهور جریان سلفی، در کلیپی با هدف تطهیر یزید و دستگاه خلافت از مسئولیت در قتل امام حسین علیهالسلام، چنین ادعا میکند:
«عبیدالله بن زیاد که فرمان این کشتار را صادر کرد، از شیعیان بود؛
سنان بن انس، قاتل امام، نیز از شیعیان بود؛
شمر بن ذیالجوشن نیز در صفین در کنار شیعیان حضور داشت.
بنابراین، امام حسین علیهالسلام توسط شیعیان به شهادت رسید.»
برای پاسخگویی به این ادعاهای بیاساس و مغرضانه، نیازمند بررسی علمی و مستند هستیم که انشاءالله بهمرور بیان خواهد شد.
نخست، به تحلیل سه شخصیت مورد اشاره، یعنی
«عبیدالله بن زیاد»،
«سنان بن انس»
و «شمر بن ذیالجوشن»
میپردازیم و نسبت آنها را با مذهب حقه شیعه بررسی میکنیم.
سپس به تبیین اندیشه و باورهایی خواهیم پرداخت که موجب شکلگیری فاجعهی جانسوز کربلا شدند.
انشاءالله با بهرهگیری از منابع معتبر تاریخی و اعتقادی، این بحث به روشنی باز خواهد شد.
✍🏻: عیسوند
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
➖قاتلین کربلاء چه کسانی بودند؟)۱
(سنانبنانس)
✍️سنان بن انس، یکی از قاتلان کربلا و فردی که فجایع بیسابقه و بسیار دردناک و هولناک مرتکب شد، است که قلم از توصیف و بیان جنایات او عاجز است. هنگامی که برای شادی و سرور، نزد عمر بن سعد رفت،. با افتخار اشعاری خواند که نشاندهنده بیرحمی و بیشرمی اوست.
🔺أوقر ركابي فضة وذهبا ... أنا قتلت الملك المحجبا
قتلت خير النَّاس أما وأبا ... وخيرهم إذ ينسبون نسبا
🔸«رکاب اسب مرا باید از طلا و نقره پر کنید که من شاه پردهنشین را کشتم. کسی را کشتهام که پدر و مادرش بهترین مردم بودند و چون مردم نسب خویش را گویند نسب او از همه بهتر و والاتر است»
آیا سنانبنانس از شیعیان بوده است❓
✍️هیچ منبع تاریخی حتی ضیعف وجود ندارد که اشاره کند سنان بن انس جزء شیعیان بوده باشد یا حتی در رکاب امیرالمومنین علیه السلام جنگیده باشد .
برخلاف حتی منابع ای اشاره می کند که سنان بن انس جزء غیر شیعیان بوده است.
🔺روى ابن هلال الثقفي في كتاب الغارات «سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي فَوَ اللَّهِ لَا تَسْأَلُونِّي عَنْ فِئَةٍ تُضِلُّ مِائَةً وَ تَهْدِي مِائَةً، إِلَّا أَنْبَأْتُكُمْ بِنَاعِقِهَا وَ سَائِقِهَا».
فَقَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ: أَخْبِرْنِي كَمْ فِي رَأْسِي وَ لِحْيَتِي مِنْ طَاقَةِ شَعْرٍ!
فَقَالَ [عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلَامُ:] وَ اللَّهِ لَقَدْ حَدَّثَنِي خَلِيلِي، أَنَّ عَلَى كُلِّ طَاقَةِ شَعْرٍ مِنْ رَأْسِكَ مَلَكاً يَلْعَنُكَ، وَ أَنَّ عَلَى كُلِّ طَاقَةِ شَعْرٍ مِنْ لِحْيَتِكَ شَيْطَاناً يُغْوِيكَ، وَ أَنَّ فِي بَيْتِكَ سَخْلًا يَقْتُلُ ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ! وَ كَانَ ابْنُهُ قَاتِلَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ يَوْمَئِذٍ طِفْلًا يَحْبُو وَ هُوَ سِنَانُ بْنُ أَنَسٍ النَّخَعِيُّ
🔸ابن ابی الحدید از کتاب الغارات نقل میکند:
وقتی امام علی (علیه السلام) فرمود: «از من بپرسید پیش از آنکه مرا از دست بدهید. به خدا قسم، هیچ گروهی نیست که صد نفر را گمراه کند و صد نفر را هدایت کند مگر آنکه من شما را از پیشقراولان و راهبرانشان آگاه کنم»، مردی برخاست و گفت: «به من بگو در سر و ریشم چند دسته مو دارم؟»
امام علی (علیه السلام) پاسخ داد: «به خدا قسم، دوست من به من خبر داده است که بر هر دسته مو از سر تو فرشتهای است که تو را لعنت میکند، و بر هر دسته مو از ریشت شیطانی است که تو را وسوسه میکند. و در خانهات بچهای است که فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و اله) را خواهد کشت.»
در آن زمان پسرش، که بعدها قاتل امام حسین (علیه السلام) شد، کودکی بود که هنوز چهاردستوپا راه میرفت، و او کسی نبود جز سنان بن أنس نخعی.
👇نتیجه👇
هیچیک از منابع حتی ضعیف، اعم از علمای اهل سنت و شیعه، نقل نکردهاند که سنان بن انس نخعی از پیروان مذهب تشیع بوده باشد. بلکه برخی منابع، از جمله روایت ابن هلال ثقفی، به نقل از امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام)، به پیشگویی درباره شخصیت پلید سنان بن انس اشاره کردهاند.
بنابراین، ادعای عثمان خمیس مبنی بر شیعه بودن سنان بن انس، فاقد اعتبار بوده و کذب محض است.
📚منابع:
1: انساب الاشراف للبلاذري ج: 3 ص 205
2: شرح نهج البلاغه (ابن أبي الحدید)، ج ۲، ص ۲۸۶
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖قاتلین کربلاء چه کسانی بودند؟)۱ (سنانبنانس) ✍️سنان بن انس، یکی از قاتلان کربلا و
➖قاتلین کربلاء چه کسانی بودند؟)۲
(عبیدللهبنزیاد)
✍🏻دومین فرد از قاتلان واقعهی کربلا که عثمان خمیس کوشیده او را به تشیع منتسب سازد، «عبیدالله بن زیاد» است. برای بررسی شخصیت عبیدالله و سنجش صحت این ادعا، نخست باید به زندگی و گرایشهای اعتقادی پدر وی، یعنی زیاد بن ابیه، پرداخت.
✍زیاد بن ابیه پسر برده رومي به نام عبید بوده است)1
از آنجایی که زیاد بن ابیه دارای زیرکی، نفوذ و نیروی قابلتوجهی بود، بنیامیه برای بهرهبرداری از توانمندیهای او، تلاشهای گستردهای را در جهت جذب و متمایل ساختن وی به حکومت خود سامان دادند. این اقدامات در نهایت زمینهساز فاصلهگیری زیاد از مواضع علوی و پیوستن تدریجی او به اردوگاه امویان شد.)2
1: ابی سفیان ادعاء کرد که با مادر زیاد، عمل خلاف شرع انجام داده بود و زیاد پسر ابی سفیان است) 3
2: معاویه، در زمان خلافت بر شام شاهدانی احضار کرد که شاهدات می دادند زیاد پسر ابی سفیان است )4
3: نامه نگاریهای متعدد برای جذب زیادبنابیه به بنیامیه
🔺قدْ عَرَفْتُ أَنَّ مُعَاوِیَهًْ کَتَبَ إِلَیْکَ یَسْتَزِلُّ لُبَّکَ وَ یَسْتَفِلُّ غَرْبَکَ فَاحْذَرْهُ فَإِنَّمَا هُوَ الشَّیْطَانُ یَأْتِی الْمَرْءَ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَنْ یَمِینِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ لِیَقْتَحِمَ غَفْلَتَهُ وَ یَسْتَلِبَ غِرَّتَه.) 5
🔸امام علی به زیادبنأبیه آن هنگامکه امام باخبر شد، معاویه نامهای به او نوشته، آمده است:👈 «اطّلاع یافتم که معاویه برای تو نامهای نوشته تا عقل تو را بلغزاند، و ارادهی تو را سست کند. از او بترس که شیطان است، و از پیشرو، و پشتسر، و از راست و چپ بهسوی انسان میآید تا درحال فراموشی، او را تسلیم خود سازد، و شعور و درکش را بر باید»
4: به اسارت گرفتن فرزندان زیاد به ابیه توسط معاویه
🔺وبعث مُعَاوِيَة بسر بْن أبي أرطاة إلى البصرة، وأمره بقتل من خالفه، وكان هواه مع علي، فلما قدم بسر البصرة أخذ بني زياد وهم عبيد اللَّه وسلم وعبد الرحمن والمغيرة و (أبو) حرب ، وكانوا غلمانًا، فَقَالَ: لأقتلنكم أو ليأتيني زياد) 6
🔸بُسر بن ارطاه از طرف معاویه به سمت بصره فرستاده شد و به وی امر کرد که هر کسی مخالفت کرد او را بکشد، در حالی که زیاد بن ابیه از هواداران امام علی علیه السلام بود
زمانی که بسر بن ارطاه به بصره رسید، فرزندان زیاد بن ابیه را اسیر کرد؛ عبیدالله و سلم و عبدالرحمن، مغیره و حرب درحالی که جوان بودند، ابن ارطاه اعلام کرد اگر ابن زیاد نیایید شمارو میکشم
👇نتیجه👇
زیاد بن ابیه، پدر عبیدالله بن زیاد، در آغاز از جمله شیعیان و از فرمانداران منصوب امیرالمؤمنین علیهالسلام بود؛ اما پس از مدتی، تحت تأثیر تلاشهای فریبکارانه معاویه، به سوی بنیامیه گرایش یافت و از جرگه شیعیان خارج شد. با این حال، درباره عبیدالله بن زیاد هیچگونه گزارشی که دلالت بر گرایش او به تشیع داشته باشد، در منابع تاریخی یافت نشده است. از همینرو، عثمان بن خمیس در این زمینه با مغالطه و جایگزینسازی سرنوشت پدر بهجای پسر، تلاش کرده تا افکار عمومی را منحرف سازد
📚منابع:
1: الکامل في التاریخ ج3 ص40
2: شرح الكافي-الأصول و الروضة (للمولى صالح المازندراني)، ج12، ص: 377
3: انساب الاشراف للبلاذري ج5 ص192
4: البدایة و النهاية ج 8 ص20.
5: نهج البلاغة ج۱ ص۴۱۵
6: انساب الاشراف ج5 ص189
✍🏻: عیسوند
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
➖معرفی چند مقاله ناب با موضوع زیادبنابیه
1: بررسی نقس مغیرهبنشعبه در استلحاق نسب زیادبنعبید به ابوسفیان و پیامدهای آن
دانلود
2: استلحاق زیاد به ابوسفیان: انگیزهها و پیامدها
دانلود
3: راهبردهای معاویه برای جذب یاران حضرت علی علیهالسلام
دانلود
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
➖شب جمعه است یادت نکنم میمیرم
🛑..عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ ثُوَیْرٍ قَالَ: کُنْتُ أَنَا وَ یُونُسُ بْنُ ظَبْیَانَ وَ الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ وَ أَبُو سَلَمَهَ السَّرَّاجُ جُلُوساً عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلامُ، وَ کَانَ الْمُتَکَلِّمُ مِنَّا یُونُسَ وَ کَانَ أَکْبَرَنَا سِنّاً. فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ، إِنِّی کَثِیراً مَا أَذْکُرُ الْحُسَیْنَ عَلَیهِ السَّلامُ، فَأَیَّ شَیْءٍ أَقُولُ؟ فَقَالَ: «قُلْ: «صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ» تُعِیدُ ذَلِکَ ثَلَاثاً، فَإِنَّ السَّلَامَ یَصِلُ إِلَیْهِ مِنْ قَرِیبٍ وَ مِنْ بَعِید.»
🔰از «حسین بن ثُوَیر» نقل شده است:
من و «یونس بن ظَبیان» و «مفضّل بن عمر» و «ابو سلمه سرّاج» نزد امام صادق (علیهالسلام) نشسته بودیم. از بین ما، یونس که از همه ما بزرگتر بود، سخن میگفت.
یونس به امام صادق (علیهالسلام) عرض کرد:
فدایتان شوم، من خیلی یاد امام حسین (علیهالسلام) میافتم. (در چنین حالتی) چه بگویم؟
حضرت فرمودند:
بگو:
«صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ»
علیهالسلام
این را سه بار تکرار کن؛ چراکه سلام، به ایشان میرسد، چه از نزدیک و چه از دور.»
📚الكافي، ج۴، ص۵۷۵
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖قاتلین کربلاء چه کسانی بودند؟3
(شمربنذیالجوشن)
✍️در خصوص اینکه آیا شمر بن ذیالجوشن (علیهاللعنة و العذاب) در جنگ صفین در صف لشکریان امیرالمؤمنین (علیهالسلام) حضور داشته است یا خیر، اختلافنظر وجود دارد.
برای مطالعه نظر مخالفان:
مطالعه کنید
برای مطالعه نظر موافقان:
مطالعه کنید
آیا لشگریان امیرالمومنین علیهالسلام همگی شیعه به معنای امروزی بودند⁉️
1: 🔺قالَ ابْنُ أَبِي الْحَدِيدِ فِي شَرْحِ النَّهْجِ نَقْلًا عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الْإِسْكَافِيِّ قَالَ:لَمَّا اجْتَمَعَتِ الصَّحَابَةُ بَعْدَ قَتْلِ عُثْمَانَ فِي مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ فِي أَمْرِ الْإِمَامَةِ أَشَارَ أَبُو الْهَيْثَمِ بْنُ التَّيِّهَانِ وَ رِفَاعَةُ بْنُ رَافِعٍ وَ مَالِكُ بْنُ الْعَجْلَانِ وَ أَبُو أَيُّوبَ الْأَنْصَارِيُّ وَ عَمَّارُ بْنُ يَاسِرٍ بِعَلِيٍّ ع وَ ذَكَرُوا فَضْلَهُ وَ سَابِقَتَهُ وَ جِهَادَهُ وَ قَرَابَتَهُ فَأَجَابَهُمُ النَّاسُ إِلَيْهِ فَقَامَ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ خَطِيباً يَذْكُرُ فَضْلَ عَلِيٍّ فَمِنْهُمْ مَنْ فَضَّلَهُ عَلَى أَهْلِ عَصْرِهِ خَاصَّةً وَ مِنْهُمْ مَنْ فَضَّلَهُ عَلَى الْمُسْلِمِينَ كُلِّهِمْ كَافَّةً ثُمَّ بُويِعَ
🔸ابن ابیالحدید در شرح نهج البلاغه به نقل از ابوجعفر اسکافی میگوید:
وقتی پس از کشته شدن عثمان، اصحاب در مسجد پیامبر (صلی الله علیه و اله) درباره امر خلافت گرد هم آمدند، ابوالهیثم بنالتیهان، رفاعه بنرافع، مالک بنعجلان، ابوایوب انصاری و عمار بنیاسر به حضرت علی (علیهالسلام) اشاره کردند و از فضل، سابقه، جهاد و خویشاوندی او سخن گفتند. مردم نیز دعوت آنان را پذیرفتند. سپس هر یک از این افراد خطیبانه درباره فضایل حضرت علی (علیه السلام) سخن گفتند. برخی او را بر اهل عصر خودش برتر دانستند و برخی دیگر او را بر همه مسلمانان برتری دادند، و در نهایت با او بیعت شد.
2: 🔺إنَّهُ بَايَعَنِي الْقَوْمُ الَّذِينَ بَايَعُوا أَبَا بَكْرٍ وَ عُمَرَ وَ عُثْمَانَ عَلَى مَا بَايَعُوهُم
🔸امیرالمومنین علیهالسلام:
همانا كسانى با من بيعت كردهاند كه با ابا بكر و عمر و عثمان، با همان شرايط بيعت كردند
3: 🔺«فقَالَ قَدْ عَمِلَتِ الْوُلَاةُ قَبْلِي أَعْمَالًا خَالَفُوا فِيهَا رَسُولَ اللَّهِ مُتَعَمِّدِينَ لِخِلَافِهِ نَاقِضِينَ لِعَهْدِهِ مُغَيِّرِينِ لِسُنَّتِهِ وَ لَوْ حَمَلْتُ النَّاسَ عَلَى تَرْكِهَا وَ حَوَّلْتُهَا إِلَى مَوَاضِعِهَا وَ إِلَى مَا كَانَتْ فِي عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ لَتَفَرَّقَ عَنِّي جُنْدِي حَتَّى أَبْقَى وَحْدِي أَوْ قَلِيلٌ مِنْ شِيعَتِيَ الَّذِينَ عَرَفُوا فَضْلِي وَ فَرْضَ إِمَامَتِي مِنْ كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ أَرَأَيْتُمْ لَوْ أَمَرْتُ بِمَقَامِ إِبْرَاهِيمَ فَرَدَدْتُهُ إِلَى الْمَوْضِعِ الَّذِي وَضَعَهُ فِيهِ رَسُولُ اللَّهِ»
🔸امیرالمومنیندر مورد بدعت¬هایی که خلفای پیشین گذاشته بودند، در جمع خانواده، خاصان و شيعيان خود، فرمود:
حكم¬رانان پيش از من، كارهایى انجام دادند كه در آن¬ها با رسول خدا مخالفت كردند و از روى تعمد، راه خلاف پيمودند. پيمانش را شكستند و سنت و روشش را تغيير دادند. اگر من بخواهم مردم را به ترك آن¬ها وادار کنم، آن¬ها را به جاى اصلى¬شان بازگردانم و به همان ترتيب كه در زمان رسول¬خدا بود، مقرر دارم، لشكر از دور من پراكنده می¬شوند تا آن¬جا که خودم تك و تنها بمانم يا اندكى از شيعيانم كه برترى مرا شناخته و وجوب اطاعت و امامت مرا از روى كتاب خداوند عزوجل و سنت رسول¬خدا دانستهاند، به جا مانند.
4: 🔺ذكَرَ هِشَامٌ، عَنْ أَبِي خَالِدٍ الْكَابُلِيِّ، عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (ع) قَالَ: كَانَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ (ع) عِنْدَكُمْ بِالْعِرَاقِ يُقَاتِلُ عَدُوَّهُ وَ مَعَهُ أَصْحَابُهُ وَ مَا كَانَ فِيهِمْ خَمْسُونَ رَجُلًا يَعْرِفُونَهُ حَقَ مَعْرِفَتِهِ، وَ حَقَّ مَعْرِفَةِ إِمَامَتِهِ.َ
🔸ابیخالد کابلی، از امام محمد باقر (علیهالسلام) نقل میکند که فرمود:
علی بن ابیطالب (علیهالسلام) در میان شما اهل عراق بود و با دشمنان خود میجنگید، و یارانش در کنارش بودند؛ اما در میان آنان حتی پنجاه نفر نبودند که او را با شناخت واقعی بشناسند، و امامت او را آنگونه که باید، بشناسند.
👇نتیجه👇
حضور هر فردی در سپاه امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، الزاماً به معنای تشیع واقعی او نیست؛ چرا که بسیاری از افراد حاضر در لشکر آن حضرت، به خلافت خلفای پیشین اعتقاد داشتند.
📚منابع:
1: شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج7، ص36.
2: نهج البلاغه 367
3: الكافي ج8، ص59.
4: رجال کشی 6
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
➖معنای شیعه در گذشته و زمان حال
✍🏻یکی از نکاتی که همواره باید در مباحث دینی مورد توجه قرار گیرد، تحول و تطور معنایی واژگان است؛ اینکه هر واژه در گذشته چه معنایی داشته و اکنون چه مفهومی از آن برداشت میشود. این فرآیند تحول معنایی را «سیر تطور مفاهیم» مینامند.
واژهی «تشیع» و عنوان «شیعه» نیز از همین دست مفاهیماند که در طول تاریخ دچار تحول معنایی شدهاند و برداشت کنونی از آنها با معنای اولیهشان متفاوت است.
🛑فالتشيّع في عرف المتقدّمين هو اعتقاد تفضيل عليٍّ على عثمان و ان علياً كان مصيبا في حروبه و ان مخالفه مخطى مع تقديم الشيخين و تفضيلهما و ربما اعتقد بعضهم ان عليا افضل الخلق بعد رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم و اذا كان معتقد ذلك ورعا دينا صادقا مجتهدا فلا ترد روايته بهذا لا سيما ان كان غير داعية. و اما التشيع في عرف المتأخرين فهو الرفض المحض فلا تقبل رواية الرافضى الغالى و لا كرامة.1
🔰ابن حجر عسقلانی از علماء مخالف شیعه نقل می کند:
«تشیع در عرف قدمای علما، اعتقاد به برتری علی علیهالسلام بر عثمان بود و اینکه علی در جنگهایش بر حق بوده و مخالفش بر خطا، با اینحال پیشوایی ابوبکر و عمر پذیرفته شده و آنان مقدم شمرده میشدند. برخی نیز بر این باور بودند که علی پس از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم برترین انسان است. اگر کسی چنین اعتقادی داشت و اهل ورع، دینداری، صداقت و اجتهاد بود، روایت او رد نمیشود، بهویژه اگر اهل دعوت (تبلیغ عقیده خود) نباشد.
اما تشیع در عرف متأخران، به معنای «رفض محض» (رد کامل خلفا و اعتقاد خاص به امامت) تلقی میشود و در این صورت، روایت کسی که دارای عقاید غالیانه (افراطی) رافضی است، پذیرفته نیست و ارزشی ندارد.»
👇🏻نتیجه👇🏻
زیاد بن ابیه، پدر عبیدالله بن زیاد، در دورهای از زندگی خود، از شیعیان امیرالمؤمنین علی علیهالسلام محسوب میشد و از سوی آن حضرت به ولایت فارس گماشته شد. در یکی از منابع آمده است:
🔺«إن من شيعة علي و ولاه إمرةَ القدس فلما استلحقه معاوية صار أشدّ الناس على آلِ عليّ و شيعتِه»2
ترجمه: وی از شیعیان امام علی علیهالسلام بود و مأموریت ادارهی منطقه قدس را داشت. اما زمانی که معاویه او را به ابوسفیان ملحق کرد (استلحاق)، زیاد تغییر موضع داد و به یکی از دشمنان سرسخت اهلبیت علیهمالسلام و پیروان ایشان تبدیل شد.
ابن کلبي نیز روایت میکند:
🔺«أنّ زياداً جمع أهل الكوفة ليعرضهم على البراءة من علي»3
ترجمه: زیاد بن ابیه، مردم کوفه را گرد آورد تا آنان را بر برائت از امام علی علیهالسلام وادار کند.
تحلیل: از این رو، تحلیل دقیق این سیر تحولی نشان میدهد که زیاد بن ابیه در آغاز، قائل به افضیلت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام نسبت به عثمان بود، هرچند حقانیت خلفای نخست (ابوبکر و عمر) را نیز قبول داشت. ولی بعد از تلاش های شیطانی معاویه، به عقیدهی عثمانیه گرایش پیدا کرد و از مدافعان سرسخت عثمانیه شد.
📚منابع:
1: تهذیب التهذیب: ج1ص94
2: لسان المیزان ج2 ص 493
3: تاریخ اسلام ج4 ص210
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
هدایت شده از علم الحدیث
لینک پیام ناشناس برای نکتهِ نظرات
https://daigo.ir/secret/656118817
علم الحدیث
عثمان خمیس، مبلغ مشهور جریان سلفی، در کلیپی با هدف تطهیر یزید و دستگاه خلافت از مسئولیت در قتل امام
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
➖انکار اسارت اهلالبیت علیهمالسلام
✍🏻در قسمت قبل، «عثمان خمیس»، مبلغ مشهور وهابیت، با استدلال این که یزید در فاجعه کربلا هیچ دستوری صادر نکرده بود، تلاش کرد یزید را از مسئولیت و ظلمهایی که بر اهلالبیت علیهمالسلام وارد شد، پاک و تطهیر نماید.
در این بخش، او برای ادامه روند تطهیر یزید، اصل اسارت اهلالبیت علیهمالسلام پس از واقعه کربلا را انکار میکند و آن را نادرست میخواند.
قابل ذکر است که عثمان خمیس در اصل، عقاید ابن تیمیه، امام النواصب، را تبیین و ترویج میکند.ما ابتدا از منابع اهلتسْنَن به این سوال پاسخ میدهیم و پس از آن، هدف پنهان ابن تیمیه و عثمان خمیس از بیان این ادعاهای شبهخرافی و تحریفکننده را بهطور آشکار بیان مینماییم انشاءالله.
🔺في الْجُمْلَةِ فَمَا يُعْرَفُ فِي الْإِسْلَامِ أَنَّ الْمُسْلِمِينَ سَبَوُا امْرَأَةً يَعْرِفُونَ أَنَّهَا هَاشِمِيَّةٌ، وَلَا سُبِيَ عِيَالُ الْحُسَيْنِ، بَلْ لَمَّا دَخَلُوا إِلَى بَيْتِ يَزِيدَ قَامَتِ النِّيَاحَةُ فِي
🔸ابن تیمیه:
«و به طور کلی، در اسلام شناختهشده نیست که مسلمانان زنی را که میدانستند هاشمیه است، به اسارت گرفته باشند؛ و خاندان حسین به اسارت گرفته نشدند، بلکه زمانی که به خانه یزید وارد شدند، نوحهسرایی در خانه او برپا شد، و [یزید] آنها را احترام کرد و میان ماندن در نزد او و رفتن به مدینه، ایشان را مخیّر ساخت؛ و آنها بازگشت به مدینه را برگزیدند؛ و سر حسین گردانده نشد. و این رخدادها [ی مشهور]، دربردارنده دروغهایی هستند که اینجا جای تفصیل آن نیست.»
📚: منهاج السنة ج ۴ص۵۵۹
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
➖اسارت اهلالبیت علیهمالسلام بعد از فاجعه کربلا
✍تفکر عثمانی، و به ویژه «ابن تیمیه»، با انکار اسارت اهل بیت علیهمالسلام، تلاش میکند یزید بن معاویه را تبرئه کند. برای رد این ادعا، به چند نمونه از منابع اهل تسنن اشاره میکنیم که دلالت میکنند بر اینکه اهل بیت علیهمالسلام پس از واقعه عاشورا به اسارت رفتند.
🔺ثم دعا زحر بن قيس فسرح معه برأس الحسين ورؤس أصحابه إلى يزيد بن معاوية)1
🔸طبری:
سپس زحر بن قیس به دستور عبیدالله رؤوس مبارک شهدا را به سمت شام حمل کرد
🔺إذ أقبل زحر بن قيس حتى دخل على يزيد بن معاوية فقال له يزيد ويلك ما وراءك وما عندك فقال أبشر يا أمير المؤمنين بفتح الله ونصره)2
🔸طبری:
راوی نقل می کند زمانی که زحر بن قیس بر یزید وارد شد به یزید بشارت پیروزی و نصر داد
🔺ثمَّ أنفذ عبيد اللَّه بْن زِيَاد رَأس الْحُسَيْن بْن عَليّ إِلَى الشَّام مَعَ أُسَارَى النِّسَاء وَالصبيان من أهل بَيت رَسُول اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ)3
🔸ابن حبان در ثقات:
سپس عبیدالله بن زیاد رأس مبارک امام حسین علیه السلام را همراه با خاندان ایشان درحالی که اسیر بودند را به شام فرستاد
🔺وقد اختلف العلماء بعدها في رأس الحسين هل سّيره ابن زياد إلى الشَّام إلى يزيد أم لا، على قولين، الأظهر منهما أنه سيره إليه، وَقَدْ وَرَدَ فِي ذَلِكَ آثَارٌ كَثِيرَةٌ فَاللَّهُ أعلم)4
🔸ابن کثیر :
"علما در مورد اینکه ابنزیاد رأس مطهر امام حسین علیه السلام را به شام، یعنی به یزید، ارسال کرد یا نکرد، اختلاف نظر داشتند، و دو قول وجود دارد. ظاهرتر آن است که او آن را به سوی یزید فرستاده است. و در این باره آثار زیادی وارد شده است، ."
👇نتیجه👇
منابع اهل سنت سرشار از روایاتی است که دلالت میکند بر اینکه اهل بیت علیهمالسلام به اسارت رفتند. این چند مورد تنها بخش کوچکی از آن منابع است. برای دسترسی به منابع بیشتر، کافی است کلیدواژه «حملهم الی یزید» را در منابع اهل سنت جستجو کنید. اما متأسفانه، تفکر عثمانی همواره تلاش کرده است این واقعیت تاریخی را انکار کند.
📚منابع
1: تاریخ طبری ج4ص351
2: تاریخ طبری ج4ص351
3: الثقات ج2 ص312
4: البدایه و النهایه ج8 ص209
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
➖یزید خط مقدم تفکر عثمانی
✍در چند پست قبل، بیان کردیم که عثمانیها، به ویژه ابن تیمیه، در ابتدا اصل دخیل بودن یزید در وقوع فاجعه کربلا را انکار کردند و سپس ادعا کردند که اهل بیت علیهمالسلام پس از عاشورا به دست یزید اسیر نشدهاند.
اما سوالی که در ذهن مطرح میشود این است: چرا تفکر عثمانی، یزید را خط مقدم خود قرار داده و از یزید کوتاه نمیآید؟
برای پاسخ به این سوال، به دو گزارشی که از منابع اهلتسنن نقل شده است، توجه کنید.
🔺كيع ـ أنه قال : معاوية بمنزلة حلقة الباب ، من حرّكه اتّهمناه على من فوقه.
🔸ابن عساکر:
معاویه به منزله حلقه در است اگر آن را به حرکت درآوری بالاتر از او نیز در معرض اتهام قرار می گیرند لذا با جلوگیری از لعن معاویه، حریم دیگران را حفظ میکنیم
🔺فإنْ قیلَ فمِنْ علماءِ المَذْهبِ مَنْ لَمْ یُجَوّزْ اللعنَ عَلى یَزید ، مَعَ عِلْمِهِم بأنّه یستحِقُّ ما یَربُوا عَلى ذلک و یزید.
قلنا تحامیاً عَنْ أنْ یَرْتَقی إلى الأعلى فالأعلى ، کما هو شعارُ الروافضِ على ما یروى فی أدعیتهم و یجری فی أندیتهم.
🔸تفتازانی از علماء عامه مینویسد:
اگر گفته شود برخی از علماء ما هستند که لعن یزید را جائز ندانستهاند با اینکه میدانند یزید مستحق بالاتر از لعن است.
میگوئیم به این دلیل جایز نمیدانند، چون لعن یزید منجر میشود به لعن معاویه و عثمان و عمر و أبوبکر، همانگونه که شیعیان چنین میکنند کما اینکه از دعاءها و آنچه در مجالسشان واقع میشود ظاهر است.
(چون یزید دستنشانده معاویه بود و معاویه دستنشانده عمربنالخطاب و عمربنالخطاب دستنشانده ابابکر بود)
👇نتیجه👇
یزید شروعکنندهٔ مصائب دنیای اسلام نبود. بلکه یزید نتیجهٔ انحرافی است که پس از غدیر رقم زده شد.
همانگونه که امام صادق علیهالسلام فرمودند: «یَوْمَ كَتْبِ الْكِتَابِ إِلَّا يَوْمَ قَتْلِ الْحُسَيْنِ علیهالسلام».
با این فرمایش امام صادق علیهالسلام، میتوان بیشتر درک کرد که جمله «گودال قتلگاه نتیجه بیتوجهی به برکه غدیر خم بود» چه معنایی دارد.
📚منابع:
1: تاریخ دمشق59ص210
2: :شرح المقاصد فی علم الکلام ۵ / ۳۱۱.
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
➖پاداش ویژه یزید به عبیدالله برای تشکر از فاجعه کربلاء
✍🏻وقتی عبیدالله بن زیاد به فرمان یزید، فاجعهی کربلا را رقم زد، زمان آن فرا رسیده بود که یزید از او تشکری ویژه کند؛ تشکری که در تاریخ، بینظیر و بیمانند بود. آیا اگر عبیدالله بهطور مستقل و بدون دستور، دست به این اقدام میزد، باز هم یزید او را به شام دعوت کرده و مهمان ویژهی دربار خود میساخت؟
🔺بعد قتل الحسين رضي الله عنه كتب يزيد بنُ معاوية إلى ابن زياد: أمَّا بعد، فإنك قد ارتفعت إلى غايةٍ أنتَ فيها كما قال الأول:
رُفعتَ فجاوزتَ السحابَ وفوقَهُ … فما لكَ إلا مرقب الشمس مقعدُ
فإذا وقفتَ على كتابي هذا، فاقْدَمْ عليَّ لأُجازيَك على ما فعلت.
فقدم عليه ابن زياد في أرباب دولته وجميع بني أمية … فخرجوا إليه، ولما دخلوا على يزيد؛ قام له واعتنَقَه، وقبَّل ما بين عينيه، وقبَّل ابنُ زياد يدَه، وأجلَسه معه على سريره وقرَّبه، وأدناه، وأجلسه معه على سريره في الخضراء، وأقام عنده شهرًا، فوصله بألف ألف درهم، ومثلها عروضًا وجواهر ودوابًّا وعبيدًا، وأطلق له خَراج العراق سنة، وعاد إلى العراق)1.
🔸ابوالمظفر «سبط ابنالجوزي» از علماء قرن شش اهل تسنن نقل میکند:
پس از کشته شدن حسین (رضی الله عنه)، یزید بن معاویه نامهای به عبیدالله بن زیاد نوشت:
«اما بعد، تو به مقامی بلند دست یافتهای که همانگونه که شاعر گفته است: به اوج پر کشیدی و از ابر هم فراتر رفتی … و جز جایگاه خورشید، مقامی برای تو نیست.
وقتی این نامهام به تو رسید، نزد من بیا تا پاداشت دهم برای کاری که انجام دادهای.»
پس ابن زیاد با بزرگان حکومتش و همهٔ بنیامیه نزد یزید آمد.
وقتی وارد مجلس شد، یزید به استقبالش رفت، او را در آغوش گرفت، میان دو چشمانش را بوسید.
ابن زیاد نیز دست یزید را بوسید.
یزید او را در کنار خود بر تخت نشاند، به او نزدیک شد، و او را در قصر خود، در محل مخصوص به نام "الخضراء"، همراه خود جای داد.
او (ابن زیاد) یک ماه نزد یزید اقامت داشت، و یزید به او یک میلیون درهم داد؛ و به همان اندازه کالاها، جواهرات، چهارپایان و بردگان به او بخشید.
همچنین درآمد مالیاتی عراق را برای یک سال در اختیارش گذاشت، و سپس ابن زیاد به عراق بازگشت.
👇🏻نتیجه👇🏻
مخالفان شیعه همواره برای تطهیر چهره یزید به هر ابزار و روایتی متوسل شدهاند. به یکی از این موارد توجه کنید:
ابن اثیر روایت میکند:
«فَدَمِعَتْ عَیْنَا یَزِیدَ وَ قَالَ: كُنتُ أَرْضَى مِنْ طَاغِیَتِكُمْ بِدُونِ قَتْلِ الْحُسَیْنِ، لَعَنَ اللّٰهُ ابْنَ سُمَیَّةَ! أَمَا وَ اللّٰهُ لَوْ أَنِّي صَاحِبُهُ لَعَفَوْتُ عَنْهُ، فَرَحِمَ اللّٰهُ الْحُسَیْنَ.»2
ترجمه: چشمهای یزید پر از اشک شد و گفت: من از طاغوت شما (عبیدالله بن زیاد) به کمتر از کشتن حسین هم راضی بودم؛ خدا لعنت کند پسر سمیّه را! به خدا قسم، اگر من در جای او بودم، حسین را میبخشیدم. خدا رحمت کند حسین را!
حتی محقق کتاب «مراة الزمان» در تصحیح داستان دعوت عبیدالله به شام، ذیل همین گزارش چنین مینویسد: «سَلَفَ أَنَّ یَزِیدَ لَمَّا أَتَاهُ خَبَرُ قَتْلِ الْحُسَیْنِ، لَعَنَ ابْنَ زِیَادٍ، وَ قَالَ: كَانَ یَرْضَى مِنْ طَاعَةِ أَهْلِ الْعِرَاقِ بِغَیْرِ قَتْلِ الْحُسَیْنِ، وَ هٰذَا یُنَاقِضُ الْخَبَرَ أَعْلَاهُ.»3
علما و مورخان ما(اهل تسنن) نقل کردهاند که یزید، هنگام شنیدن خبر شهادت امام حسین (علیهالسلام)، ابن زیاد را لعنت کرد و گفت: «من از اطاعت اهل عراق، به چیزی کمتر از قتل حسین راضی بودم لذا خبر دعوت عبیدالله توسط یزید مخالف عقیده علماء ما است.».
اما این ابراز پشیمانی، پشیمانی از شهادت مظلومانه امام حسین«علیه السلام» نبود؛ بلکه نارضایتی از تحقق نیافتن اهداف سیاسی و سست شدن پایههای حکومت طاغوتیاش بود.
📚منابع:
1: مراة الزمان ج 8 ص 186
2: الکامل في التاریخ ج ۴ ص ۸۴
3: محقق مراة الزمان ج 8ص186
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi