➖نتیجه انکار شهادت پیامبر صلیاللهعلیهوآله توسط خلیفه غاصب
🛑وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع قَالَ لِأَبِي بَكْرٍ يَوْماً لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ وَ👈 أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً ص رَسُولُ اللَّهِ مَاتَ شَهِيداً وَ اللَّهِ لَيَأْتِيَنَّكَ فَأَيْقِنْ إِذَا جَاءَكَ فَإِنَّ الشَّيْطَانَ غَيْرُ مُتَخَيِّلٍ بِهِ فَأَخَذَ عَلِيٌّ بِيَدِ أَبِي بَكْرٍ فَأَرَاهُ النَّبِيَّ ص فَقَالَ لَهُ يَا أَبَا بَكْرٍ آمِنْ بِعَلِيٍّ وَ بِأَحَدَ عَشَرَ مِنْ وُلْدِهِ إِنَّهُمْ مِثْلِي إِلَّا النُّبُوَّةَ وَ تُبْ إِلَى اللَّهِ مِمَّا فِي يَدِكَ فَإِنَّهُ لَا حَقَّ لَكَ فِيهِ قَالَ ثُمَّ ذَهَبَ فَلَمْ يُر
🔰روزى امير المؤمنين عليه السلام به ابو بكر فرمود:
«كسانى را كه در راه خدا كشته شدهاند مرده گمان مكن، بلكه زنده هستند و نزد پروردگار خود روزى ميبرند.آیه ۱۶۹ آل عمران» و من گواهى ميدهم كه محمد رسول خدا (ص) شهيد از دنيا رفت، و بخدا نزد تو مىآيد، چون نزد تو آمد يقين كن، زيرا شيطان نتواند خود را بصورت او جا زند.
سپس على عليه السلام دست ابو بكر را گرفت و پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله را بهاو نشان داد، پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله به ابو بكر فرمود: «بهعلى و يازده فرزند او ايمان آور، آنها (در وجوب اطاعت) مانند منهستند، بجز مقام نبوت و از آنچه در دست گرفتهای (خلافت مسلمين) پيش خدا توبه كن، زيرا تُرا در آن حقى نيست» سپس برفت و ديگر ديده نشد.
📚:الكافي ج1، ص: 533
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
➖لحظات آخر عمر مبارک پیامبر صلیاللهعلیهوآله
🛑«ثُمَّ قَالَ ع ادْعُوا لِي أَخِي وَ صَاحِبِي فَقَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا ادْعُوا لَهُ عَلِيّاً فَإِنَّهُ لَا يُرِيدُ غَيْرَهُ فَدُعِيَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فَلَمَّا دَنَا مِنْهُ أَوْمَأَ إِلَيْهِ فَأَكَبَّ عَلَيْهِ فَنَاجَاهُ رَسُولُ اللَّهِ ص طَوِيلًا ثُمَّ قَامَ فَجَلَسَ نَاحِيَةً حَتَّى أَغْفَى رَسُولُ اللَّهِ ص فَقَالَ لَهُ النَّاسُ مَا الَّذِي أَوْعَزَ إِلَيْكَ يَا أَبَا الْحَسَنِ فَقَالَ عَلَّمَنِي أَلْفَ بَابٍ فَتَحَ لِي كُلُّ بَابٍ أَلْفَ بَابٍ وَ وَصَّانِي بِمَا أَنَا قَائِمٌ بِهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ. ثُمَّ ثَقُلَ ع وَ حَضَرَهُ الْمَوْتُ وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع حَاضِرٌ عِنْدَهُ فَلَمَّا قَرُبَ خُرُوجُ نَفْسِهِ قَالَ لَهُ ضَعْ رَأْسِي يَا عَلِيُّ فِي حَجْرِكَ فَقَدْ جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِذَا فَاضَتْ نَفْسِي فَتَنَاوَلْهَا بِيَدِكَ وَ امْسَحْ بِهَا وَجْهَكَ ثُمَّ وَجِّهْنِي إِلَى الْقِبْلَةِ وَ تَوَلَّ أَمْرِي وَ صَلِّ عَلَيَّ أَوَّلَ النَّاسِ وَ لَا تُفَارِقْنِي حَتَّى تُوَارِيَنِي فِي رَمْسِي وَ اسْتَعِنْ بِاللَّهِ تَعَالَى فَأَخَذَ عَلِيٌّ ع رَأْسَهُ فَوَضَعَهُ فِي حَجْرِهِ فَأُغْمِيَ عَلَيْهِ فَأَكَبَّتْ فَاطِمَةُ ع تَنْظُرُ فِي وَجْهِهِ وَ تَنْدُبُهُ وَ تَبْكِي وَ تَقُولُ:
وَ أَبْيَضُ يُسْتَسْقَى الْغَمَامُ بِوَجْهِهِ ثِمَالُ الْيَتَامَى عِصْمَةٌ لِلْأَرَامِلِ فَفَتَحَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَيْنَيْهِ وَ قَالَ بِصَوْتٍ ضَئِيلٍ يَا بُنَيَّةِ هَذَا قَوْلُ عَمِّكِ أَبِي طَالِبٍ لَا تَقُولِيهِ وَ لَكِنْ قُولِي وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ فَبَكَتْ طَوِيلًا فَأَوْمَأَ إِلَيْهَا بِالدُّنُوِّ مِنْهُ فَدَنَتْ مِنْهُ فَأَسَرَّ إِلَيْهَا شَيْئاً .......
🔰مرحوم شیخ مفید نقل میکند:
سپس پیامبر فرمود: «برادرم و یارم را برایم بخوانید.»
امسلمه (رضیالله عنها) گفت: «علی را بخوانید، زیرا او جز علی کسی را نمیخواهد.»
پس امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) را فراخواندند. وقتی علی نزدیک شد، پیامبر به او اشاره کرد. علی خم شد و پیامبر با او به مدت طولانی نجوا کرد.
سپس علی برخاست و در گوشهای نشست تا پیامبر به خواب رفت.
مردم از علی پرسیدند: «ای اباالحسن، پیامبر چه چیزی به تو سپرد؟»
علی فرمود: «هزار باب علم به من آموخت که از هر باب، هزار باب دیگر گشوده شد. و مرا به اموری وصیت کرد که انشاءالله به آنها عمل خواهم کرد.»
سپس حال پیامبر سنگین شد و مرگش فرا رسید، در حالی که امیرالمؤمنین نزد او حاضر بود.
وقتی لحظه جان دادن نزدیک شد، پیامبر فرمود:
«ای علی، سرم را در دامانت بگذار، که فرمان خداوند عزوجل فرا رسیده.
وقتی جانم بیرون رفت، آن را با دستت بگیر و با آن صورتت را مسح کن.
سپس مرا به سوی قبله برگردان، و امورم را به عهده بگیر.
اولین کسی باش که بر من نماز میخواند، و تا مرا در قبرم دفن نکردهای، از من جدا مشو.
و از خداوند تعالی یاری بجوی.»
پس علی (علیه السلام) سر پیامبر را در دامان خود نهاد. پیامبر بیهوش شد.
فاطمه (سلاماللهعلیها) خم شد و به چهره پدرش نگاه کرد، ناله زد و گریست و گفت:
«سفیدی که با چهرهاش از ابرها طلب باران میشود، پناه یتیمان و نگهبان بیوهزنان.»
پیامبر چشمانش را گشود و با صدایی ضعیف گفت:
«ای دخترم، این سخن عمویت ابوطالب است، آن را نگو. بلکه بگو:
و محمد نیست مگر فرستادهای، که پیش از او نیز پیامبرانی آمدهاند.
آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، شما به عقب بازمیگردید؟»
فاطمه بسیار گریست.
پیامبر به او اشاره کرد که نزدیک شود.
وقتی نزدیک شد، چیزی در گوشش گفت که چهرهاش از شادی درخشید.
سپس پیامبر از دنیا رفت، در حالی که دست راست امیرالمؤمنین زیر چانهاش بود و جانش در آن دست بیرون رفت.
علی آن را بالا آورد و با آن صورتش را مسح کرد، سپس او را به سوی قبله برگرداند، چشمانش را بست، رویش را پوشاند و به امور او پرداخت.
در روایت آمده است که از فاطمه «علیه السلام» پرسیدند:
«پیامبر چه چیزی در گوش تو گفت که اندوه و نگرانیات از وفات او برطرف شد؟»
فاطمه پاسخ داد:
«به من خبر داد که من نخستین فرد از اهلبیت او هستم که به او ملحق خواهم شد، و مدت زیادی پس از او زنده نخواهم ماند. همین باعث آرامش من شد.»
📚الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج1، ص: 188
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖چگونگی تجهیز و نمازخواندن بر پیکر پاک و مطهر پیامبر صلیاللهعلیهوآله
🔺و لَمَّا أَرَادَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع غُسْلَهُ ص اسْتَدْعَى الْفَضْلَ بْنَ عَبَّاسٍ فَأَمَرَهُ أَنْ يُنَاوِلَهُ الْمَاءَ لِغُسْلِهِ بَعْدَ أَنْ عَصَبَ عَيْنَيْهِ ثُمَّ شَقَّ قَمِيصَهُ مِنْ قِبَلِ جَيْبِهِ حَتَّى بَلَغَ بِهِ إِلَى سُرَّتِهِ وَ تَوَلَّى ع غُسْلَهُ وَ تَحْنِيطَهُ وَ تَكْفِينَهُ وَ الْفَضْلُ يُعَاطِيهِ الْمَاءَ وَ يُعِينُهُ عَلَيْهِ فَلَمَّا فَرَغَ مِنْ غُسْلِهِ وَ تَجْهِيزِهِ تَقَدَّمَ فَصَلَّى عَلَيْهِ وَحْدَهُ لَمْ يَشْرَكْهُ مَعَهُ أَحَدٌ فِي الصَّلَاةِ عَلَيْهِ وَ كَانَ الْمُسْلِمُونَ فِي الْمَسْجِدِ يَخُوضُونَ فِيمَنْ يَؤُمُّهُمْ فِي الصَّلَاةِ عَلَيْهِ......
🔸مرحوم شیخ مفید نقل میکند:
و هنگامی که امیرالمؤمنین (علیهالسلام) خواست پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) را غسل دهد، فضل بن عباس را فراخواند و به او دستور داد که آب غسل را به او بدهد، پس از آنکه چشمان خود را بست (برای رعایت احترام). سپس پیراهن پیامبر را از قسمت گریبان شکافت تا به ناف رسید، و خود امیرالمؤمنین (علیهالسلام) غسل، حنوط و کفن کردن پیامبر را بر عهده گرفت، و فضل آب را به او میداد و در این کار کمکش میکرد.
پس از آنکه امیرالمؤمنین (علیهالسلام) از غسل و تجهیز پیامبر فارغ شد، پیشقدم شد و به تنهایی بر او نماز خواند، و هیچکس در نماز بر پیامبر با او شریک نشد.
در آن هنگام، مسلمانان در مسجد مشغول بحث بودند که چه کسی باید امام جماعت نماز بر پیامبر باشد و او را کجا دفن کنند. پس امیرالمؤمنین (علیهالسلام) نزد آنان آمد و فرمود:
«همانا رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) در حال حیات و پس از وفات، امام ماست. پس گروهگروه از شما وارد شوند و بدون امام جماعت بر او نماز بخوانند و بازگردند. و همانا خداوند هیچ پیامبری را در مکانی قبض روح نکرد، مگر آنکه آن مکان را برای قبر او برگزیده است. و من او را در همان حجرهای که در آن قبض روح شد دفن خواهم کرد.»
پس مردم این سخن را پذیرفتند و با آن موافقت کردند.
🔺« أَبِي مَرْيَمَ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ كَيْفَ كَانَتِ الصَّلَاةُ عَلَى النَّبِيِّ ص قَالَ لَمَّا غَسَّلَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ كَفَّنَهُ سَجَّاهُ ثُمَّ أَدْخَلَ عَلَيْهِ عَشَرَةً فَدَارُوا حَوْلَهُ ثُمَّ وَقَفَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فِي وَسَطِهِمْ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ .....
🔸ابو مریم انصاری از امام باقر (علیه السلام) نقل میکند که گفت:
از ایشان پرسیدم نماز بر پیامبر (صلیه الله علیه و اله) چگونه بود؟ فرمود: هنگامی که امیرالمؤمنین (علیه السلام) آن حضرت را غسل داد و کفن کرد، او را پوشاند، سپس ده نفر را وارد کرد. آنان گرد وجود پیامبر (صلی الله علیه و اله) طواف کردند، سپس امیرالمؤمنین (ع) در میان آنان ایستاد و گفت:
«همانا خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند، ای کسانی که ایمان آوردهاید، بر او درود بفرستید و سلام گویید بهگونهای شایسته.»
پس مردم همان را گفتند که او گفت، تا آنکه همه اهل مدینه و اهل عوالی (نواحی اطراف مدینه) بر پیامبر (صلیه الله علیه و اله) نماز خواندند.
🔺«و أقول: الأظهر عندي أن أمير المؤمنين عليه السلام صلى عليه أولا مع سائر المعصومين و خواص الملائكة و خواص أصحابه، و كانت صلاة الناس عليه بهذا الوجه للتقية و المصلحة، لئلا يريد التقدم في هذه الصلاة غاصب الخلافة فيجعله فضيلة له و حجة على خلافته، كما احتجوا بالتقدم غصبا في حياته عليه السلام عليه »
🔸علامه مجلسي رحمة الله علیه:
من میگویم: آنچه نزد من روشنتر و آشکارتر است این است که امیرالمؤمنین (علیهالسلام) نخستین کسی بود که همراه با سایر معصومین، فرشتگان خاص، و یاران ویژهاش بر پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) نماز خواند. و نماز مردم بر آن حضرت به این شیوه (یعنی گروهگروه و بدون امام جماعت) بهخاطر تقیه و حفظ مصلحت انجام شد، تا مبادا غاصب خلافت بخواهد در این نماز پیشقدم شود و آن را فضیلتی برای خود و دلیلی بر خلافتش قرار دهد؛ همانگونه که در زمان حیات پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) نیز با پیشدستی غاصبانه، بر آن حضرت احتجاج میکردند.
📚:منابع
1: الکافي: ج 1 ص 450
2: مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، ج5، ص: 265
3: الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج1، ص: 188
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖چه کسانی در تغسیل و تدفین بدن پاک و مطهر پیامبرصلیاللهعلیهوآله شرکت نکردند؟
🔺«وَ لَمْ يَحْضُرْ دَفْنَ رَسُولِ اللَّهِ ص أَكْثَرُ النَّاسِ لِمَا جَرَى بَيْنَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ مِنَ التَّشَاجُرِ فِي أَمْرِ الْخِلَافَةِ وَ فَاتَ أَكْثَرَهُمُ الصَّلَاةُ عَلَيْهِ لِذَلِك»1
🔸مرحوم شیخ مفید:
در هنگام دفن پيغمبر، بر اثر آنكه بين مهاجر و انصار اختلاف شديدى در خصوص امر خلافت واقع شده بود بيشتر آنها در وقت دفن پيغمبر حضور نداشتند و حتى براى نماز بر بدن آن حضرت هم موفق نشدند.
🔺فوَ اللَّهِ مَا صَلَّيَا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، وَ لَقَدْ مَكَثَ ثَلَاثاً مَا دَفَنُوهُ، إِنَّهُ شَغَلَهُمْ مَا كَانَا يُبْرِمَان»2
🔸«به خدا سوگند، آن دو نفر بر پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله نماز نخواندند، و او را تا سه روز دفن نکردند؛ زیرا آنچه مشغولش بودند، آنان را از دفن پیامبر بازداشت.»
🔺«قالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع قَالَ النَّاسُ كَيْفَ الصَّلَاةُ عَلَيْهِ فَقَالَ عَلِيٌّ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ إِمَامٌ حَيّاً وَ مَيِّتاً فَدَخَلَ عَلَيْهِ عَشَرَةً عَشَرَةً فَصَلَّوْا عَلَيْهِ يَوْمَ الْإِثْنَيْنِ وَ لَيْلَةَ الثَّلَاثَاءِ حَتَّى الصَّبَاحِ وَ يَوْمَ الثَّلَاثَاءِ حَتَّى صَلَّى عَلَيْهِ الْأَقْرِبَاءُ وَ الْخَوَاصُّ وَ لَمْ يَحْضُرْ أَهْلُ السَّقِيفَةِ وَ كَانَ عَلِيٌّ ع أَنْفَذَ إِلَيْهِمْ بُرَيْدَةَ وَ إِنَّمَا تَمَّتْ بَيْعَتُهُمْ بَعْدَ دَفْنِهِ» 3
🔸امام باقر (علیه السلام) فرمود:
مردم پرسیدند که چگونه باید بر پیامبر (صلی الله علیه و اله) نماز بخوانند؟
پس علی (علیه السلام) فرمود: همانا رسول خدا (صلیه الله علیه و اله) در حال حیات و پس از وفات، امام است.
پس گروهگروه، ده نفر ده نفر، وارد شدند و بر او نماز خواندند؛ این کار از روز دوشنبه آغاز شد و تا شب سهشنبه تا صبح ادامه یافت، و همچنین در روز سهشنبه ادامه داشت تا اینکه نزدیکان و خواص بر او نماز خواندند.
و اهل سقیفه (یعنی کسانی که مشغول بیعت بودند) در این مراسم حضور نداشتند.
و علی (علیه السلام) بریده را نزد آنان فرستاد، و بیعت آنان تنها پس از دفن پیامبر (صلی الله علیه و اله) انجام شد.(لذا در مراسم تدفین شرکت نکردند)
📚منابع:
1: الارشاد فی کعرفة حجج الله علی العباد، ج1، ص189
2: تقریب المعارف، ص251
3:مناقب ابن شهرآشوب: ج1 ص239
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖چرا بدن پاک و مطهر پیامبر صلیاللهعلیهوآله سه روز دفن نشد؟
🔺«مَا عَلِمْنَا بِدَفْنِ رَسُولِ اللَّهِ(ص) حَتَّی سَمِعْنَا صَوْتَ الْمَسَاحِی فِی جَوْفِ لَیلَةِ الْأَرْبِعَاءِ»
🔸عائشه گفت:
ما از دفن پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) با خبر نشدیم تا اینکه صدای بیل و کلنگ را در شب چهارشنبه شنیدیم.
✍🏻 دلایل این تأخیر، آنگاه که از زبان ابن ابیالحدید معتزلی بیان میشود، شنیدنی و تأملبرانگیز است.
🔺و قوله ما قال إنما كان بعد الفراغ من البيعة و أنهم كانوا مشتغلين بها كما ذكر في الرواية الأخرى. و بقي الإشكال في قعود علي ع عن تجهيزه إذا كان أولئك مشتغلين بالبيعة فما الذي شغله هو فأقول يغلب على ظني إن صح ذلك أن يكون قد فعله شناعة على أبي بكر و أصحابه حيث فاته الأمر و استؤثر عليه به فأراد أن يتركه ص بحاله لا يحدث في جهازه أمرا ليثبت عند الناس أن الدنيا شغلتهم عن نبيهم ثلاثة أيام حتى آل أمره إلى ما ترون و قد كان ع يتطلب الحيلة في تهجين أمر أبي بكر حيث وقع في السقيفة ما وقع بكل طريق و يتعلق بأدنى سبب من أمور كان يعتمدها و أقوال كان يقولها فلعل هذا من جملة ذلك أو لعله إن صح ذلك فإنما تركه ص بوصية منه إليه و سر كانا يعلمانه في ذلك.
فإن قلت فلم لا يجوز أن يقال إن صح ذلك إنه أخر جهازه ليجتمع رأيه و رأي المهاجرين على كيفية غسله و تكفينه و نحو ذلك من أموره قلت لأن الرواية الأولى تبطل هذا الاحتمال و هي قوله ص لهم قبل موته يغسلني أهلي الأدنى
🔸و آنان مشغول بیعت بودند، همانطور که در روایت دیگر آمده است مچنان این اشکال باقی میماند که چرا علی (علیهالسلام) از تجهیز پیامبر (صلیه الله علیه و اله) خودداری کرد، اگر دیگران مشغول بیعت بودند، پس او به چه کاری مشغول بود؟
میگویم: اگر این مطلب صحیح باشد، گمان غالب من این است که علی (علیه السلام) این کار را از روی اعتراض نسبت به ابوبکر و یارانش انجام داد؛ زیرا خلافت از دست او رفت و دیگران آن را از آنِ خود کردند.
پس خواست که پیامبر (صلیالله علیهوآله) را به همان حال رها کند و در تجهیز او کاری نکند تا برای مردم روشن شود که دنیای آنان، ایشان را سه روز از پیامبرشان مشغول کرد تا اینکه کار به اینجا رسید که میبینید.
و علی (علیه السلام) در صدد بود که با هر راهی، کار ابوبکر را زشت جلوه دهد؛ چه با بهرهگیری از کوچکترین بهانهها در رفتارها و سخنانی که ابوبکر میگفت
. پس شاید این کار نیز از جمله همان اقدامات باشد.
یا شاید اگر این مطلب صحیح باشد ـ پیامبر (صلی الله علیه و اله) خود به علی (علیه السلام) وصیت کرده بود که او را به همان حال رها کند، و این رازی میان آن دو بود که فقط خودشان از آن آگاه بودند.
و اگر بگویی: چرا نمیتوان گفت که اگر این مطلب صحیح باشد، علی (علیه السلام) تجهیز پیامبر را به تأخیر انداخت تا نظر خودش و نظر مهاجرین درباره نحوه غسل و کفن و سایر امور مربوطه جمع شود این جمله به وصیت پیامبر اسلام حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله نسبت داده میشود، یعنی: «مرا خانوادهام غسل دهند.»
📚منابع:
1: تاریخ الاسلام ذهبی، ج۱، ص۵۸۲.
2: شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج13، ص: 37
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
هدایت شده از عیسوند...
➖. امیرالمؤمنین علیهالسلام؛ یگانه همراه پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» در لحظههای پایانی
✍🏻مناشده چیست:
مُناشَده به معنای قسم دادن مخاطب به خدا، پیامبر یا حقایق مقدس است تا او را وادار به بیان حقیقتی کند که در شرایط عادی از اقرار به آن خودداری میکند. در این شیوه، گوینده با تأکید و سوگند، وجدان مخاطب را بیدار کرده و او را به صداقت و اعتراف دعوت میکند مناشدههای امیرالمومنین علیهالسلام با موضوع «تدفین بدن پاک و مطهر پیامبرصلیاللهعلیهوآله» از این قبیل هستند
🔺قالَ: فَهَلْ فِيكُمْ أَحَدٌ غَسَلَ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) مَعَ الْمَلَائِكَةِ الْمُقَرَّبِينَ بِالرَّوْحِ وَ الرَّيْحَانِ، تَقْلِبُهُ لِيَ الْمَلَائِكَةُ، وَ أَنَا أَسْمَعُ قَوْلَهُمْ، وَ هُمْ يَقُولُونَ:" اسْتُرُوا عَوْرَةَ نَبِيِّكُمْ سَتَرَكُمُ اللَّهُ" غَيْرِي قَالُوا: لَا.
قَالَ: فَهَلْ فِيكُمْ مَنْ كَفَّنَ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) وَ وَضَعَهُ فِي حُفْرَتِهِ غَيْرِي قَالُوا: لَا.»
🔸امیرالمومنین علیه السلام فرمودند:
: «آیا در میان شما کسی هست که رسول خدا (صلى الله عليه و آله) را همراه با فرشتگان مقرب، با روح و ریحان غسل داده باشد؟ فرشتگان او را برای من میگرداندند، و من صدای آنان را میشنیدم، در حالی که میگفتند: "عورت پیامبرتان را بپوشانید، خداوند شما را بپوشاند." جز من؟»
گفتند: «نه.»
او گفت: «آیا در میان شما کسی هست که رسول خدا (صلى الله عليه و آله) را کفن کرده و در قبرش نهاده باشد، جز من؟»
گفتند: «نه.»
🔺«قَالَ: فَأَنْشُدُكُمْ بِاللَّهِ، هَلْ فِيكُمْ أَحَدٌ غَسَلَ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) غَيْرِي قَالُوا: اللَّهُمَّ لَا.»
🔸امیرالمومنین علیهالسلام:
شما را قسم به خدا می¬دهم. ایا کسی در بین شما به غیر من، رسول الله را غسل داد ؟ همه گفتند خیر.
🔺«قَالَ نَشَدْتُكُمْ بِاللَّهِ هَلْ فِيكُمْ أَحَدٌ غَسَّلَ رَسُولَ اللَّهِ وَ كَفَّنَهُ وَ لَحَدَهُ غَيْرِي؟ قَالُوا لَا قَالَ نَشَدْتُكُمْ بِاللَّهِ هَلْ فِيكُمْ أَحَدٌ وَرِثَ سِلَاحَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ رَايَتَهُ وَ خَاتَمَهُ غَيْرِي؟ قَالُوا لَا قَالَ نَشَدْتُكُمْ بِاللَّهِ- هَلْ فِيكُمْ أَحَدٌ جَعَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص طَلَاقَ نِسَائِهِ بِيَدِهِ غَيْرِي؟ قَالُوا لَا
🔸امیرالمومنین علیهالسلام فرمود:
شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه هنگام وفات رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله حضور داشته باشد؟ گفتند: نه.
فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله را غسل داده و دفن و كفن كرده باشد؟ گفتند: نه.
فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله طلاق همسرانش را بدست او سپرده باشد؟ گفتند: نه.
📚منابع:
1: الامالی للطوسی، النص، ص547
2: الامالی للطوسی، النص، ص555
3: الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج1، ص: 138
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖حسادت عائشه از اینکه تنها امیرالمؤمنین علیهالسلام مأمور تجهیز بدن پاک و مطهر پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» بودند.
🔺قال أبو جعفر و روت عائشة أنهم اختلفوا في غسله هل يجرد أم لا فألقى الله عليهم السنة حتى ما منهم رجل إلا و ذقنه على صدره ثم كلمهم متكلم من ناحية البيت لا يدرى من هو غسلوا النبي و عليه ثيابه فقاموا إليه فغسلوه و عليه قميصه فكانت عائشة تقول لو استقبلت من أمري ما استدبرت ما غسله إلا نساؤه.
قلت حضرت عند محمد بن معد العلوي في داره ببغداد و عنده حسن بن معالي الحلي المعروف بابن الباقلاوي و هما يقرءان هذا الخبر و هذه الأحاديث من تاريخ الطبري فقال محمد بن معد لحسن بن معالي ما تراها قصدت بهذا القول قال حسدت أباك على ما كان يفتخر به من غسل رسول الله ص فضحك محمد فقال هبها استطاعت أن تزاحمه في الغسل هل تستطيع أن تزاحمه في غيره من خصائص
🔸ابوجعفر نقل کرده و عایشه روایت کرده که درباره غسل پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» اختلاف کردند؛ آیا باید لباسهایش را درآورند یا نه؟
پس خداوند خواب یا بیهوشی را بر آنان افکند، بهطوریکه هیچکس نبود مگر اینکه چانهاش بر سینهاش افتاده بود.
سپس صدایی از سمت خانه شنیده شد، کسی سخن گفت که معلوم نبود کیست.
او گفت: «پیامبر را با لباسهایش غسل دهید.»
پس آنان برخاستند و او را در حالی که پیراهن به تن داشت، غسل دادند.
عایشه میگفت: «اگر آنچه را اکنون میدانم، پیشتر میدانستم، هرگز اجازه نمیدادم جز زنان او، او را غسل دهند.»
🔸من (راوی) در خانه محمد بن معد علوی در بغداد حضور داشتم، و حسن بن معالی حلی معروف به ابن باقلاوی نیز آنجا بود.
آن دو مشغول خواندن این روایت از تاریخ طبری بودند.
محمد بن معد از حسن بن معالی پرسید: «به نظر تو، عایشه با این سخن چه قصدی داشت؟»
حسن پاسخ داد: «او به پدرت حسادت کرد، چون پدرت به غسل دادن پیامبر افتخار میکرد.»
محمد خندید و گفت: «فرض کنیم که او توانست در غسل با پدرم رقابت کند، آیا میتواند در دیگر ویژگیها و افتخارات با او رقابت کند؟(محمد بن معد العلوي از سادات بودند لذا از نسل امیرالمومنین علیه السلام محسوب میشدند)
📚:شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج13، ص: 38
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖فرمایش امیرالمومنین «علیهالسلام» هنگام تجهیز بدن پاک و مطهر پیامبر «صلیاللهعلیهوآله»
🔺«قَالَهُ وَ هُوَ يَلِي غُسْلَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ تَجْهِيزَهُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي لَقَدِ انْقَطَعَ بِمَوْتِكَ مَا لَمْ يَنْقَطِعْ بِمَوْتِ غَيْرِكَ مِنَ النُّبُوَّةِ وَ الْإِنْبَاءِ وَ أَخْبَارِ السَّمَاءِ خَصَّصْتَ حَتَّى صِرْتَ مُسَلِّياً عَمَّنْ سِوَاكَ وَ عَمَّمْتَ حَتَّى صَارَ النَّاسُ فِيكَ سَوَاءً وَ لَوْ لَا أَنَّكَ أَمَرْتَ بِالصَّبْرِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْجَزَعِ لَأَنْفَدْنَا عَلَيْكَ مَاءَ الشُّئُونِ وَ لَكَانَ الدَّاءُ مُمَاطِلًا وَ الْكَمَدُ مُحَالِفاً وَ قَلَّا لَكَ وَ لَكِنَّهُ مَا لَا يُمْلَكُ رَدُّهُ وَ لَا يُسْتَطَاعُ دَفْعُهُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي اذْكُرْنَا عِنْدَ رَبِّكَ وَ اجْعَلْنَا مِنْ بَالِك
🔸«این سخن را حضرت علی (علیهالسلام) در حالی فرمود که خود مشغول غسل و تجهیز رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) بود:
پدر و مادرم فدای تو باد! با وفات تو چیزی قطع شد که با وفات هیچکس دیگر قطع نشده بود؛ از نبوت، خبر دادن، و اخبار آسمانی.
تو چنان ویژه بودی که تسلیبخش دیگران شدی، و چنان فراگیر بودی که همه مردم در غم تو برابر شدند.
اگر تو دستور به صبر نداده بودی و از بیتابی نهی نکرده بودی، اشکهایمان را برایت جاری میکردیم تا خشک شود، و اندوه همچون بیماریای مزمن همراه ما میماند و غم، همنشین همیشگیمان میشد.
اما این مصیبتی است که بازگشتش ممکن نیست و دفع آن در توان ما نیست.
پدر و مادرم فدای تو باد! ما را نزد پروردگارت یاد کن و در خاطر خود نگهدار.»
🔺«قوله ع ما لم ينقطع إذ في موت غيره ص من الأنبياء كان يرجى نزول الوحي على غيره فأما هو ص فلما كان خاتم الأنبياء لم يرج ذلك قوله ع خصصت أي في المصيبة أي اختصت و امتازت مصيبتك في الشدة بين المصائب
🔸علامه مجلسي رحمة اللهعلیه:
فرمایش حضرت (علیهالسلام):
«چیزی با وفات تو قطع شد که با وفات دیگر پیامبران قطع نمیشد؛ زیرا در وفات دیگر پیامبران، امید میرفت که وحی بر دیگری نازل شود. اما درباره تو، چون خاتم پیامبران بودی، دیگر امیدی به نزول وحی بر کسی نبود.
و فرمودند: "مصیبت تو اختصاص یافت" یعنی مصیبت تو در میان همه مصیبتها، از نظر شدت و عظمت، ممتاز و بیمانند شد.»
📚منابع:
1:نهج البلاغه لصبحی صالح، ص355
2:بحارالانوار، (ط – بیروت)، ج22، 542
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖شهادت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، سختترین و جانسوزترین بلایی است که بشریت از آغاز خلقت تا پایان قیامت متحمل شده است.
✍🏻با شهادت پیامبر اکرم «صلیاللهعلیهوآله»، برترین انسان و نخستین آفریده الهی از میان بشر رخت بربست. درک ژرفای این مصیبت، تنها برای کسانی ممکن است که از مقام عصمت برخوردارند؛ چرا که عظمت وجودی آن حضرت، فراتر از فهم معمول انسانهاست.
از اینرو، شهادت پیامبر «صلیاللهعلیهوآله»، دردناکترین و سهمگینترین واقعهای است که در تاریخ خلقت رخ داده است؛ زیرا بشریت، از حضور بهترین آفریده خداوند متعال محروم گردید.
🔺أظْلَمَتِ اَلْأَرْضُ لِغَيْبَتِهِ وَ كَسَفَتِ اَلشَّمْسُ وَ اَلْقَمَرُ وَ اِنْتَثَرَتِ اَلنُّجُومُ لِمُصِيبَتِهِ وَ أَكْدَتِ اَلْآمَالُ وَ خَشَعَتِ اَلْجِبَالُ وَ أُضِيعَ اَلْحَرِيمُ وَ أُزِيلَتِ اَلْحُرْمَةُ عِنْدَ مَمَاتِهِ فَتِلْكَ وَ اَللَّهِ اَلنَّازِلَةُ اَلْكُبْرَى وَ اَلْمُصِيبَةُ اَلْعُظْمَى لاَ مِثْلُهَا نَازِلَةٌ
🔸حضرت زهرا سلاماللهعلیها:
زمین به سبب غیبت او تاریک شد، خورشید و ماه گرفتند، ستارگان از هم پاشیدند از شدت مصیبت او، امیدها نقش بر آب شد، کوهها فروتن گشتند، حریمها از بین رفت، و حرمتها با وفات او از میان برداشته شد. به خدا سوگند، این همان نازله کبری و مصیبت عظماست؛ هیچ مصیبتی مانند آن نازل نشده و هیچ بلایی به این سرعت و شدت رخ نداده است.
🔺قالَ الإمام علي عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ: عَلَى قَبْرِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ سَاعَةَ دَفْنِهِ: إِنَّ اَلصَّبْرَ لَجَمِيلٌ إِلاَّ عَنْكَ وَ إِنَّ اَلْجَزَعَ لَقَبِيحٌ إِلاَّ عَلَيْكَ وَ إِنَّ اَلْمُصَــابَ بِكَ لَجَلِيلٌ وَ إِنَّهُ قَبْلَكَ وَ بَعْدَكَ لَجَلَلٌ
🔸امام علی علیهالسلام در کنار قبر پیامبر صلیاللهعلیهوآله، در لحظه دفن ایشان فرمود:
صبر، زیباست؛ جز در فراق تو.
بیتابی، ناپسند است؛ جز بر مصیبت تو.
مصیبت تو، عظیم و سنگین است؛
و همانا پیش از تو و پس از تو، هیچ مصیبتی به بزرگی آن نیست.
🔺«عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ سَالِمٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ ص بَاتَ آلُ مُحَمَّدٍ ع بِأَطْوَلِ لَيْلَةٍ حَتَّى ظَنُّوا أَنْ لَا سَمَاءَ تُظِلُّهُمْ وَ لَا أَرْضَ تُقِلُّهُم»
🔸امام باقر (علیه السلام) فرمود:
چون پيغمبر «صلیاللهعلیهوآله» از دنيا رفت، خاندان محمد «صلیاللهعلیهوآله» درازترين شب را گذراندند، تا آنكه پنداشتند نه آسمانى است كه بر آنها سايه اندازد و نه زمينى كه آنها را بردارد.
📚منابع:
1: مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج2، ص: 206
2: حکمت ۲۹۲ نهج البلاغه
3: الكافي ج1، ص: 445
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖خانوادهای نحس که هرکدام در شهادت سه امام شریک بودند
1. معرفی خانواده
2. پدر خانواده شریک در شهادت امیرالمومنین علیهالسلام
3. دختر خانواده شریک در شهادت امام حسنعلیهالسلام
4. پسر خانواده شریک در شهادت امام حسینعلیهالسلام
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖شهادت امام حسن علیهالسلام توسط معاویه با کمک پادشاه روم
🔺قَالَ وَ هُوَ يُكَلِّمُنِي إِذْ تَنَخَّعَ اَلدَّمَ فَدَعَا بِطَسْتٍ فَحُمِلَ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ مَلِيءٌ مِمَّا خَرَجَ مِنْ جَوْفِهِ مِنَ اَلدَّمِ فَقُلْتُ لَهُ مَا هَذَا يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ؟ إِنِّي لَأَرَاكَ وَجِعاً قَالَ أَجَلْ دَسَّ إِلَيَّ هَذَا اَلطَّاغِيَةُ مَنْ سَقَانِي سَمّاً فَقَدْ وَقَعَ عَلَی كَبِدِي وَ هُوَ يَخْرُجُ قِطَعاً كَمَا تَرَی - قُلْتُ أَ فَلاَ تَتَدَاوَی؟ قَالَ قَدْ سَقَانِي مَرَّتَيْنِ وَ هَذِهِ اَلثَّالِثَةُ لاَ أَجِدُ لَهَا دَوَاءً وَ لَقَدْ رُقِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ كَتَبَ إِلَی مَلِكِ اَلرُّومِ يَسْأَلُهُ أَنْ يُوَجِّهَ إِلَيْهِ مِنَ اَلسَّمِّ اَلْقَتَّالِ شَرْبَةً فَكَتَبَ إِلَيْهِ مَلِكُ اَلرُّومِ أَنَّهُ لاَ يَصْلُحُ لَنَا فِي دِينِنَا أَنْ نُعِينَ عَلَی قِتَالِ مَنْ لاَ يُقَاتِلُنَا فَكَتَبَ إِلَيْهِ أَنَّ هَذَا اِبْنُ اَلرَّجُلِ اَلَّذِي خَرَجَ بِأَرْضِ تِهَامَةَ وَ قَدْ خَرَجَ يَطْلُبُ مُلْكَ أَبِيهِ وَ أَنَا أُرِيدُ أَنْ أَدُسَّ إِلَيْهِ مَنْ يَسْقِيهِ ذَلِكَ فَأُرِيحَ اَلْعِبَادَ وَ اَلْبِلاَدَ مِنْهُ وَ وَجَّهَ إِلَيْهِ بِهَدَايَا وَ أَلْطَافٍ فَوَجَّهَ إِلَيْهِ مَلِكُ اَلرُّومِ بِهَذِهِ اَلشَّرْبَةِ اَلَّتِي دَسَّ فِيهَا فَسُقِيتُهَا وَ اِشْتَرَطَ عَلَيْهِ فِي ذَلِكَ شُرُوطاً
🔸راوی گفت:
همين طور که امام حسن علیهالسلام با من سرگرم صحبت بود كه ناگاه خون بالا آورد، ظرفی طلبيد و از معدهاش آنقدر خون آمد كه آن ظرف لبريز شد.
عرض كردم: ای زادۀ رسول خدا اين چه حالی است كه شما را رنجور میبينم؟!
فرمود: اين طاغيه كسی را مأمور نموده كه به من سمّ دهد و آن بر جگر من أثر گذاشته و همان طور كه میبينی تكّه تكّه از دلم خارج میشود.
عرض كردم: آيا قصد درمان آن را نداريد؟!
فرمود: دو مرتبه اين سمّ را به من خورانده و آن را درمان كردهام ولی اين بار هيچ دوايی برايش نيافتم.
و به من خبر رسيده كه معاويه نامهای به پادشاه روم ارسال نموده و درخواست سمّ كشندۀ مايعی نموده، و او در جواب نامه گفته در دين ما جايز نيست كه كمر به قتل كسی ببنديم كه قصد جان ما را نكرده.
و معاويه در نامۀ بعدی به او نگاشته كه: اين فرد فرزند مردی است كه در ارض تهامه شورش نموده و قصد مطالبۀ حكومت پدرش را دارد، و من میخواهم كسی را مأمور كنم تا اين زهر را به او بنوشاند تا تمام عباد را راحت و آسوده و همه جا را آرام كنم.
و همراه اين نامه هدايای بسياری روانه ساخت تا اينكه پادشاه روم نيز اين سمّ كه مرا با آن مسموم نمود را برايش ارسال نمود البتّه با شرط و شروط.
📚الاحتجاج ج ۲، ص ۲۹۱
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖خوشحالی معاویه از شهادت امام حسن علیهالسلام
🔺فلما بلغ معاویة موته سمع تکبیره من الخضراء، فکبر اهل الشام لذلک التکبیر، فقالت فاختة بنت قریظة لمعاویة: اقر الله عینک ما الذی کبرت لاجله؟ فقال: مات الحسن، فقالت ا علی موت ابن فاطمة تکبر؟. فقال: والله ما کبرت شماتة بموته، ولکن استراح قلبی.
ودخل علیه ابن عباس رضی الله تعالی عنهما فقال له: یا ابن عباس هل تدری ما حدث فی اهل بیتک؟ فقال: لا ادری ما حدث؟ الا انی اراک مستبشرا وقد بلغنی تکبیرک وسجودک فقال: مات الحسن فقال ابن عباس یرحم الله ابا محمد ثلاثا، والله یامعاویة لاتسد حفرته حفرتک، ولایزید عمره فی عمرک، ولئن کنا قد اصبنا بالحسن، فلقد اصبنا بامام المتقین وخاتم النبیین، فجبر الله تلک الصدعة، وسکن تلک العبرة، وکان الله الخلف علینا من بعده.
🔸ابن خلکان نقل میکند:
زمانی که معاویه از وفات امام حسن با خبر شد، صدای تکبیرش از کاخ سبز شنیده شد، مردم شام به پیروی از او تکبیر گفتند، فاخته دختر قریظه (همسر معاویه) به او گفت: چشمت روشن، بهخاطر چه چیزی تکبیر گفتی؟
معاویه گفت: حسن از دنیا رفت، فاخته گفت: آیا برای مردن فرزند فاطمه تکبیر میگوئی معاویه گفت: به خدا قسم به خاطر شادمانی در مرگ او تکبیر نگفتم؛ ولی قلبم آسوده و راحت شد.
🔸ابن عباس بر معاویه وارد شد، معاویه به او گفت: آیا از اتفاقی که برای خانوادهات افتاده خبر داری؟
ابن عباس گفت: نمیدانم چه اتفاقی افتاده؛ ولی تو را شادمان و خندان میبینم و خبر تکبیر و سجده تو را شنیدهام.
معاویه گفت: حسن از دنیا رفت.
ابن عباس گفت: خدا ابومحمد را رحمت کند (اینجمله را سه بار گفت) سوگند به خدا که ای معاویه، بدن او قبر تو را نخواهد بست و کم شدن عمر او، بر عمر تو نخواهد افزود، اگر ما به امام حسن ملحق شویم، به پیشوای پرهیزگاران و انگشتر پیامبران ملحق شدهایم و خداوند این دوری را جبران و این اندوه را تسکین خواهد داد؛ و پس از آن خداوند برای ما جانشین انتخاب خواهد کرد.
📚: وفیات الاعیان ج ۲ ص۶۶
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi