➖راز چهل قبر در بقیع؛ مزار ناشناخته حضرت زهرا «سلاماللهعلیها»
🔺رُوِيَ أَنَّ فَاطِمَةَ وَ تَوَلَّى غُسْلَهَا وَ تَكْفِينَهَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ أَخْرَجَهَا وَ مَعَهُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ فِي اللَّيْلِ وَ صَلَّوْا عَلَيْهَا وَ لَمْ يَعْلَمْ بِهَا أَحَدٌ وَ دَفَنَهَا فِي الْبَقِيعِ وَ جَدَّدَ أَرْبَعِينَ قَبْراً فَاسْتُشْكِلَ عَلَى النَّاسِ قَبْرُهَا.
🔸نقل شده است:
«حضرت علی بن ابیطالب علیهالسلام متصدی غسل و کفن آن بانو شد.
همراه با امام حسن و امام حسین، جنازه آن بانوی مظلومه را شبانه بیرون آوردند.
بر بدنش نماز گزاردند و کسی را از این جریان آگاه نساختند.
علی علیهالسلام بدن مقدسش را در بقیع دفن کرد و چهل قبر تازه ساخت تا قبر او شناخته نشود.»
📚عیون المعجزات 55
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
➖چرا امیرالمؤمنین «علیهالسلام» قبر حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» را پنهان ساختند؟
✍🏻حضرت زهرا سلاماللهعلیها در برابر غاصبان خلافت مبارزاتی داشتند؛ از خطبه فدکیه و خطبه برای زنان مهاجر، تا وصیت به دفن پنهانی و آگاه نشدن ظالمان.
شاید آخرین وصیت حضرت زهرا سلاماللهعلیها در این مبارزه ـ که کمتر به آن پرداخته شده است ـ پنهان کردن قبر شریف و مبارکشان باشد.
🔺 وَ سَوَّى قَبْرَهَا فَعُوتِبَ عَلَى ذَلِكَ فَقَالَ بِذَلِكَ أَمَرَتْنِي.
🔸مرحوم اربلي نقل ميکند:
«امیرالمومنین «علیه السلام» هنگان دفن حضرت زهرا «سلام الله علیها»؛ قبر او را هموار ساخت.
پس بر این کار مورد سوال واقع شد، اما گفت: خودِ او(حضرت زهرا سلام الله علیها» مرا به این کار فرمان داده بود.»
📚: کشف الغمة ج 1 ص500
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisiا
➖واکنش کثیف سران سقیفه در برابر پنهانسازی قبر مبارک حضرت زهرا «سلاماللهعلیها»
🔺أَمَّا فَاطِمَةُ فَهِيَ الْمَرْأَةُ الَّتِي اسْتَأْذَنْتُ لَكُمَا عَلَيْهَا فَقَدْ رَأَيْتُمَا مَا كَانَ مِنْ كَلَامِهَا لَكُمَا وَ اللَّهِ لَقَدْ أَوْصَتْنِي أَنْ لَا تَحْضُرَا جَنَازَتَهَا وَ لَا الصَّلَاةَ عَلَيْهَا وَ مَا كُنْتُ الَّذِي أُخَالِفُ أَمْرَهَا وَ وَصِيَّتَهَا إِلَيَّ فِيكُمَا وَ قَالَ عُمَرُ دَعْ عَنْكَ هَذِهِ الْهَمْهَمَةَ أَنَا أَمْضِي إِلَى الْمَقَابِرِ فَأَنْبُشُهَا حَتَّى أُصَلِّيَ عَلَيْهَا فَقَالَ لَهُ عَلِيٌّ (ع) وَ اللَّهِ لَوْ ذَهَبْتَ تَرُومُ مِنْ ذَلِكَ شَيْئاً وَ عَلِمْتُ أَنَّكَ لَا تَصِلُ إِلَى ذَلِكَ حَتَّى يَنْدُرَ عَنْكَ الَّذِي فِيهِ عَيْنَاكَ فَإِنِّي كُنْتُ لَا أُعَامِلُكَ إِلَّا بِالسَّيْفِ قَبْلَ أَنْ تَصِلَ إِلَى شَيْءٍ مِنْ ذَلِكَ فَوَقَعَ بَيْنَ عَلِيٍّ وَ عُمَرَ كَلَامٌ حَتَّى تَلَاحَيَا وَ اسْتَبَّا وَ اجْتَمَعَ الْمُهَاجِرُونَ وَ الْأَنْصَارُ فَقَالُوا وَ اللَّهِ مَا نَرْضَى بِهَذَا أَنْ يُقَالَ فِي ابْنِ عَمِّ رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَ أَخِيهِ وَ وَصِيِّهِ وَ كَادَتْ أَنْ تَقَعَ فِتْنَةٌ فَتَفَرَّقَا
🔸امیرالمومنین علیه السلام خطاب به سران سقیفه فرمودند:
اما فاطمه همان بانویی است که برای شما اجازه خواستم تا نزد او بروید، و شما دیدید که چه سخنانی با شما گفت.
به خدا سوگند، او به من وصیت کرد که شما در تشییع جنازهاش و نماز بر او حاضر نشوید، و من کسی نبودم که فرمان و وصیت او را درباره شما مخالفت کنم.
عمر گفت: این زمزمهها را رها کن، من به سوی قبرستان میروم و قبرش را میگشایم تا بر او نماز بخوانم.
علی (علیهالسلام) به او فرمود: به خدا سوگند، اگر بخواهی چنین کاری انجام دهی، بدان که هرگز به آن نخواهی رسید مگر آنکه چشمانت از جای کنده شود؛ زیرا من جز با شمشیر با تو روبهرو نخواهم شد پیش از آنکه به چیزی از این کار دست یابی.
پس میان علی و عمر گفتوگویی درگرفت تا آنجا که به مشاجره و ناسزا کشید.
مهاجران و انصار گرد آمدند و گفتند: به خدا سوگند، ما راضی نیستیم که چنین سخنی درباره پسرعموی رسول خدا «صلی الله علیه و آله»، برادر و وصی او گفته شود.
نزدیک بود فتنهای رخ دهد، پس آن دو از هم جدا شدند.
🔺فَلَمَّا أَصْبَحَ النَّاسُ أَقْبَلَ أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ وَ النَّاسُ يُرِيدُونَ الصَّلَاةَ عَلَى فَاطِمَةَ عفَقَالَ الْمِقْدَادُ قَدْ دَفَنَّا فَاطِمَةَ الْبَارِحَةَ فَالْتَفَتَ عُمَرُ إِلَى أَبِي بَكْرٍ فَقَالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكَ إِنَّهُمْ سَيَفْعَلُونَ قَالَ الْعَبَّاسُ إِنَّهَا أَوْصَتْ أَنْ لَا تُصَلِّيَا عَلَيْهَا فَقَالَ عُمَرُ [وَ اللَّهِ] لَا تَتْرُكُونَ يَا بَنِي هَاشِمٍ حَسَدَكُمُ الْقَدِيمَ لَنَا أَبَداً إِنَّ هَذِهِ الضَّغَائِنَ الَّتِي فِي صُدُورِكُمْ لَنْ تَذْهَبَ وَ اللَّهِ لَقَدْ هَمَمْتُ أَنْ أَنْبِشَهَا فَأُصَلِّيَ عَلَيْهَا فَقَالَ عَلِيٌّ ع وَ اللَّهِ لَوْ رُمْتَ ذَلِكَ يَا ابْنَ صُهَاكَ لَأَرْجَعْتُ إِلَيْكَ يَمِينَكَ [وَ اللَّهِ] لَئِنْ سَلَلْتُ سَيْفِي لَا غَمَدْتُهُ دُونَ إِزْهَاقِ نَفْسِكَ فَرُمْ ذَلِكَ فَانْكَسَرَ عُمَرُ وَ سَكَتَ وَ عَلِمَ أَنَّ عَلِيّاً ع إِذَا حَلَفَ صَدَقَ
🔸سلیم بن قیس نقل میکند:
چون صبح شد، ابوبکر و عمر همراه مردم آمدند تا بر فاطمه «سلام الله علیها» نماز بخوانند.
مقداد گفت: ما دیشب فاطمه را دفن کردیم.
عمر رو به ابوبکر کرد و گفت: مگر به تو نگفتم که آنان چنین خواهند کرد؟
عباس گفت: او وصیت کرده بود که شما بر او نماز نخوانید.
عمر گفت: به خدا سوگند، ای بنیهاشم، حسد دیرینهتان نسبت به ما هرگز از بین نمیرود؛ این کینههایی که در سینههای شماست از میان نخواهد رفت.
به خدا، قصد کردهام قبرش را بگشایم تا بر او نماز بخوانم.
علی «علیه السلام» فرمود: به خدا سوگند، اگر چنین قصدی کنی، ای پسر صُهاک، دستت را به تو بازمیگردانم؛
به خدا، اگر شمشیرم را از نیام بیرون کشم، آن را جز با گرفتن جانت به نیام بازنخواهم برد.
پس اگر میخواهی، اقدام کن.
عمر شکست خورد و خاموش شد و دانست که علی «علیه السلام» هرگاه سوگند یاد کند، راست میگوید.
📚منابع:
1: علل الشرائع: 1 ص : 189
2: سلیم بن قیس: ج 2 ص: 870
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖بازخوانی هدف شؤم سران سقیفه)3 ✍🏻«اینکه هدف مهاجمان به بیتالوحی، ترور خاندان رسالت بوده است، هنگ
➖بازخوانی هدف شؤم سران سقیفه)4
(اقدام به ترور)
✍🏻دستگاه سقیفه پیش از شهادت پیامبر اکرم «صلیاللهعلیهوآله» اقدامات خود را برای ترور خاندان وحی آغاز کرده بود.
آنان در ماجرای «هرشی» و «عقبه» تلاش کردند پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» را به شهادت برسانند، اما ناکام ماندند.
در نهایت، در مدینه بار دیگر اقدام به ترور پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» کردند و این بار موفق شدند.
این اقدامات محدود به پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» نبود؛ بلکه دستگاه سقیفه برای ترور امیرالمؤمنین علی «علیهالسلام» نیز دست به اقدام عملی زد.
🔺قالَ ابْنُ عَبَّاسٍ ثُمَّ إِنَّهُمْ تَآمَرُوا وَ تَذَاكَرُوا فَقَالُوا لَا يَسْتَقِيمُ لَنَا أَمْرٌ مَا دَامَ هَذَا الرَّجُلُ حَيّاً فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ مَنْ لَنَا بِقَتْلِهِ فَقَالَ عُمَرُ خَالِدُ بْنُ الْوَلِيدِ فَأَرْسَلَا إِلَيْهِ فَقَالا يَا خَالِدُ مَا رَأْيُكَ فِي أَمْرٍ نَحْمِلُكَ عَلَيْهِ قَالَ احْمِلَانِي عَلَى مَا شِئْتُمَا فَوَ اللَّهِ إِنْ حَمَلْتُمَانِي عَلَى قَتْلِ ابْنِ أَبِي طَالِبٍ لَفَعَلْتُ فَقَالا وَ اللَّهِ مَا نُرِيدُ غَيْرَهُ قَالَ فَإِنِّي لَهُ فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ إِذَا قُمْنَا فِي الصَّلَاةِ صَلَاةِ الْفَجْرِ فَقُمْ إِلَى جَانِبِهِ وَ مَعَك السَّيْفُ فَإِذَا سَلَّمْتُ فَاضْرِبْ عُنُقَهُ قَالَ نَعَمْ فَافْتَرَقُوا عَلَى ذَلِكَ ثُمَّ إِنَّ أَبَا بَكْرٍ تَفَكَّرَ فِيمَا أَمَرَ بِهِ مِنْ قَتْلِ عَلِيٍّ ع وَ عَرَفَ أَنَّهُ إِنْ فَعَلَ ذَلِكَ وَقَعَتْ حَرْبٌ شَدِيدَةٌ وَ بَلَاءٌ طَوِيلٌ فَنَدِمَ عَلَى مَا أَمَرَهُ بِهِ فَلَمْ يَنَمْ لَيْلَتَهُ تِلْكَ حَتَّى [أَصْبَحَ ثُمَ] أَتَى الْمَسْجِدَ وَ قَدْ أُقِيمَتِ الصَّلَاةُ فَتَقَدَّمَ فَصَلَّى بِالنَّاسِ مُفَكِّراً لَا يَدْرِي مَا يَقُولُ وَ أَقْبَلَ خَالِدُ بْنُ الْوَلِيدِ مُتَقَلِّداً بِالسَّيْفِ حَتَّى قَامَ إِلَى جَانِبِ عَلِيٍّ ع وَ قَدْ فَطِنَ عَلِيٌّ ع بِبَعْضِ ذَلِكَ فَلَمَّا فَرَغَ أَبُو بَكْرٍ مِنْ تَشَهُّدِهِ صَاحَ قَبْلَ أَنْ يُسَلِّمَ يَا خَالِدُ لَا تَفْعَلْ مَا أَمَرْتُكَ فَإِنْ فَعَلْتَ قَتَلْتُكَ ثُمَّ سَلَّمَ عَنْ يَمِينِهِ وَ شِمَالِهِ فَوَثَبَ عَلِيٌّ ع فَأَخَذَ بَتَلَابِيبِ خَالِدٍ وَ انْتَزَعَ السَّيْفَ مِنْ يَدِهِ ثُمَّ صَرَعَهُ وَ جَلَسَ عَلَى صَدْرِهِ وَ أَخَذَ سَيْفَهُ لِيَقْتُلَهُ وَ اجْتَمَعَ عَلَيْهِ أَهْلُ الْمَسْجِدِ لِيُخَلِّصُوا خَالِداً فَمَا قَدَرُوا [عَلَيْهِ] فَقَالَ الْعَبَّاسُ حَلِّفُوهُ بِحَقِّ الْقَبْرِ لَمَّا كَفَفْتَ فَحَلَّفُوهُ بِالْقَبْرِ فَتَرَكَهُ وَ قَامَ فَانْطَلَقَ إِلَى مَنْزِلِهِ
🔸ابن عباس گفت:
آنان (عمر و ابوبکر) توطئه کردند، مذاکره نمودند و گفتند: «تا این مرد زنده است کارمان سامان نمییابد.»
ابوبکر گفت: «چه کسی را داریم که او را بکشد؟»
عمر گفت: «خالد بن ولید.» پس هر دو نزد خالد رفتند و به او گفتند: «ای خالد! نظرت درباره کاری که میخواهیم تو را به آن بگماریم چیست؟»
گفت: «به هر کاری که خواهید، بگمارید. به خدا اگر مرا به کشتن علی بن ابیطالب وادارید، انجام دهم.»
گفتند: «به خدا جز آن نخواهیم.»
گفت: «او را میکشم.»
ابوبکر گفت: «هرگاه به نماز صبح ایستادم، در کنارش بایست و شمشیرت با تو باشد. هرگاه سلام نماز دادم، گردنش را بزن.»
گفت: «چنین کنم.» و پراکنده شدند.
سپس ابوبکر درباره کشتن علی بن ابیطالب اندیشید و دریافت که اگر چنین کند، نبردی طولانی و سخت درخواهد گرفت؛ لذا پشیمان شد و آن شب نیاسود.
چون صبح شد، به مسجد آمد و با مردم به نماز ایستاد. بسیار پکر و گیج بود و نمیدانست چه میخواند. خالد بن ولید با شمشیری آویخته در کنار علی علیهالسلام به نماز ایستاد.
علی علیهالسلام این توطئه را دریافته بود. وقتی ابوبکر از تشهد نماز فارغ شد، پیش از آنکه سلام دهد، فریاد زد: «ای خالد! آنچه تو را فرمودهام مکن، که اگر کردی تو را میکشم.»
سپس به چپ و راست خود سلام گفت.
علی برخواست و یقه خالد را گرفت و شمشیر را از دستش پراند و او را بر زمین زد و بر سینهاش نشست و شمشیرش را برداشت تا او را بکشد.
مردم بر سر او جمع شدند تا اگر بتوانند خالد را از دست وی برهانند.
عباس گفت: «او را به صاحب این قبر سوگند دهید که دست بردارد.» او را به صاحب قبر سوگند دادند، رهایش کرد و برخاست و به خانهاش رفت.
📚: سلیم: ج 2 ص 870
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖شفاعتناپذیری دشمنان و غاصبان حق حضرت فاطمه علیهاالسّلام
🔺روِيَ عَنِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: يَا فَاطِمَةُ لَوْ أَنَّ كُلَّ نَبِيٍّ بَعَثَهُ اَللَّهُ وَ كُلَّ مَلَكٍ قَرَّبَهُ اَللَّهُ شَفَعُوا فِي مُبْغِضٍ لَكِ غَاصِبٍ لَكِ مَا أَخْرَجَهُ اَللَّهُ مِنَ اَلنَّارِ أَبَداً.
🔸از رسول خدا(صلی الله علیه و اله) روایت شده:
«ای فاطمه! اگر همهی پیامبرانی که خداوند برانگیخته و همهی فرشتگانی که خداوند مقرّب ساخته، دربارهی دشمن تو و غاصب حقّ تو شفاعت کنند، خداوند او را هرگز از آتش بیرون نخواهد آورد.»
📚: کنزالفوائد(کراجکی)، ص۶۴.
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖«پرسشی کوبنده و بیپاسخ برای اهلتسنّن»
✍🏻در منابع معتبر اهلسنت، قهر کردن و قطع رابطه میان مسلمانان بیش از سه روز بهصراحت نهی شده است.
🔺عَطاءِ بنِ يَزيدَ اللَّيثِيِّ، عَن أَبي أَيُّوبَ الأَنصاريِّ، أَنَّ رَسولَ اللَّهِ صلّى اللَّهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ قالَ:
لا يَحِلُّ لِرَجُلٍ أَن يَهجُرَ أَخاهُ فَوقَ ثَلاثِ لَيالٍ، يَلتَقيانِ فَيُعرِضُ هذا وَيُعرِضُ هذا، وَخَيرُهُما الَّذي يَبدَأُ بِالسَّلامِ.)1.2
🔸« بخاری و مسلم در صحيح خود از ابوايوب انصاری نقل کرده اند:
رسول خدا (ص) فرمودند: جائز نيست برای هيچ کس که بيش از سه روز با برادر مومن خود قهر کند به طوريکه هر گاه يکديگر را ببينند ، روی از هم برگردانند . و بهترينشان کسی است که به سلام ابتدا کند.»
🔺شُعَيبٌ عَنِ الزُّهْرِيِّ قالَ: حَدَّثَني عَوفُ بنُ مالِكِ بنِ الطُّفَيلِ، هُوَ بنُ الحارِثِ، وَهُوَ بنُ أَخي عائِشَةَ زَوجِ النَّبيِّ صلّى اللهُ عَلَيهِ وَسَلَّم لِأُمِّها، أَنَّ عائِشَةَ حَدَّثَت أَنَّ عَبدَ اللهِ بنَ الزُّبَيرِ قالَ في بَيعٍ أَو عَطاءٍ أَعطَتْهُ عائِشَةُ: وَاللهِ لَتَنتَهِيَنَّ عائِشَةُ أَو لَأَحجُرَنَّ عَلَيها....
🔸عبدالله زبير به علت بخششهای بی حد و حساب عايشه تهديد کرد که اگر او دست از اسراف هايش برندارد ، او را ممنوع التصرف خواهد نمود . وقتی اين خبر به عايشه رسيد ، نذر کرد که ديگر با ابن زبير سخن نگويد . هنگامی که قهر او به طول انجاميد ، ابن زبير چند واسطه فرستاد تا نزد عايشه از او شفاعت کنند ولی او زير بار نرفت تا اين که اين حديث پيامبر را به يا او آوردندکه ( قهر بيش از سه روز با برادر مومن جائز نيست ) عايشه مي گريست ومی گفت : با نذرم چه کنم؟ تا اينکه بالاخره با دادن کفاره با ابن زبير آشتی نمود »
✍🏻در منابع اهل تسنّن به صراحت از قهر کردن حضرت زهرا سلاماللهعلیها با ابوبکر سخن به میان آمده است، و این قهر کردن تا زمان شهادت حضرت ادامه یافت.
1️⃣🔺فَوَجَدَتْ فاطِمَةُ عَلَى أَبي بَكْرٍ في ذلِكَ، فَهَجَرَتْهُ فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتّى تُوُفِّيَتْ، وَعاشَتْ بَعْدَ النَّبيِّ صلّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم سِتَّةَ أَشْهُرٍ.
فَلَمّا تُوُفِّيَتْ دَفَنَها زَوْجُها عَلِيٌّ لَيْلاً، وَلَمْ يُؤْذَنْ بِها أَبا بَكْرٍ، وَصَلّى عَلَيْها.
🔸«بخاری در صحيح خود می گويد:
(بعد از آنکه ابوبکر ادعای فاطمه را درباره فدک قبول نکرد ) فاطمه بر او غضب و با او قهر کرد و تا زنده بود با ابوبکر سخن نگفت . پس از شش ماه که وفات کرد ، همسرش علی بر او نماز گزارد و او را دفن کرد و ابوبکر را برای مراسم با خبر نساخت»
2️⃣🔺فَغَضِبَتْ فاطِمَةُ بِنْتُ رَسولِ اللهِ صلّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم، فَهَجَرَتْ أَبا بَكْرٍ، فَلَمْ تَزَلْ مُهاجِرَتَهُ حَتّى تُوُفِّيَتْ، وَعاشَتْ بَعْدَ رَسولِ اللهِ صلّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم سِتَّةَ أَشْهُرٍ....)
🔸«هنگامی که فاطمه نصيب خود از ارث حضرت رسول را از ابوبکرطلب نمود و او از دادن آن امتناع کرد ، فاطمه بر او غضب کرد و تا آخر عمر با او قهر بود »
3️⃣🔺فَوَجَدَتْ فاطِمَةُ عَلَى أَبي بَكْرٍ في ذلِكَ، قالَ: فَهَجَرَتْهُ فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتّى تُوُفِّيَتْ، وَعاشَتْ بَعْدَ رَسولِ اللهِ صلّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم سِتَّةَ أَشْهُرٍ.
🔸« مسلم در صحيح خود نقل ميکند که : فاطمه بعد از امتناع ابوبکر از دادن ارث او ، با ابوبکر قهر نمود و شش ماهی که بعد از پدرش زنده بود ، با او سخن نگفت و چون وفات نمود همسرش علی بر او نماز گزارد و او را بدون اطلاع ابوبکر به خاک سپرد و تا فاطمه زنده بود علی نزد مردم موقعيتی داشت ولی بعد از وفات او مردم از علی رويگردان شدند و او ناچار شد با ابوبکر بيعت کند! »
👇پرسشها👇
1 • حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» با وجود آگاهی از حرمت قهر کردن با مسلمانان، چرا با ابوبکر قهر کردند؟
2• آیا اساساً حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» ابوبکر را خارج از شمول این حکم حرمت میدانستند؟
3• این قهر تا زمان شهادت حضرت ادامه یافت؛ چنانکه در منابع آمده است: «فلم تُكَلِّمه حتى تُوُفِّيَت»، بنابراین احتمال آشتی منتفی است.
4• تمامی احادیث مطرحشده در این زمینه از مهمترین و صحیحترین منابع اهلسنت، یعنی صحیح مسلم و صحیح بخاری، نقل شدهاند؛ کتابهایی که نزد آنان «أصحّ الکتب بعد کتاب الله» به شمار میروند.
📚منابع:
1: صحيح البخاری ج۵/ص ۲۲۵۶
2: صحيح مسلم، ج۴، ص1984
3: صحيح البخاری، ج۵، ص 2255
4: صحيح البخاری، ج4، ص۱۵۴۹
5: صحیح مسلم ج 3 ص 1380
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖تنها جایی که حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» بعد شهادت رسول الله «صلیاللهعلیهوآله» تبسم کردند
🔺عَنِ اِبْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: مَرِضَتْ فَاطِمَةُ مَرَضاً شَدِيداً فَقَالَتْ لِأَسْمَاءَ بِنْتِ عُمَيْسٍ أَ لاَ تَرَيْنَ إِلَى مَا بَلَغْتُ فَلاَ تَحْمِلِينِي عَلَى سَرِيرٍ ظَاهِرٍ فَقَالَتْ لاَ لَعَمْرِي وَ لَكِنْ أَصْنَعُ نَعْشاً كَمَا رَأَيْتُ يُصْنَعُ بِالْحَبَشَةِ قَالَتْ فَأَرِينِيهِ فَأَرْسَلَتْ إِلَى جَرَائِدَ رَطْبَةٍ فَقُطِعَتْ مِنَ اَلْأَسْوَاقِ ثُمَّ جَعَلَتْ عَلَى اَلسَّرِيرِ نَعْشاً وَ هُوَ أَوَّلُ مَا كَانَ اَلنَّعْشُ فَتَبَسَّمَتْ وَ مَا رُئِيَتْ مُتَبَسِّمَةً إِلاَّ يَوْمَئِذٍ.
🔸ابن عبّاس مىگويد:
آن هنگام كه بيمارى حضرت فاطمه شدّت يافت،به اسماء بنت عميس فرمود:آيا نمىبينى من در چه حالى هستم؟
مبادا مرا روى تختهاى بگذاريد كه جنازهام ظاهر باشد!
اسماء گفت:نه به جان خودم سوگند،بلكه نظير آن تابوتى را براى تو درست مىكنم كه در حبشه ديدهام.
حضرت زهرا به وى فرمود:پس نمونۀ آن را به من نشان بده!اسماء فرستاد تا از بازار شاخههاى تازۀ خرما آوردند.
آنگاه آن تابوتى را كه در حبشه ديده بود،ساخت و آن اوّلين تابوتى بود كه ساخته شد.
حضرت زهرا پس از ديدن آن تابوت خندان شد و هيچ وقت غير از آن موقع خندان نشده بود.
📚: كشف الغمة ج۱ ،ص۵۰۳
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖بازخوانی هدف شؤم سران سقیفه)4 (اقدام به ترور) ✍🏻دستگاه سقیفه پیش از شهادت پیامبر اکرم
➖بازخوانی هدف شؤم سران سقیفه)5
(چگونگی مطلع شدن امام از ترور)
🔺و رُوِيَ أَنَّ أَبَا بَكْرٍ وَ عُمَرَ بَعَثَا إِلَى خَالِدِ بْنِ الْوَلِيدِ فَوَاعَدَاهُ وَ فَارَقَاهُ عَلَى قَتْلِ عَلِيٍّ ع وَ ضَمِنَ ذَلِكَ لَهُمَا فَسَمِعَتْ ذَلِكَ الْخَبَرَ أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ امْرَأَةُ أَبِي بَكْرٍ فِي خِدْرِهَا فَأَرْسَلَتْ خَادِمَةً لَهَا وَ قَالَتْ تَرَدَّدِي فِي دَارِ عَلِيٍّ وَ قُولِي لَهُ الْمَلَأُ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَفَعَلَتِ الْجَارِيَةُ وَ سَمِعَهَا عَلِيٌّ ع فَقَالَ رَحِمَهَا اللَّهُ قُولِي لِمَوْلَاتِكِ فَمَنْ يَقْتُلُ النَّاكِثِينَ وَ الْمَارِقِينَ وَ الْقَاسِطِينَ؟)1
🔸أبوبکر و عمر طیّ مذاکرهای با خالد بنولید از او خواستند که حضرت علیّ علیهالسّلام را به قتل برساند و او نیز پذیرفت.
در گوشهای از خانه، همسر أبوبکر، اسماء بنتعمیس، متوجّه این جریان شد و فوراً پیکی را روانهی خانهی علیّ علیهالسّلام نمود و گفت: «به او بگو گروهی قصد جان شما را دارند.»
چون حضرت این مطلب را شنید، فرمود: «رحمت خدا بر بانویت اسماء؛ به او بگو اگر ایشان به این هدف نائل شوند، پس چه کسی ناکثین، مارقین و قاسطین را خواهد کشت؟»
👇نکته👇
✍️:اسماء بنتعمیس در آغاز همسر جناب جعفر بنابیطالب بود و در هجرت مسلمانان به حبشه همراه جعفر حضور داشت.
پس از شهادت حضرت جعفر بنابیطالب «علیهماالسلام»، اسماء با ابابکر بنابیقحافه ازدواج کرد.
پس از مرگ ابابکر، اسماء همسر امیرالمؤمنین «علیهالسلام» شد.
محمد بنابیبکر، با آنکه از صُلب ابابکر بود، بهواسطهی تربیت ولایی که اسماء برای او فراهم ساخت، از شیعیان خالص امیرالمؤمنین «علیهالسلام» گردید.
در فضیلت اسماء همین بس که طبق وصیت حضرت زهرا «سلاماللهعلیها»، در غسل بدن پاک و مطهر آن حضرت، یاور و کمکدست امیرالمؤمنین «علیهالسلام» بود.
🔺روِيَ أَنَّهُ أَعَانَهُ عَلَى غُسْلِهَا أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ وَ أَنَّهَا قَالَتْ أَوْصَتْ فَاطِمَةُ أَنْ لَا يُغَسِّلَهَا إِذَا مَاتَتْ إِلَّا أَنَا وَ عَلِيٌّ ص فَغَسَّلْتُهَا أَنَا وَ عَلِيٌّ وَ صَلَّى عَلَيْهَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ ع وَ عَمَّارٌ وَ مِقْدَادُ وَ عَقِيلٌ وَ الزُّبَيْرُ وَ أَبُو ذَرٍّ وَ سَلْمَانُ وَ بُرَيْدَةُ وَ نَفَرٌ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ فِي جَوْفِ اللَّيْلِ وَ دَفَنَهَا عَلِيٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع سِرّاً بِوَصِيَّةٍ مِنْهَا فِي ذَلِكَ.)2
🔸اسماء گوید:
فاطمه عليهاالسّلام وصیت کردند که مرا جز علی و شما دیگری نباید غسل دهد. بر اثر این وصیت، من و علی او را غسل دادیم.
در نماز او، علی، حسنین، عمار، مقداد، عقيل، زبیر، ابوذر، سلمان، بریده و گروهی از بنیهاشم شرکت داشتند. او را نیز در دل شب، طبق وصیتش، به خاک سپردند
📚: منابع:
1: الاحتجاج ج1 ص 89
2:اعلام الوری: 152.
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖گزارش لحظات آخر عمر مبارک حضرت زهرا «سلاماللهعلیها»😭
🔺فَقَالَتْ يَا أَسْمَاءُ ائْتِنِي بِبَقِيَّةِ حَنُوطِ وَالِدِي مِنْ مَوْضِعِ كَذَا وَ كَذَا فَضَعِيهِ عِنْدَ رَأْسِي فَوَضَعَتْهُ ثُمَّ تَسَجَّتْ بِثَوْبِهَا وَ قَالَتْ انْتَظِرِينِي هُنَيْهَةً ثُمَّ ادْعِينِي فَإِنْ أَجَبْتُكِ وَ إِلَّا فَاعْلَمِي أَنِّي قَدْ قَدِمْتُ عَلَى أَبِي فَانْتَظَرَتْهَا هُنَيْهَةً ثُمَّ نَادَتْهَا فَلَمْ تُجِبْهَا فَنَادَتْ يَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى يَا بِنْتَ أَكْرَمَ مَنْ حَمَلَتْهُ النِّسَاءُ يَا بِنْتَ خَيْرِ مَنْ وَطِئَ الْحَصَى يَا بِنْتَ مَنْ كَانَ مِنْ رَبِّهِ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى قَالَ فَلَمْ تُجِبْهَا فَكَشَفَتِ الثَّوْبَ عَنْ وَجْهِهَا فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتِ الدُّنْيَا فَوَقَعَتْ عَلَيْهَا تُقَبِّلُهَا وَ هِيَ تَقُولُ فَاطِمَةُ إِذَا قَدِمْتِ عَلَى أَبِيكِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَأَقْرِئِيهِ عَنْ أَسْمَاءَ بِنْتِ عُمَيْسٍ السَّلَام
🔸مرحوم اربلی نقل میکند:
فاطمه «سلام الله علیها» به اسماء گفت: «بقیهی حنوط پدرم را از فلان جا بیاور و آن را کنار سرم بگذار.»
اسماء آن را آورد و گذاشت.
سپس فاطمه «سلام الله علیها» با لباس خود روی خویش را پوشاند و گفت: «اندکی صبر کن، سپس مرا صدا بزن؛ اگر پاسخ دادم که هستم، و اگر پاسخ ندادم بدان که من به سوی پدرم رفتهام.»
اسماء اندکی صبر کرد و او را صدا زد، اما پاسخی نشنید.
دوباره گفت: «ای دختر محمد مصطفی، ای دختر گرامیترین کسی که زنان او را به دنیا آوردند، ای دختر بهترین کسی که بر سنگریزهها گام نهاد، ای دختر آنکه نزد پروردگارش به اندازهی قاب قوسین یا نزدیکتر بود.» اما باز پاسخی نیافت.
پس پردهی لباس را از چهرهی او کنار زد و دید که فاطمه «سلاماللهعلیها» از دنیا رفته است.
اسماء بر او افتاد و او را بوسید و گفت: «ای فاطمه، هنگامی که نزد پدرت رسول خدا «صلیاللهعلیهوآله» رفتی، سلام اسماء بنت عُمیس را به او برسان.»
📚کشف الغمة ج 1 ص 500
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖بازخوانی هدف شؤم سران سقیفه)5 (چگونگی مطلع شدن امام از ترور) 🔺و رُوِيَ أَنَّ أَبَا بَكْرٍ
➖بازخوانی هدف شؤم سران سقیفه)6
(دلیل انصراف از ترور)
✍🏻« عرض کردیم: عمر و ابوبکر پس از مشورت با یکدیگر تصمیم به ترور امیرالمؤمنین علیهالسلام گرفتند؛ اما در لحظهی آخر، ابوبکر از اجرای این تصمیم منصرف شد. پرسشی که در اینجا مطرح میشود آن است که چرا ابوبکر در واپسین لحظه از اقدام به ترور پشیمان گردید؟»
🔺و فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى لِأَبِي ذَرٍّ رَحِمَهُ اَللَّهُ: أَنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَخَذَ خَالِداً بِإِصْبَعَيْهِ اَلسَّبَّابَةِ وَ اَلْوُسْطَى فِي ذَلِكَ اَلْوَقْتِ فَعَصَرَهُ عَصْراً فَصَاحَ خَالِدٌ صَيْحَةً مُنْكَرَةً فَفَزِعَ اَلنَّاسُ وَ هِمَّتُهُمْ أَنْفُسُهُمْ وَ أَحْدَثَ خَالِدٌ فِي ثِيَابِهِ وَ جَعَلَ يَضْرِبُ بِرِجْلَيْهِ اَلْأَرْضَ وَ لاَ يَتَكَلَّمُ فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ لِعُمَرَ هَذِهِ مَشُورَتُكَ اَلْمُنْكُوسَةُ كَأَنِّي كُنْتُ أَنْظُرُ إِلَى هَذَا وَ أَحْمَدُ اَللَّهَ عَلَى سَلاَمَتِنَا وَ كُلَّمَا دَنَا أَحَدٌ لِيُخَلِّصَهُ مِنْ يَدِهِ لَحْظَةً تَنَحَّى عَنْهُ رُعْباً فَبَعَثَ أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ إِلَى اَلْعَبَّاسِ فَجَاءَ وَ تَشَفَّعَ إِلَيْهِ وَ أَقْسَمَ عَلَيْهِ فَقَالَ بِحَقِّ هَذَا اَلْقَبْرِ وَ مَنْ فِيهِ وَ بِحَقِّ وَلَدَيْهِ وَ أُمِّهِمَا إِلاَّ تَرَكْتَهُ فَفَعَلَ ذَلِكَ وَ قَبَّلَ اَلْعَبَّاسُ بَيْنَ عَيْنَيْهِ .
🔸و در روایتی دیگر از ابوذر ـ رحمةالله علیه ـ آمده است:
امیرالمؤمنین علیهالسلام در آن هنگام خالد را با دو انگشت سبابه و میانی گرفت و چنان فشرد که خالد فریادی ناشایست برآورد.
مردم از این صحنه به هراس افتادند و تنها به فکر خود بودند.
خالد در همان حال لباس خود را آلوده ساخت و پاهایش را بر زمین میکوبید، بیآنکه سخنی بگوید.
ابابکر به عمر گفت: «این همان مشورت وارونهی تو بود؛ گویی من از پیش چنین سرانجامی را میدیدم. خدا را سپاس که ما از این کار در امان ماندیم.» و هر کس میخواست خالد را لحظهای از دست او رها سازد، از ترس کنار میرفت.
پس ابوبکر و عمر، عباس ـ عموی آن حضرت ـ را فراخواندند. عباس آمد و شفاعت کرد و سوگند داد و گفت: «تو را به حق این قبر و آنکه در آن آرمیده است، و به حق دو فرزندش و مادرشان، جز این نیست که او را رها کنی.» حضرت پذیرفت و عباس میان دو چشمانش را بوسید.
👇نکته👇
1. «تنها عاملی که موجب شد ابوبکر از اجرای این تصمیم منصرف گردد، پایین بودن احتمال موفقیت آن بود.
زیرا اگر در تحقق این ترور یقین به پیروزی داشت، هرگز به خالد دستور عقبنشینی نمیداد؛ همانگونه که در ماجرای ترور سعد بن عباده، حضرت زهرا «سلاماللهعلیها»، پیامبر اکرم «صلیاللهعلیهوآله» و مالک بن نویره چنین کردند.»
2. یکی از عوامل اصلی در برگزیدن خالد بن ولید، شهرت او به جنگاوری بود.
با این حال، در گزارشهای تاریخی آمده است که وی در برابر هیبت و شجاعت امیرالمؤمنین «علیهالسلام» دچار هراس شد و خود را آلوده «نجس» ساخت.
اگر چنین کسی، که «مرد جنگی» آنان به شمار میرفت، به این وضعیت افتاد، عمر و ابوبکر ـ که سابقهای در دلاوری میدان نبرد نداشتند ـ چگونه بودند اگر امر پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» به صبر کردن امیرالمومنین «علیهالسلام» نبود.
📚الاحتجاج: ج 1 ص 90
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖«پرسشی کوبنده و بیپاسخ برای اهلتسنّن» ✍🏻در منابع معتبر اهلسنت، قهر کردن و قطع رابطه میان مسلما
➖اثبات عصمت حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» از منابع اهل تسنن
✍🏻علمای اهلسنت در مواجهه با مسئلهی غضب حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها نسبت به ابابکر، چند رویکرد اتخاذ کردهاند: گروهی اصل ماجرا را بهکلی انکار میکنند؛ اما کسانی که با ادلهی متقن شیعه روبهرو میشوند، به جای پذیرش حقیقت، به توجیه اصل ماجرا میپردازند و ـ نعوذ بالله ـ حکم به اشتباه کردن حضرت زهرا سلاماللهعلیها میدهند. در این نوشتار، عصمت حضرت زهرا سلاماللهعلیها بر اساس منابع معتبر اهلسنت اثبات میشود.
🔺:قَالَتْ عَائِشَةُ: خَرَجَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ غَدَاةً وَعَلَيْهِ مِرْطٌ مُرَحَّلٌ، مِنْ شَعْرٍ أَسْوَدَ، فَجَاءَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ فَأَدْخَلَهُ، ثُمَّ جَاءَ الْحُسَيْنُ فَدَخَلَ مَعَهُ، ثُمَّ جَاءَتْ فَاطِمَةُ فَأَدْخَلَهَا، ثُمَّ جَاءَ عَلِيٌّ فَأَدْخَلَهُ، ثُمَّ قَالَ: " {إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا} [الأحزاب: 33] "1
🔸صحیح مسلم؛ عایشه گفت:
پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله صبحگاهی بیرون آمد در حالی که بر دوش او عبایی نقشدار از موی سیاه بود. پس حسن بن علی آمد و پیامبر او را در زیر عبا داخل کرد. سپس حسین آمد و او نیز داخل شد. بعد فاطمه آمد و پیامبر او را داخل کرد. سپس علی آمد و او را نیز داخل نمود. آنگاه پیامبر فرمود:
«همانا خداوند میخواهد پلیدی را از شما اهلبیت دور کند و شما را پاکیزه گرداند، پاکیزهای کامل» (احزاب: 33).
👇🏻معنای رجس👇🏻
🔺فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ2
🔸قرآن:
از پلید حقیقی یعنی بتها اجتناب کنید و نیز از قول باطل (مانند دروغ و شهادت ناحق و سخنان لهو و غنا) دوری گزینید.
🔺قَالَ الْأَزْهَرِيُّ الرِّجْسُ اسم لكل مستقذر من عمل3
🔸ازهری می گوید:
رجس هر عمل زشت را می گویند
🔺أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: «فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي، فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغبَنِي)۳
🔸پیامبر «صلیاللهعلیهوآله»:
فاطمه پاره تن من است هر کسی او را خشمگین کند مرا خشمیگن کرده است و هر کسی مرا خشمیگن کنید خدا را خشمگین کرده است
🔺جابر بن عبد الله - رضي الله عنهما -: قال: رأَيتُ رسولَ الله - صلى الله عليه وسلم - في حَجَّة الوَداع يوم عرفة، وهو على ناقته القَصْواءِ، يَخْطُبُ، فَسَمِعْتُهُ يقول: «إِني تَركْتُ فيكم ما إنْ أَخذْتُمْ به لن تَضِلُّوا: كتاب الله، وعترتي أهل بيْتي»
🔸جابر بن عبدالله (رضیاللهعنهما) گفت:
دیدم رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در حجّةالوداع، روز عرفه، بر شتر خود «قصواء» نشسته و خطبه میخواند. شنیدم که فرمود:
«من در میان شما چیزی بر جای گذاشتم که اگر به آن چنگ زنید هرگز گمراه نخواهید شد: کتاب خدا و عترت من، اهلبیت من.»
👇🏻نتیجه👇🏻
ابتدا روایت صحیح مسلم در باب شمول حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها در آیهی تطهیر بیان شد. سپس معنای «رجس» بر اساس آیات قرآن و منابع لغوی توضیح داده شد. در ادامه، ارتباط میان غضب حضرت زهرا سلاماللهعلیها با غضب الهی تبیین گردید. و در پایان، روایت ابناثیر بر تلازم میان هدایت امت و تمسک به اهلبیت علیهمالسلام تأکید کرد.
اکنون این پرسش جدی مطرح میشود که چگونه است ـ نعوذ بالله ـ برخی از اهلسنت حکم به اشتباه کردن حضرت زهرا سلاماللهعلیها در ادعای فدک میکنند؟
📚:منابع:
1:صحيح مسلم ج4 ص 1883
2:سوره مبارکه حج آیه شریفه ۳۰
3: شرح النووي على مسلم 15 ص195
4: صحیح بخاري ج5 ص21
5: جامع الاصوال ج 1 ص 277
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
21.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
➖شب جمعه است یادت نکنم میمیرم
🛑..عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ ثُوَیْرٍ قَالَ: کُنْتُ أَنَا وَ یُونُسُ بْنُ ظَبْیَانَ وَ الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ وَ أَبُو سَلَمَهَ السَّرَّاجُ جُلُوساً عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلامُ، وَ کَانَ الْمُتَکَلِّمُ مِنَّا یُونُسَ وَ کَانَ أَکْبَرَنَا سِنّاً. فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ، إِنِّی کَثِیراً مَا أَذْکُرُ الْحُسَیْنَ عَلَیهِ السَّلامُ، فَأَیَّ شَیْءٍ أَقُولُ؟ فَقَالَ: «قُلْ: «صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ» تُعِیدُ ذَلِکَ ثَلَاثاً، فَإِنَّ السَّلَامَ یَصِلُ إِلَیْهِ مِنْ قَرِیبٍ وَ مِنْ بَعِید.»
🔰از «حسین بن ثُوَیر» نقل شده است:
من و «یونس بن ظَبیان» و «مفضّل بن عمر» و «ابو سلمه سرّاج» نزد امام صادق (علیهالسلام) نشسته بودیم. از بین ما، یونس که از همه ما بزرگتر بود، سخن میگفت.
یونس به امام صادق (علیهالسلام) عرض کرد:
فدایتان شوم، من خیلی یاد امام حسین (علیهالسلام) میافتم. (در چنین حالتی) چه بگویم؟
حضرت فرمودند:
بگو:
«صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ»
علیه السلام
این را سه بار تکرار کن؛ چراکه سلام، به ایشان میرسد، چه از نزدیک و چه از دور.»
📚الكافي، ج۴، ص۵۷۵
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi