eitaa logo
علم الحدیث
14.7هزار دنبال‌کننده
107 عکس
379 ویدیو
88 فایل
بسم‌اللہ‌الࢪحمن‌الࢪحیم‍! در‌ڪانال‌علم‌الحدیث‌ قصد‌ داریم‌ در‌ راستاے ترویج احادیث اهل‌بیت‌''علیھم‌السلام'' مطالبـے ارائہ دهیم!🕊 مدیریت: @Isaund24 ࢪَحِم‌َ اللَّہ‌ عَبـْدا‌ً أَحیَا‌ أَمْࢪَنـا🌿- ناشناس: https://abzarek.ir/service-p/msg/4633240
مشاهده در ایتا
دانلود
➖جمع‌بندي بحث ارتداد اصحاب بعد از شهادت پیامبر «صلی‌الله‌علیه‌وآله» ✍🏻معنای ارتداد صحابه پس از رشهادت پیامبر اکرم «صلی‌الله‌علیه‌وآله» مراد از «ارتداد» اصحاب پس از رحلت پیامبر اکرم «صلی‌الله‌علیه‌وآله» در این بحث، لزوماً خروج از اسلام نیست؛ بلکه مقصود، عدول و روی‌گردانی از مسیر و موضعی است که پیامبر اکرم «صلی‌الله‌علیه‌وآله» برای امت پس از خویش ترسیم کرده بود و بر اساس روایات مورد بحث، مهم‌ترین مصداق آن، روی‌گردانی از ولایت و امامت امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) است. در همین راستا، قاضی نعمان از ابن‌عباس نقل می‌کند که کسانی که پس از پیامبر اکرم«صلی‌الله‌علیه‌وآله» مرتد شدند، از علی بن ابی‌طالب «علیه‌السلام» روی‌گردان گشتند. الْمُرْتَدِّينَ عَلَى أَعْقَابِهِمْ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَنْهُ بنابراین، در این دسته از روایات، «ارتداد» را می‌توان به معنای «روی‌گردانی از ولایت امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) و عدول از مسیر امامت» دانست، نه لزوماً ارتداد اصطلاحی و خروج از اسلام. قاضی نعمان، *شرح الأخبار*، ج 2، ص 263. ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
تفاوت جنگیدن امیرالمومنین‌علیه‌السلام با جنگیدن دیگران 🔺عَنْ إِبْرَاهِيمَ الْكَرْخِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَوْ قَالَ لَهُ رَجُلٌ أَصْلَحَكَ اللَّهُ أَ لَمْ يَكُنْ عَلِيٌّ ع قَوِيّاً فِي دِينِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ بَلَى قَالَ فَكَيْفَ ظَهَرَ عَلَيْهِ الْقَوْمُ وَ كَيْفَ لَمْ يَدْفَعْهُمْ وَ مَا يَمْنَعُهُ مِنْ ذَلِكَ قَالَ آيَةٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَنَعَتْهُ قَالَ قُلْتُ وَ أَيَّةُ آيَةٍ هِيَ قَالَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذاباً أَلِيماً إِنَّهُ كَانَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَدَائِعُ مُؤْمِنُونَ فِي أَصْلَابِ قَوْمٍ كَافِرِينَ وَ مُنَافِقِينَ فَلَمْ يَكُنْ عَلِيٌّ ع لِيَقْتُلَ الْآبَاءَ حَتَّى يَخْرُجَ الْوَدَائِعُ فَلَمَّا خَرَجَتِ الْوَدَائِعُ ظَهَرَ عَلَى مَنْ ظَهَرَ فَقَاتَلَهُ وَ كَذَلِكَ قَائِمُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ لَنْ يَظْهَرَ أَبَداً حَتَّى تَظْهَرَ وَدَائِعُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِذَا ظَهَرَتْ ظَهَرَ عَلَى مَنْ يَظْهَرُ فَقَتَلَهُ. 🔸ابراهیم کرخی روایت می‌کند: گفتم به امام صادق علیه‌السلام ـ یا مردی به ایشان گفت: «خدا تو را اصلاح کند، آیا علی علیه‌السلام نیرومند در دین خدا نبود؟» فرمود: «چرا.» گفت: «پس چگونه مردم بر او غلبه کردند و چرا آنان را دفع نکرد؟ چه چیزی مانع او شد؟» امام فرمود: «آیه‌ای در کتاب خدا او را بازداشت.» گفتم: «کدام آیه است؟» فرمود: «قول خدای عزّوجل: لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذاباً أَلِيماً؛ زیرا برای خداوند ودایع و امانت‌هایی از مؤمنان در صلب‌های گروهی کافر و منافق بود. پس علی علیه‌السلام نمی‌توانست پدران را بکشد تا آن ودایع بیرون آیند. هنگامی که آن ودایع بیرون آمدند، بر کسانی که باید، غلبه کرد و با آنان جنگید. و همین‌گونه قائم ما اهل‌بیت نیز هرگز ظهور نخواهد کرد تا ودایع خداوند عزّوجل آشکار شوند. پس وقتی آشکار شدند، بر هر که باید، غلبه خواهد کرد و او را خواهد کشت.» 📚: علل الشرائع ج۱ ص۱۴۷ ♻️کانال:علم الحدیث @mirasehadisi
➖تفاوت جنگیدن امیرالمومنین «علیه‌السلام» با دیگران 🔺عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ مَا بَالُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع لَمْ يُقَاتِلْ فُلَاناً وَ فُلَاناً وَ فُلَاناً قَالَ لِآيَةٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذاباً أَلِيماً قَالَ قُلْتُ وَ مَا يَعْنِي بِتَزَايُلِهِمْ قَالَ وَدَائِعَ مُؤْمِنِينَ فِي أَصْلَابِ قَوْمٍ كَافِرِينَ وَ كَذَلِكَ الْقَائِمُ ع لَنْ يَظْهَرَ أَبَداً حَتَّى تَخْرُجَ وَدَائِعُ اللَّهِ تَعَالَى فَإِذَا خَرَجَتْ ظَهَرَ عَلَى مَنْ ظَهَرَ مِنْ أَعْدَاءِ اللَّهِ فَقَتَلَهُمْ. 🔸راوى مى‌گويد: محضر مبارك امام عليه السّلام عرض كردم: چرا امير المؤمنين عليه السّلام با فلان و فلان و فلان مقاتله و ستيز نفرمودند؟ فرمودند به خاطر يك آيه‌اى كه در قرآن شريف مى‌باشد و آن اين است: لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذاباً أَلِيماً (اگر شما كفّار و مؤمنين از هم جدا مى‌شديد محققا آنان كه كافرند را به عذاب خود معذّب مى‌ساختيم). راوى مى‌گويد: محضر امام عليه السّلام عرض كردم: مقصود از تزايل كفّار و مؤمنين چيست؟ امام عليه السّلام فرمودند: امانت‌هاى مؤمنين در اصلاب كافرين بوده تا ظهور حضرت قائم عليه السّلام و تا مادامى كه اين ودائع از اصلاب كفّار خارج نشده‌اند حضرت ظهور نمى‌فرمايند ولى پس از خروج آنها حضرت نيز ظهور كرده و بر اعداء و دشمنان غلبه نموده و آنها را مى‌كشند. 📚علل الشرايع: ج 1 ص 147 ♻️کانال:علم الحدیث @mirasehadisi
سالروز از دنیا رفتن خلیفه خودخوانده 🔺وفي اليوم السابع والعشرين منه سنة (13) ثلاث عشرة من الهجرة كانت وفاة أبي بكر عتيق بن أبي قحافة وولاية عمر بن الخطاب مقامه بنصه 🔸مرحوم شیخ مفید: روز 27 جمادی الاخر، سال 13 هجری سالروز وفات ابابکر‌بن‌ابی‌قحافه، و به حکومت رسیدن عمربن‌الخطاب به دستور و وصیت ابابکر است 📚: مسار الشیعه 56 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
➖چرا بنی‌هاشم بر دیگران در امر خلافت أولی بودند؟ 🔺وَ أَخْبَرَنِي الشَّيْخُ أَدَامَ اللَّهُ عِزَّهُ مُرْسَلًا قَالَ سَأَلَ رَجُلٌ زَيْنَ الْعَابِدِينَ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ ع فَقَالَ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَخْبِرْنِي بِمَا ذَا فُضِّلْتُمُ النَّاسَ جَمِيعاً وَ سُدْتُمُوهُمْ فَقَالَ لَهُ ع أَنَا أُخْبِرُكَ بِذَلِكَ اعْلَمْ أَنَّ النَّاسَ كُلَّهُمْ لَا يَخْلُونَ مِنْ أَنْ يَكُونُوا أَحَدَ ثَلَاثَةٍ إِمَّا رَجُلٌ أَسْلَمَ عَلَى يَدِ جَدِّنَا رَسُولِ اللَّهِ ص فَهُوَ مَوْلًى لَنَا وَ نَحْنُ سَادَاتُهُ وَ إِلَيْنَا يَرْجِعُ بِالْوَلَاءِ أَوْ رَجُلٌ قَاتَلْنَاهُ فَقَتَلْنَاهُ فَمَضَى إِلَى النَّارِ أَوْ رَجُلٌ أَخَذْنَا مِنْهُ الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُوَ صَاغِرٌ وَ لَا رَابِعَ لِلْقَوْمِ فَأَيُّ فَضْلٍ لَمْ نَحُزْهُ وَ شَرَفٍ لَمْ نُحَصِّلْهُ بِذَلِكَ. 🔸مردی نزد زین‌العابدین علی بن الحسین علیه‌السلام آمد و گفت: ای فرزند رسول خدا، به من بگو به چه سبب شما بر همه مردم برتری یافته‌اید و سروری آنان را به دست گرفته‌اید؟» «حضرت علیه‌السلام فرمود: من تو را آگاه می‌سازم. بدان که مردم از سه حال بیرون نیستند: ۱. یا کسی است که به دست جدّ ما رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله اسلام آورده؛ پس ما بر او ولایت داریم و ما سروران اوییم و ولایتش به ما بازمی‌گردد. ۲. یا کسی است که با ما جنگیده و ما او را کشته‌ایم؛ پس به سوی آتش رفته است. ۳. یا کسی است که از او جزیه گرفته‌ایم با دست خود، در حالی که خوار و ذلیل است.» «و برای مردم حالت چهارمی وجود ندارد. پس چه فضیلتی است که ما به دست نیاورده‌ایم و چه شرافتی است که با این مقام حاصل نکرده‌ایم؟» 👇🏻توضیح👇🏻 امام سجاد علیه‌السلام مردم پس از شهادت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله را به سه دسته تقسیم کرده است: 1. مسلمانان: کسانی که به دست بنی‌هاشم اسلام آورده بودند؛ بنابراین ولایت آنان به بنی‌هاشم بازمی‌گشت و بنی‌هاشم سرپرستی ایشان را بر عهده داشتند. 2. اهل ذمّه: کسانی که اسلام نیاورده بودند، اما تحت سیطره حکومت اسلامی زندگی می‌کردند. این گروه به سبب بهره‌مندی از امنیت جامعه اسلامی موظف به پرداخت جزیه بودند و به دلیل عدم ایمان، شایستگی دخالت در انتخاب خلیفه مسلمانان را نداشتند. 3. کفار و دشمنان اسلام: کسانی که در جنگ‌های صدر اسلام به دست پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله و امیرالمؤمنین علیه‌السلام کشته شدند و سرانجامشان آتش دوزخ بود. 👈🏻بر اساس این تقسیم‌بندی، فرضِ وجود دسته چهارم ممکن نیست. تنها گروه نخست، یعنی مسلمانان، شأنیت انتخاب خلیفه را داشتند؛ با این حال همان گروه نیز تحت ولایت بنی‌هاشم قرار داشتند. 📚: الفصول المختارة 25 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
➖ ابابکر به دست چه کسی به قتل رسید؟ ✍🏻 برای پاسخ به این پرسش باید دو موضوع بررسی شود: 1. آیا ابوبکر به قتل رسید؟ 2. اگر چنین است، قاتل او چه کسی بود؟ ⚡️ پاسخ: 🔺«الليث بن سعد عن الزهري قال: أهدي لأبي بكر طعام، وعنده الحارس بن كلدة طبيب العرب؛ فأكلا منه، فقال الحارث لأبي بكر: لقد أكلنا والله في هذا الطعام سم سنة، وإني وإياك لميتان عند رأس الحول، فماتا جميعا عند انقضاء السنة.» 🔸 زهری نقل می‌کند: غذایی برای ابوبکر آورده شد. در آن هنگام حارث بن کلده، طبیب مشهور عرب، نزد ابوبکر بود. حارث که با ابوبکر هم‌غذا شد، پس از خوردن چند لقمه دست کشید و گفت: «ما را مسموم کرده‌اند و تا یک سال دیگر خواهیم مرد.» و چنین شد که در پایان سال هر دو نفر از دنیا رفتند. ✍🏻 در این نقل از فعل مجهول «أُهدي» استفاده شده است؛ یعنی مشخص نیست چه کسی این غذای مسموم را برای ابوبکر آورده است. بنابراین اصلِ مسموم شدن ابوبکر با سم ثابت می‌شود، اما اینکه قاتل او چه کسی بوده، روشن نیست. 🔸 ناگفته نماند که در تاریخ طبری علت وفات ابوبکر چنین ذکر شده است: «وكان سبب وفاته أن اليهود سمته في أرزة.» آیا عمر بن خطاب قاتل ابوبکر است⁉️ 🔸 برخی پژوهشگران معاصر بر این باورند که قاتل ابوبکر، عمر بن خطاب بوده است. اما واقعیت آن است که هیچ نص تاریخی معتبر بر چنین ادعایی وجود ندارد. کسانی که این قول را پذیرفته‌اند، تنها بر اساس قرائن چنین نظری داده‌اند؛ از جمله این قرینه که: «کسی که بیشترین سود از مرگ ابوبکر نصیبش شد، عمر بن خطاب بود.» و قرائن دیگری که در این مجال ذکرشان ممکن نیست. 📝 نتیجه‌گیری بر اساس منابع تاریخی، اصلِ مسموم شدن ابوبکر با سم گزارش شده است، اما هویت قاتل او به‌طور قطعی مشخص نیست. تنها در برخی منابع، یهودیان به عنوان عامل مسمومیت معرفی شده‌اند. نسبت دادن قتل ابوبکر به عمر بن خطاب، فاقد پشتوانه نص تاریخی است و صرفاً بر پایه قرائن و تحلیل‌های برخی پژوهشگران معاصر مطرح شده است. 📚 منابع: 1. العقد الفريد، ج۷، ص۳۰۵ 2. تاریخ طبری، ج۲، ص۲۱۵ ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
علم الحدیث
➖به مناسبت مناظره آقایان اردستانی و کاشانی (یاری شدن حامد کاشانی با روح القدس) 🔺أَخْبَرَنِي الشَّي
➖ از میان یاران پیامبر«صلي‌الله‌علیه‌وآله، شایسته‌ترین برای خلافت چه کسي بود؟ 🔺وَ أَخْبَرَنِي الشَّيْخُ أَدَامَ اللَّهُ عِزَّهُ قَالَ: دَخَلَ ضِرَارُ بْنُ عَمْرٍو الضَّبِّيُّ عَلَى يَحْيَى بْنِ خَالِدٍ الْبَرْمَكِيِّ فَقَالَ لَهُ يَا أَبَا عَمْرٍو هَلْ لَكَ فِي مُنَاظَرَةِ رَجُلٍ هُوَ رُكْنُ الشِّيعَةِ فَقَالَ ضِرَارٌ هَلُمَّ مَنْ شِئْتَ. فَبَعَثَ إِلَى هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ رَحِمَهُ اللَّهُ فَأَحْضَرَهُ فَقَالَ لَهُ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ هَذَا ضِرَارٌ وَ هُوَ مَنْ قَدْ عَلِمْتَ فِي الْكَلَامِ وَ الْخِلَافِ لَكَ فَكَلِّمْهُ فِي الْإِمَامَةِ فَقَالَ لَهُ نَعَمْ. ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى ضِرَارٍ فَقَالَ يَا أَبَا عَمْرٍو خَبِّرْنِي عَلَى مَا تَجِبُ الْوَلَايَةُ وَ الْبَرَاءَةُ أَ عَلَى الظَّاهِرِ أَمْ عَلَى الْبَاطِنِ فَقَالَ ضِرَارٌ بَلْ عَلَى الظَّاهِرِ فَإِنَّ الْبَاطِنَ لَا يُدْرَكُ إِلَّا بِالْوَحْيِ قَالَ هِشَامٌ صَدَقْتَ فَأَخْبِرْنِي الْآنَ أَيُّ الرَّجُلَيْنِ كَانَ أَذَبَّ عَنْ وَجْهِ رَسُولِ اللَّهِ ص بِالسَّيْفِ وَ أَقْتَلَ لِأَعْدَاءِ اللَّهِ بَيْنَ يَدَيْهِ وَ أَكْثَرَ آثَاراً فِي الْجِهَادِ أَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ أَوْ أَبُو بَكْرٍ فَقَالَ بَلْ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ لَكِنَّ أَبَا بَكْرٍ كَانَ أَشَدَّ يَقِيناً فَقَالَ هِشَامٌ هَذَا هُوَ الْبَاطِنُ الَّذِي قَدْ تَرَكْنَا الْكَلَامَ فِيهِ وَ قَدِ اعْتَرَفْتَ لِعَلِيٍّ ع بِظَاهِرِ عَمَلِهِ مِنَ الْوَلَايَةِ وَ أَنَّهُ يَسْتَحِقُّ بِهَا مِنَ الْوَلَايَةِ مَا لَمْ يَجِبْ لِأَبِي بَكْرٍ فَقَالَ ضِرَارٌ هَذَا هُوَ الظَّاهِرُ نَعَمْ. ثُمَّ قَالَ لَهُ هِشَامٌ أَ فَلَيْسَ إِذَا كَانَ الْبَاطِنُ مَعَ الظَّاهِرِ فَهُوَ الْفَضْلُ الَّذِي لَا يُدْفَعُ فَقَالَ لَهُ ضِرَارٌ بَلَى فَقَالَ لَهُ هِشَامٌ أَ لَسْتَ تَعْلَمُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ لِعَلِيٍّ أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي قَالَ ضِرَارٌ نَعَمْ قَالَ هِشَامٌ أَ فَيَجُوزُ أَنْ يَقُولَ لَهُ هَذَا الْقَوْلَ إِلَّا وَ هُوَ عِنْدَهُ فِي الْبَاطِنِ مُؤْمِنٌ قَالَ لَا قَالَ هِشَامٌ فَقَدْ صَحَّ لِعَلِيٍّ ع ظَاهِرُهُ وَ بَاطِنُهُ وَ لَمْ يَصِحَّ لِصَاحِبِكَ لَا ظَاهِرٌ وَ لَا بَاطِنٌ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ. 🔸شیخ مفید نقل مي‌کند: ضرار بن عمرو ضبی نزد یحیی بن خالد برمکی وارد شد. یحیی به او گفت: «ای ابا عمرو، آیا مایل هستی با مردی که ستون و تکیه‌گاه شیعه است مناظره کنی؟» ضرار گفت: «هر که را بخواهی بیاور.» پس یحیی به هشام بن حکم ـ رحمة‌الله علیه ـ پیغام داد و او را حاضر کرد. سپس به هشام گفت: «ای ابا محمد، این ضرار است و تو جایگاه او را در علم کلام و اختلاف نظرها می‌دانی. با او درباره امامت سخن بگو.» هشام گفت: «بسیار خوب.» سپس رو به ضرار کرد و گفت: «ای ابا عمرو، به من بگو ولایت و برائت (دوستی و دشمنی دینی) بر چه چیزی واجب می‌شود؟ بر ظاهر یا بر باطن؟» ضرار گفت: «بر ظاهر؛ زیرا باطن جز از راه وحی شناخته نمی‌شود.» هشام گفت: «راست گفتی. اکنون بگو کدام یک از آن دو مرد بیشتر با شمشیر از چهره پیامبر خدا دفاع کرد، دشمنان خدا را در برابر او کشت و آثار بیشتری در جهاد بر جای گذاشت: علی بن ابی‌طالب یا ابوبکر؟» ضرار گفت: «علی بن ابی‌طالب؛ اما ابوبکر یقینش بیشتر بود.» هشام گفت: «این همان باطن است که قرار گذاشتیم درباره‌اش سخن نگوییم. و تو خود اعتراف کردی که علی به سبب ظاهرِ عملش در ولایت، شایسته‌تر است به چیزی که برای ابوبکر واجب نشد.» ضرار گفت: «این همان ظاهر است، بله.» هشام گفت: «آیا اگر باطن همراه ظاهر باشد، این همان فضیلتی نیست که انکار نمی‌شود؟» ضرار گفت: «چرا.» هشام گفت: «آیا نمی‌دانی که پیامبر خدا به علی فرمود: *تو نسبت به من همچون هارون نسبت به موسی هستی، جز آنکه پس از من پیامبری نیست*؟» ضرار گفت: «آری.» هشام گفت: «آیا ممکن است پیامبر چنین سخنی به او بگوید مگر آنکه در باطن نزد او مؤمن باشد؟» ضرار گفت: «نه.» هشام گفت: «پس ثابت شد که برای علی هم ظاهر و هم باطن درست است، و برای رفیق تو نه ظاهر و نه باطن ثابت نشد. و سپاس خدا را.» 📚الفصول المختارة، 28 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
به شیعه بودن خود باید افتخار کرد 🔺عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَمِعَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ رَجُلًا مِنْ قُرَيْشٍ يُكَلِّمُ رَجُلًا مِنْ أَصْحَابِنَا فَاسْتَطَالَ عَلَيْهِ الْقُرَيْشِيُّ بِالْقُرَشِيَّةِ وَ اسْتَخْزَى الرَّجُلَ لِقُرَشِيَّتِهِ فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أَجِبْهُ فَإِنَّكَ بِالْوَلَايَةِ أَشْرَفُ مِنْهُ نَسَباً. 🔸راوی نقل می کند: امام صادق علیه‌السلام فرمود: روزی شنید که مردی از قریش با یکی از یاران ما سخن می‌گفت. آن مرد قریشی به قریشی بودن خود بر او فخر فروخت و او را به خاطر قریشی نبودنش کوچک شمرد. امام صادق علیه‌السلام به آن یار فرمود: «پاسخش را بده، زیرا تو به سبب ولایت (اهل‌بیت) از او از نظر نسب شریف‌تر هستی.» 📚علل الشرائع: ج 2 ص 393 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
➖گروه برگزیده از شیعیان چه گروهی هستند؟ 🔺و عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ انْتَخَبَ قَوْماً مِنْ خَلْقِهِ لِقَضَاءِ حَوَائِجِ فُقَرَاءَ مِنْ شِيعَةِ عَلِيٍّ ع لِيُثِيبَهُمْ بِذَلِكَ الْجَنَّة 🔸«امام صادق علیه‌السلام فرمود: همانا خداوند عزّوجل گروهی از بندگانش را برگزیده است تا نیازهای فقرای شیعیان علی علیه‌السلام را برآورند، و خداوند به سبب این کار، به آنان پاداش بهشت عطا می‌کند.» 📚: المومن 46 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
➖سالروز شهادت امام هادی علیه‌السلام 🔺وفي اليوم الثالث منه سنة أربع وخمسين ومئتين من الهجرة كانت وفاة سيدنا أبي الحسن علي بن محمد صاحب العسكر عليه السلام وله يومئذ أربعون سنة 🔸مرحوم شیخ مفید: در روز سوم از ماه رجب سال 254 هجری، شهادت امام هادی «علیه السلام» است و امام در زمان شهادت سن مبارکشان 40 سال بود. 📚مسار الشیعه: 58 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
دنیای ما هم تاریک است برای ما هم چراغ بیاور آقا جانم ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
علم الحدیث
دنیای ما هم تاریک است برای ما هم چراغ بیاور آقا جانم ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
سعید حاجب و مهربانی امام هادی «علیه‌السلام». 🔺عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ اَلطَّاهِرِيِّ قَالَ: مَرِضَ اَلْمُتَوَكِّلُ مِنْ خُرَاجٍ خَرَجَ بِهِ وَ أَشْرَفَ مِنْهُ عَلَی‌ اَلْهَلاَكِ فَلَمْ يَجْسُرْ أَحَدٌ أَنْ يَمَسَّهُ بِحَدِيدَةٍ فَنَذَرَتْ أُمُّهُ إِنْ عُوفِيَ أَنْ تَحْمِلَ إِلَی‌ أَبِي اَلْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ مَالاً جَلِيلاً مِنْ مَالِهَا وَ قَالَ لَهُ اَلْفَتْحُ بْنُ خَاقَانَ لَوْ بَعَثْتَ إِلَی‌ هَذَا اَلرَّجُلِ فَسَأَلْتَهُ فَإِنَّهُ لاَ يَخْلُو أَنْ يَكُونَ عِنْدَهُ صِفَةٌ يُفَرِّجُ بِهَا عَنْكَ فَبَعَثَ إِلَيْهِ وَ وَصَفَ لَهُ عِلَّتَهُ فَرَدَّ إِلَيْهِ اَلرَّسُولُ بِأَنْ يُؤْخَذَ كُسْبُ اَلشَّاةِ فَيُدَافَ بِمَاءِ وَرْدٍ فَيُوضَعَ عَلَيْهِ فَلَمَّا رَجَعَ اَلرَّسُولُ وَ أَخْبَرَهُمْ أَقْبَلُوا يَهْزَءُونَ مِنْ قَوْلِهِ فَقَالَ لَهُ اَلْفَتْحُ هُوَ وَ اَللَّهِ أَعْلَمُ بِمَا قَالَ وَ أَحْضَرَ اَلْكُسْبَ وَ عَمِلَ كَمَا قَالَ وَ وَضَعَ عَلَيْهِ فَغَلَبَهُ اَلنَّوْمُ وَ سَكَنَ ثُمَّ اِنْفَتَحَ وَ خَرَجَ مِنْهُ مَا كَانَ فِيهِ وَ بُشِّرَتْ أُمُّهُ بِعَافِيَتِهِ فَحَمَلَتْ إِلَيْهِ عَشَرَةَ آلاَفِ دِينَارٍ تَحْتَ خَاتَمِهَا ثُمَّ اِسْتَقَلَّ مِنْ عِلَّتِهِ فَسَعَی‌ إِلَيْهِ اَلْبَطْحَائِيُّ اَلْعَلَوِيُّ بِأَنَّ أَمْوَالاً تُحْمَلُ إِلَيْهِ وَ سِلاَحاً فَقَالَ لِسَعِيدٍ اَلْحَاجِبِ اُهْجُمْ عَلَيْهِ بِاللَّيْلِ وَ خُذْ مَا تَجِدُ عِنْدَهُ مِنَ اَلْأَمْوَالِ وَ اَلسِّلاَحِ وَ اِحْمِلْهُ إِلَيَّ.... 🔸کلینی رحمه الله روایت کرده از إبراهيم بن محمّد طاهرى: که متوكّل بر اثر دُمل و زخم بزرگ و عميقى كه درآورد بيمار شد و به مرگ نزدیک شد و أحدى جرأت نكرد با ابزار آهنى او را جراحى كند. مادرش نذر كرد اگر او خوب شود، پول بسيارى برای إمام هادی عليه السّلام از ثروت خودش بفرستد. فتح بن خاقان وزير متوكّل به متوكّل گفت اى كاش مرا نزد أبوالحسن علیّ بن محمد مى‌فرستادى، زيرا او معالجه تو را مى‌داند. متوكّل كسى را نزد آن حضرت فرستاد و مرض او را شرح داد، فرستادهٔ او اين دستور را آورد كه پِشكل‌هایی که از گوسفند زیر پایش ریخته را بگيرند و با گلاب مخلوط‍‌ كنند و روى دُمل گذارند. وقتی قاصد، دستور را آورد و به آنها گزارش داد، آن را به باد مسخره گرفتند. خاقان گفت بخدا به آنچه كه گفت داناتر است. از اين‌ روی به دستور حضرت عمل كردند. متوكّل را خواب گرفت و دردش آرام شد و دُمل سر باز كرد و آنچه در آن بود بيرون آمد و مژدۀ سلامتى او را به مادرش دادند. او ده هزار اشرفی را در کیسه گذاشت و مْهرِ خودش را بر آن زده و براى إمام عليه السّلام فرستاد. متوكّل نیز از بيمارى خود بهبودى كامل يافت. بطحائى نزد متوكّل سخن‌چينى كرد كه پول و اسلحه براى آن حضرت مى‌فرستند و او قصد شورش دارد. متوکّل به سعيد حاجب دستور داد كه شبانه به‌خانۀ آن‌ حضرت حمله کن و هرچه پول و اسلحه نزد او يافتى بردار و براى من بفرست. إبراهيم بن محمّد گويد👈 سعيد حاجب گفت من شبانه بخانۀ آن حضرت رفتم و نردبان را به همراهم بردم ، سر بام رفتم و چون در تاريكى به يكى از پلكان‌ها سرازير شدم نمى‌دانستم از كجا وارد خانه شوم ، دیدم إمام فرياد زد اى سعيد ، بجاى خود باش تا برايت شمع بياورند. طولى نكشيد كه شمعى آوردند و من فرود آمدم،👉 ديدم آن حضرت، روپوشی پشمينى پوشيده و كلاه پشمينى بر سر نهاده و سجاده روى حصير برابر اوست و ترديد نداشتم كه مشغول نماز بوده. به‌من فرمود اين اتاق‌ها در اختيار توست همه را بگَرد. من به همۀ اطاق‌ها رفتم و بازرسى كردم و چيزى را جز يك كيسه اشرفى كه مُهرِ مادر متوكّل را داشت و كيسه ديگرى هم سر به مُهر بود را نیافتم. به‌من فرمودند اين جانماز را هم بازرسى كن. من آن را برداشتم و يك شمشير غلاف‌ كرده و ساده زير آن بود، آنها را برداشته و نزد متوكّل بردم. او چون به مُهر مادرش نگاه كرد او را خواست. مادرش نزد او آمد و يكى از خدمتكاران مخصوص به‌من گزارش داد كه مادرش به او گفت در بيمارىِ تو من از بهبودت ناامید شدم و نذر كردم كه اگر سالم شدى، از پول خودم ده هزار اشرفى براى او بفرستم و آنها را فرستادم و اين هم مُهر من است كه بر كيسه است‌. او كيسۀ ديگر را گشود و در آن چهارصد اشرفى بود، و او يك كيسۀ اشرفى را بر آنها افزود و به‌من فرمان داد كه آن را براى إمام ببرم. من آنها را بردم و آن شمشير را با سه كيسه پرداختم و به آن حضرت گفتم اى آقاى من، بر من سخت است اين مأموريت دربارۀ شما. در پاسخ فرمودند ستمگران بزودى خواهند دید كه چه سرانجامى خواهند داشت. 📚: الکافی: ج1، ص 499، ح4 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi